info@karegari.com صغحه اول
آرشیو مقالات
آرشیو ویدئو
سایت روز شمار جنبش کارگری ایران
سایت " روزشمار جنبش کارگری ایران" ؛ با اعتقاد به مبارزات مستقل کارگران و دفاع از مطالبات بیواسطه آنان دربرابر نظام سرمایه داری ایران، تلاش دارد که استقلال عمل این مبارزات را درتمام عرصه ها و بویژه در تنظیم اخبار مبارزات کارگران و زحمتکشان ایران و جنبش های اجتماعی ( زنان - پرستاران - دانشجویان و جوانان - معلمان - بازنشستگان - ملیت های ساکن ایران ) و زندگی کودکان خیابانی کار، با ارائه منابع خبر روز شمارنماید. تلاشم بر این بود که در این سایت آرشیو روزشمار را که طی سال های متوالی انتشار داده ام ، جای دهم . همکاری یکایک فعالان کارگری وتشکل ها و نهادهای کارگری و ارسال به موقع اخبار به سایت " روز شمار جنبش کارگری ایران" ما را در پیشبرداین وظایف توامان کمک می نماید. با احترام امیر جواهری لنگرودی
فیلمی از کانون همبستگی با کارگران ایران - گوتنبرگ(سوئد) : صدای کارگران هفت پته باشیم !

https://www.youtube.com/watch?v=PVVNtS0enVc&feature=emb_logo

مجله کارگری هفته - امیر جواهری در باره اعتراضات کارگری و بحث کارورزی


مجله کارگری: اخبار کارگری و دستمزدها، فراخوان اعتصاب شورای شورای‌هماهنگی‌تشکلهای‌صنفی فرهنگیان


امیر جواهری لنگرودی در نشست وبیناری گذار؛ قدرت نیروی عظیم انسانی و جایگاه جنبش‌ها(۳۱ تیرماه ۱۳۹۷)


تلویزیون دریچه گفتگوی فرامرز رفیعی با امیر جواهری لنگرودی پیرامون : قتل های خاموش وبررسی اعتصاب کارگر زندانی رضا شهابی


گفتگوی امیر جواهری با رفیق مهرنوش اشترانی از خانواده های جانفشانان کشتار دهه شصت و یکی از سخنگویان کمیته برگزاری هفتمین گردهمایی سراسری درباره کشتار زندانیان سیاسی در ایران


گفتگوی امیر جواهری با احسان حقیقی نژاد یکی از سخنگویان گرد هم ائی سراسری


گفتگوی امیر جواهری با محمد رضا شالگونی پیرامون چگونگی سازمانیابی تشکلهای مستقل و سراسری کارگران


مجله کارگری ، اخبار و اعتراضات روزجهانی کارگر و هفته معلم از امیر جواهری


مجله کارگری۲۰ مهر ۹۷:اخبار مبارزات کارگری،نان‌آوران خردسال،اعتصاب کامیونرانان


مجله کارگری:جمعه ۲۵ آبان ۹۷ تحصن معلمان، هفت‌تپه و شکست پروژه سندیکاسازی


جوانب گوناگون تحولات سیاسی پس از برجام و استراتژی سوسیالیستی


گفتگوی امیر جواهری با شاهین شریفیان از اعضای سازمان اتحاد فدائیان کمونیست ایران


مصاحبه امیر جواهری با روبن مارکاریان


گفتگوی امیر جواهری با مجید تمجیدی (دلائل مبارزه علیه تغیر قانون کار)


گفتگوی امیر جواهری با محمود صالحی از فعالین جنبش کارگری


گفتگوی امیر جواهری با احسان حقیقی نژاد یکی از سخنگویان گرد هم ائی سراسری


گفتگوی امیر جواهری با مژده ارسی: از سخنگویان هفتمین گرد هم آیی سراسری


مصاحبه امیر جواهری با الهه امانی درباره طرح کاروزی


گفتگوی امیر جواهری با رفیق هژیر پلاسچی


خوزستان تشنه نان، کار، آزادی‌ست و آب می‌خواهد آب را خون نکنیم! از: امیر جواهری لنگرودی
امروزهمچون دیروز،گره خوردن سراسری وسازمان‌یافته‌ی اعتراضات زنان، کارگران، بازنشستگان، معلمان، دانش‌آموزان و دانشجویان، کارورزان اندیشه و قلم، روستائیان زحمتکش، نیروی عظیم و میلیونی بیکاران و توده‌ی زحمتکش حاشیه‌نشین پیرامون استان ها و شهرستان های بزرگ ،برای مقابله با خشونت افسارگسیخته و تحلیل قوای بدنه‌ی نیروهای سرکوب می‌تواند بسیار مؤثر باشد. باید فریاد بر آورد: پاسخ تشنگی زحمتکشان ما گلوله نیست بلکه گستردگی جبهه اتحاد و یگانی و همبستگی مردمان ما و سراسری نمودن این اعتراضات در همبستگی با مردم زحمتش خوزستان و اعتراضات و اعتصابات مردم و کارگران پروژه ای نفتگران و کارگران هیفت تپه است که همچنان در اعتصاب و اعتراض اند! با توجه به قطع و محدود سازی دسترسی به اینترنت و تلفن و در غیاب رسانه‌های مستقل و آزاد درون کشور، امر اطلاع رسانی را می‌باید در سطح خارج از کشور به گسترده‌ترین شکل به درون جامعه میزبان برد و بر پراکندگی‌ها فائق آمد و سازماندهی اعتراضات را به شکل وسیع‌تری در دستور کار داشت! باید در خارج از مرزها، فرصت‌های اعتراض به جوانب مختلف سیاست‌های حاکمیت و سرنیزه‌ی سرکوبگران را درهم شکست و به دفاع از عموم مردم کشورمان به خیابان آمد و به اطلاع رسانی رسانه‌ای کمک نمود!

ویژه نامه‌ی شماره یک / اعتصاب سراسری کارگران پروژه ای نفت - گاز و پتروشیمی پالایشگاههای درون کشور گرد آورنده : امیر جواهری لنگرودی
اعتصاب بزرگ نفتگران تداوم درآمیزی نه پُرطنین مردم به مهندسی انتخابات و حرکت های «کف خیابان» بود. درهم آمیزی سطوح مختلف اعتراضات با حرکت های کف خیابان، راه اعمال قدرت و پیروزی طبقه‌ی کارگر است. به موازات آن نیاز به همگرایی جنبش‌های اجتماعی و لایه‌های گوناگون معترض طبقه‌ی کارگر و حقانیت بخشیدن به استقلال این جنبش الزامی است. صدور بیاینه‌های شعاری، جعلی و اطلاعیه‌های قلابی به نام طبقه‌ی کارگر و به نیابت از کارگران تلاشگر پروژه ای و یا کارگران اعتصابی پیمانی نفت، با هدف مصادره‌ی اعتبار اعتصابات به نفع حزب، سازمان و یا جناح سیاسی ورشکسته معینی، کاری ناشایست و به زیان کارگران اعتصابی و مخدوش کردن این صف مبارزاتی است. صادرکنندگان بخشا بعضی از اطلاعیه‌ها که به ظاهر در جای خنکی نشسته‌اند وازحرم گرمای اعتصابات به دورند، باید بیش از هر موقع حساسیت لحظه ای که درآنیم را در یابند. مدافعان واقعی طبقه‌ی کارگر بیش از هر چیز به همراهی با این طبقه و حفظ استقلال جنبش کارگری از تعرض سرمایه - دولت سرمایه خوار، کارفرمایان و پیمانکاران جیره خوار، شورای اسلامی، بسیج کارگری و.. احزاب و سازمان ها می اندیشند. آنان به جای برخوردهای مصادره ای ، از امکانات و همه‌ی توان خود برای کمک رسانه‌ای و حتی میدانی به کارگران بدون هیچ سوء نیت و چشمداشتی استفاده می کنند. چه خوب است نه به جای کارگران و از طرف آن‌ها که همراه آنها باشیم و به جای پیچیدن نسخه‌های سیاسی و حزبی شداد و غلاظ ، از آنها بیاموزیم و در رساندن صدای واقعی کارگران کوشش کنیم. ویژه نامه کارگری سلسله اعتصابات و اعتراضات کارگران پروژه ای نفت و گاز و پتروشیمی خود را در این راه همگام با کارگران ایران و صدای یکایک آنان می شناسد .

بررسی آماری اعتراضات و مبارزات کارگران ایران در سال ۱۳۹۹ کارگروه مشترک کارگری: مریم امانی - یوسف آبخون - امیر جواهری لنگرودی
داده‌های آماری ما از نتایج روزشمار کارگری در سال گذشته، همچنین نشان می‌دهد که فراوانی حرکات سازمان یافته سراسری کارگری در رشته‌های گوناگون، نسبت به حرکات جداگانه و در برابر کارفرمایان منفرد، افزایش چشمگیری پیدا کرده و حتی در برخی گروه‌ها، مثل معلمان، این نسبت برتری یافته است. هم چنین فراوانی حرکات کارگری در برابر نهادهای دولتی نسبت به حرکات جداگانه‌ی منفرد در محیط‌های کار نیز افزایش یافته است. این دو جنبه، حاکی از پیشروی سازمان‌یافته، آگاهانه و هوشیارانه‌ی کارگران کشور در سال گذشته است و نشان می‌دهد که آن‌ها به عنوان طبقه‌ای واحد و متحد و رزمنده وارد میدان مبارزه‌ی طبقاتی می‌شوند. این پیشروی شگفت‌آور طبقاتی کارگران در سال گذشته، که علی‌رغم همه‌ی دشواری‌ها و سخت‌تر شدن شرایط، فلاکت اقتصادی و ویرانی تولید، فضای نومید کننده‌ی بعد از سرکوب خونین قیام سال ۱۳۹۸ زحمت کشان و حاشیه نشینان، که به بهای جان هزاران نفر و اسارت و شکنجه‌ی بسیارانی تمام شد، و هم چنین هراس از کشتار عمومی بیماری همه‌گیر کرونا، در تاریخ جنبش کارگری کشور ما بی سابقه است.

یادداشت کارگری هفته بساط باجگیری‌تان را از سر کارگران و زحمتکشان جامعه‌ی ما بردارید عثمان اسماعیلی و محمود صالحی را آزاد کنید! از : امیر جواهری لنگرودی
کاک عثمان اسماعیلی و کاک محمود صالحی ؛ دو فعال کارگری را به «جرم» گرامی داشت اول ماه مه، روز خودشان و جمع شدن‌شان در پارکی و انتشار چند عکس، ابتداء احضار و بازجویی کردند، بعد برای اینکه بازداشتشان نکنند، وثیقه‌ی ۴۰ میلیون تومانی را به آن‌ها تحمیل کردند که از پرداخت آن سرباز زدند و به همین دلیل این دو را با دستبند روانه‌ی زندان کردند و علی‌رغم بیماری‌اشان تا امروز که حکم ناعادلانه‌ی محکومیت‌اشان را صادر کردند، در زندان نگه داشتند؛ این عمل دستگاه قضائی جمهوری اسلامی باجگیری علنی است. حکومت دزدان و اوباش غارتگر جمهوری اسلامی دشمن طبقه‌ی کارگر و زحمتکشان است و با این عمل دشمنی و کینه‌ی خود را به روشنی عیان کرده است. روزشمارکارگری هفته؛ در کنار بیشمارانی حکم احضار، بازجویی‌های بی معنی - جرم تراشی و تعیین جزای نقدی واحکام زندان را برای این دوچهره‌ی نام آشنای جنبش کارگری کردستان قویاً محکوم می‌کنیم و خواستار پایان بخشیدن به چنین احکامی هستیم!

یادداشت کارگری هفته : جنایت اول ماه مه ١۴٠٠، در معدن طزره دامغان، بازهم فاجعه آفرینی سرمایه داری و خصوصی‌سازی حاکم از : امیر جواهری لنگرودی
این اولین بار نیست که کارگران با حوادث ریزش معدن روبرو شده اند و جان عزیز خود را از دست داده اند، با این وجود تاکنون هیچ تغییر و بهبودی در شرایط ایمنی کار برای کارگران معدن صورت نگرفته است. چهار سال پیش در ۱۳ اردیبهشت ۱۳۹۶، طی انفجاری که در معدن زغال سنگ یورت (واقع در ۹۰ کیلومتری شرق شهر گرگان) رخ داد ۴۳ معدنچی جان باختند که در نوع خود به یک تراژدی ملی مبدل گردید. برپایه خبر گزارش منتشره آمده است : « در استان مازندران نیز اتفاقات در معادن به ویژه زغال سنگ چشمگیر است به طوری که بر اساس آمارهای ثبت شده در نظام مهندسی معدن مازندران، از سال ۱۳۹۵ تا پایان سال ۱۳۹۹ در این استان دست‌کم ۲۲ حادثه در معادن این استان رخ داد که حاصل آنها جان باختن ۱۲ کارگر معدن و مصدوم شدن ۲۵ نفر بود. عمده حوادث مربوط به معادن زغال‌سنگ بودند.» (۳) باید گفت : معادنی که دلار و دلار پول به جیب کارفرمایان معادن می ریزند، خود به کارخانه تولید مرگ بدل شده‌اند تا داغداران خاموش کی و کجا فریاد بزنند...

ویژه نامه اول ماه مه ۲۰۲۱ برابر یازدهم(۱۱)اردیبهشت۱۴۰۰، روز همبستگی بین المللی طبقه کارگر! از : امیر جواهری لنگرودی
اول مه (یازدهم اردیبهشت) روز ماست! هم اکنون به وضوح نمی‌توانیم شادی کنیم و نمی‌توانیم در آرامش به سوی هدف‌های نجیب خویش گام برداریم با این همه، ما خداوند سرنوشت خویشیم، بهاریم، جوانی هستیم، سپیده دمیم! و نخستین روز مه، روز ماست، از آنِ ماست! در هفته‌ها و روزهای اخیر فراخوان‌ها، بیانیه ها، اطلاعیه و آفیش‌ها و عکس‌هایی به اعتبار اول ماه مه از پیشینه‌ی مبارزه‎ی کارگری، از جای جای ایران و خارج از کشور، چه به شکل جمعی یا مستقل به دستم رسید؛ بر آن شدم، برای داشتن یک آرشیو از این مجموعه که توازن نیرو و کشاکش اردوی کار و سرمایه‌ی درون کشور ما را در آستانه‌ی اول ماه مه یازدهم (۱۱) اردیبهشت ۱۴۰۰ نشان دهد، آن‌ها را در این ویژه نامه تدوین کنم و یکجا در دسترس عموم قرار دهم. آنچه پیش روی شماست، مجموعه‌ای از بیانیه، اطلاعیه و قطع‌نامه‌هایی است که به مناسب روز جهانی کارگر ۱۴۰۰ از سوی گروه‌ها و تشکل‌های کارگری، احزاب، سازمان‌ها و دسته‌جات سیاسی و حامیان طبقه‌ی کارگر ایران منتشر شده است.

یادداشت کارگری هفته درآستانه اول ماه مه سال ۱۴۰۰ یکشنبه های اعتراض بازنشستگان ، زحمتکشان دیروز و معترضان امروز؛ "فقط کف خیابون،به دست میاد حقمون"! از : امیر جواهری لنگرودی
بازنشستگان دردل ومتن جامعه ایران نه تنها برای وصول مطالبه خویش یعنی امر همسان سازی حقوق وبالا بردن مقرری ماهیانه خود دربرابرگرانی وتورم افسارگسیخته کشوربا تلاش ومبارزه گسترده ای که برای رهایی ازمناسبات ضدانسانی حاکم برخویشتن خویش می بینند،درنمایش مبارزات سریالی دربرابرحاکمیت و به هیچ گرفته شدن حقوق اجتماعی و مسلم خود به ستیز می نشینند. جدا از این، اعتراض به دستگیری وزندانی نمودن فعالین ورهبران جنبشهای مطالباتی رابه یکی ازپرچم‌های اصلی اعتراضات خیابانی خود بدل نموده اند وهریکشنبه وبخشا درشهرهای مختلف روزهای دیگررا هم درخیابان اند. تحولات همین روزهای اندک ازشروع سال ۱۴۰۰ نشان میدهد که سال جاری، سال تلاش جامعه برای آزادی زندانیان سیاسی وعقیدتی در کنار مبارزه عمومی وگسترده برای دفاع ازامنیت شغلی وجسارت بخشیدن به بهبود معیشت و افزایش دستمزدها و رودررویی با حاکمیت برای مبارزه کشاندن آنها درمقابل سیاست خصوصی سازی و شرکت های پیمانکاری وسایرمطالبات خواهد بود و مجموعه این خواسته ها درشرایط سخت وسهمناک کرونایی دربطن مبارزه ومطالبات اول ماه مه امسال یازدهم اردیبهشت ۱۴۰۰ ، چنانچه در برابر تهاجم، بازداشت و زندان حاکمان به خیابان کشیده نشوند ، دهن بازمی کنند و نمامی سال کارگران و زحمتکشان روستایی و شهری را به صفی واحد بدل می نماید.

یادداشت کارگری هفته سرآغاز جنبش های اعتراضی سال جدید با شعار: فقط کف خیابون/ به دست میاد حقمون! از :امیر جواهری لنگرودی
گفته آمد که بازنشستگان نیز مانند سایر صنوف ـ که به دلیل سیاست‌های نئولیبرالی دیکته شده توسط بانک جهانی به جمهوری اسلامی، چند پاره و گسسته شده‌اند و با اندک تفاوت دستمزد و مزایای اسمی در قالب برتری ظاهری و القاب بی ثمر، بین آن‌ها تفرقه انداخته‌اند ـ خواستار «همسان سازی» هستند؛ اما حاکمیت نه تنها این کار را صورت نداده، به هزار بهانه از افزایش حقوق بازنشستگان کشوری و لشگری طفره می‌رود. این مطالبه‌ی همسان سازی و رفع تبعیض باید دراولویت اجرا قرار بگیرد؛ از همین رو و در تداوم و پیوند با اعتراضات خیابانی سال پیش، بازنشستگان فراخوان سراسری برای اعتراض خیابانی یکشنبه پانزددهم (۱۵) فروردین۱۴۰۰ با همان شعار: «تنها کف خیابون، به دست میاد حقمون» را منتشر کرده‌اند. برای بازنشستگان جامعه‌ی ما تا به امروز روشن شده است؛ هیچ مطالبه‌ای را از هیچ نهادی به زبان خوش، با اعتماد به وعده‌ها، بدون اتحاد مستقل حداکثری و مطالبه‌گری پیگیر و حضور در کف خیابان نمی‌توان بدست آورد یا در صورت بدست آوردن حفظ کرد و یا در صورت حفظ کردن گسترش داد بلکه تنها در کالبد پیوسته‌ی همگرایی‌ها است که می‌توان این اعتراضات را به ثمر رساند!

یادداشت کارگری هفته سالی که نکوست ازسفره خالی و تعیین نرخ دستمزد برای زحمتکشان‌اش پیداست! از: امیر جواهری لنگرودی
...تنها وسیع‌ترین پهنه‌ی اتحاد مبارزاتی بخش‌های گوناگون کارگران، معلمان زن و مرد، گروهبندی های بازنشستگان ،پرستاران و دانشجویان، کارگران کشاورزی و فعالان محیط زیست و همه‌ی لایه‌های زحمتکشان وهم‌سرنوشتان است که می‌توانند در همصدایی و گسترش همگرایی ، همبستگی و هم پوشانی گسترده، یک بلوک مستقل کارگری برآمده از اکثریت عظیم مردم برای اکثریت عظیم مردم و درخدمت آن را شکل داده تا باهجوم گسترده‌ به حق حیات فرودستان و زحمتکشان مقابله کند. در برابر اختابوس بُود این نظام، «مانع زدایی» زمانی ممکن می‌شود که کل رژیم سرنگون شود و نه از تاک نشان ماند و نه از تاک نشان!

یادداشت کارگری هفته گروه‌های گوناگون معلمان، بلاتکلیف در تقلّای نان در کف خیابان! از: امیر جواهری لنگرودی
گروه‌بندی‌های گوناگون معلمان که در صف تعیین تکلیف وضعیت خویشند، باید از حمایت همه‌ی نیروی مطالبه‌گر، مشخصاً کانون‌های صنفی معلمان شاغل، فعالان سندیکائی، دانشجویان، زنان و مادران و خانواده‌های دانش‌آموزان و بازنشستگان که امروز چرخه‌ی اساسی تغییرات را در جامعه دنبال می‌کنند، برخوردار گردند. برای درمان دردها، در جامعه‌ی بلا گرفته‌ی ما، چه نیک گفته‌اند: «این درد مشترک، هرگز جدا جدا درمان نمی شود»! به‌عبارتی محال است که در این جامعه‌ی نابرابر، کولبر کردستانی و سوختبر بلوچستانی به گلوله و رگبار بسته شوند و در آتش دیوانه‌سری سپاه مرصاد و قوای سرکوب مزدوران بسیج بسوزند، اما معلمان آموزشیاران نهضت سواد آموزی، معلمان قراردادی وغیررسمی وغیراستخدامی، مربیان پیش دبستانی، نیروهای رسمی معلمان، نیروهای موظف و غیرموظف، معلمان حق‌التدریسی، معلمان خرید خدمت، معلمان شاغلِ حق‌ التدریس، سربازمعلمان، مدرسین طرح امین، مدرسین قرآن، معلمان باز نشسته‌ی حق‌التدریسی، در کنار پرستاران سخت کوش، کارگران صنایع و بخش خدمات، بازنشستگان، دستفروشان و... طعم آسایش و رنگ آرامش را ببینند و حق و حقوق‌شان به تمامی تأمین شود؛ در نتیجه فقط با اتحاد بزرگ و سراسری در یک بلوک کارگری – عدالتخواهی است که توده‌ی زحمتکشان می‌توانند از شر مظالم تحمل ناپذیر این نظام جهنمی رها شوند. ...

گاوان و خران بار بردار، به ز آدمیان مردم آزار! از : امیر جواهری لنگرودی
بی هیچ اغماضی باید فریاد برآورد که نظام اینک جان ارزنده و زندگی سازنده‌ی علی نجاتی را هدف گرفته. می‌خواهد هزینه‌ی سنگین فعالیت سندیکایی را برای کارگران با تنبیه او نشان دهد. بر تمامی لایه‌های اردوی کار و زحمتکشان ایران است که متحد و یک‌صدا از این فعال بازنشسته‌ی کارگری و سندیکایی حمایت کرده و بساط آزار جانوران درنده خوی حکومت اسلامی را برچینیم و مانع از آسیب رساندن به علی نجاتی و دیگر فعالان کارگری باشیم. این توطئه‌ی حکومت را با اتحاد و پشتیبانی ازعلی نجاتی، به عنوان نماد کارگر مقاوم و سازمانده که اینک با بستن حساب‌ بانکی‌اش، حاصل اندوخته‌ی عمرش را نیز مانند سایر بازنشستگان به غارت برده‌اند، در هم بشکنیم. به سامان رساندن زندگی این نیروی عظیم اجتماعی در گرو اتحاد و تقویت صف همگرایی برای شکستن قفل زندان‌های کشوراست. در انجام این راه و مبارزه‌ی همگام با مردم ایران، خاصه طبقه‌ی رنج و کار جامعه، باید همه‌ی مدافعان تداوم وضع نابسامان و تخریب کننده‌ی موجود را در هر لباسی که هستند و با هر توجیهی که به میدان می‌آیند، رسوا نمود و به منتهی الیه جامعه راند. بیش ازهرروز، همچون کف دست برای مردم ما امروز روشن شده است که تنها راه رهایی از فقر و نداری، از نکبت و سیاهی، فریاد در کف خیابان است!

یادداشت کارگری هفته در نقد شورای عالی کار و بحث‌های دستمزد سال آینده! با فرو ریختن اخلاق و پرنسیپ‌ها، دیگرهیچ چیز تعجب برانگیز نیست! از: امیر جواهری لنگرودی
...این کار در توان جامعه‌ی پر تلاش ماست. متشکل شویم، سازمان یابیم و با قدرت عمل نماییم و تمامیت نظام را به چالش کشیم. این وظیفه‌ی عاجل و تخطی ناپذیر یکایک ماست. بر ما مهاجرین و ایرانیان خارج از کشور است که صدای رسای دادخواهی جنبش مطالباتی کارگران ایران در برابر افکار عمومی جامعه‌ی میزبان و در برابر اتحادیه‌ها و جنبش آزادیخواهی جهان در امر همبستگی هرچه فزونتر با مبارزات کارگران و زحمتشکان ایران باشیم! باتوجه به تشدید بحران اجتماعی و اقتصادی، حدت سرکوب‌ها در سراسر جامعه، باید در مسیری حرکت کنیم که بشود مسئله‌ی حداقل دستمزد و چگونگی مبارزه برای افزایش آن‌را به حلقه‌ای برای ایجاد همگرائی و تقویت هسته‌ی اصلی مبارزه‌ی طبقاتی به پیکره‌ی اصلی نبرد امروزمان بدل سازیم، چرا که فردا خیلی دیر اسست!

یادداشت کارگری هفته حرکت تاریخی سریالی بازنشستگان و بلاتکلیفی سریالی اعتراضات معلمان در شرایط کرونایی از : امیر جواهری لنگرودی
با توجه به موج وسیع تحرکات سریالی، با توجه به حرکت‌های قبلی معلمان، پرستاران، فولاد، هپکو، هفت تپه، شرکت واحد، معادن، پتروشیمی و گاز و نفت است که امروز می‌شود گفت در کشوری با این حدّ از سرکوب، بهتر ازاین نمی‌شود حرکت‌های اعتراضی سازماندهی شده و مستقل داشت. حرکت‌هایی که با بهره‌گیری از شبکه‌های اجتماعی و ایجاد اطاق‌های فکر به خودسازماندهی خویش برآمده، عاقلانه و تنظیم شده، نیرو بسیج می‌نمایند، یا بهتر بگوییم نوع عالی و جدیدی از سازماندهی بوجود آورده‌اند که افقی خودگردان از توانایی، آگاهی و نطام مترقی زحمتکشان کشور را نوید می‌دهد.

یادداشت کارگری هفته: چهارمین حرکت سریالی بازنشستگان با شعار: « تامین اجتماعی برپایه ی سبد معیشت، حق همه ی گروه های بازنشستگان است» برای تاریخ هفتم بهمن۹۹ در دست تدارک است، با تمام نیرو صدایشان باشیم ! از:امیرجواهری لنگرودی!
... بازنشستگان تامین اجتماعی نیز دغدغه حقوق زنان، لغو اعدام، آزادی زندانیان سیاسی، حقوق کارگران و واکسیناسیون رایگان و عمومی علیه کرونا به شکلی برجسته مطرح است. با این حال در آستانه دور جدید تجمعات اعتراضی بازنشستگان تامین اجتماعی، اعلام حمایت و همبستگی هر چه گسترده تر مطالباتی از سوی سایر بخش های حقوق و مستمری بگیران، مقابله با تفرقه افکنان و خنثی کردن گرایش های سازشکاری که زدو بندهای پشت درهای بسته و توصیه صبر و انتظار به بازنشستگان را بر طلب حق در «کف خیابان» از سوی آنان ترجیح می دهند، همچین ایادی کانون های زرد وابسته و بی عملی که کاری جز دلالی و کاسبی و خودفروشی برای مسئولان به نام بازنشستگان ندارند همچنان حائز اهمیت اساسی است...

یادداشت کارگری هفته پرستاران ومطالبات بی پاسخ ماندهِ آنان نگاهی به این نیروی سخت کُوش رنج و کارجامعه طی دوران کرونایی درایران ! از : امیر جواهری لنگرودی
وضعیت کنونی پرستاران و کادر درمانی نشان دهنده‌ی انسداد امکان بهبود و نبودن تمایل رسیدگی به آن از سوی مدیران و مسئولین بالادستی و نیاز به تشکل‌های مستقل از درون جامعه‌ی پرستاری‌است که پیگیر حقوق و مطالبات خود باشند. پرستاران می‌توانند با استفاده از امکانات شبکه سازی در اینترنت مطالبات و شیوه‌های طرح مطالبات خود را جمع‌بندی و ضمن آشنایی با مسائل و نیازمندی‌های همکاران خود در مناطق و شرایط مخلف، صدای خود را به گوش دیگر زحتکشان اردوی کار کشور نیز برسانند. پرستاران می‌توانند علاوه بر اتحاد و پیوند در درون صنوف خود، در پیوند با سایر بخش‌های آگاه طبقه‌ی کارگر کشور مانند معلمان، بازنشستگان و فعالین سندیکایی که علیه خصوصی‌سازی و برای دریافت حقوق خود مبارزه می‌کنند، عامل مؤثر و مفیدی باشند. برای دستیابی به این مهم با افق تشکیل یک سازمان خودگردان و دموکراتیک پرستاری، نخست با افشا و طرد تشکل‌های حکومتی زرد مانند خانه‌های پرستار و نظام پرستاری که در دفاع از منافع حاکمیت، نقش مانع و بازدارنده‌ی احقاق حقوق صنفی پرستاران را دارند، به ایجاد و گسترش و سازماندهی تشکل‌های مستقل خود مبادرت کنند. این گامی کوچک در آغاز مسیری بزرگ خواهد بود که به سلامت همه‌ی مردم جامعه می‌انجامد.

یادداشت کارگری هفته خیز برداشتن مافیای درون نظام برای مصادره مبارزه و اعتصاب کارگران هفت تپه، به بهانه خلع ید! از : امیر جواهری لنگرودی
.... کارگران آشکارا شاهدند که از نهادهای مختلف حاکمیتی و مشاجرات‌شان بر سر نحوه اداره هفت تپه آبی برایشان گرم نمی‌شود؛ چرا که راه‌کارهای هیچ کدام‌شان سایه شوم ناامنی شغلی را از سر کارگران برنمی‌دارد. به همین دلیل است که خلع ید از کارفرمای بخش خصوصی را صرفاً با حضور کارگران و نمایندگان مستقل آن‌ها و مرتبط با اجرای سایر مطالبات‌شان می‌خواهند نه پشت درهای بسته یک نهاد داوری حاکمیتی، بیرون از حضور و نظر و اراده کارگران.» بنابراین ماجرای خلع ید از اسدبیگی و رستمی هم به نوعی «دکانداری» دکاندارن دین نما بوده است! تنها از همین روست که مافیای درون نظام برای مصادره‌ی مبارزه و اعتصاب کارگران هفت تپه، به بهانه‌ی خلع ید، دیگربار در هیکل دولت - مجلس و دستگاه قضا خیز برداشته‌اند!

یادداشت کارگری هفته بازنشستگان امروز، کارگران دیروز،دردوران سخت کرونای کُووید 19،همچنان درکارند! از : امیر جواهری لنگرودی
حرکت های اعتراضی سریالی برای بازنشستگان که در واقع نماد شکل های خود سامان یابی شبکه ای در عصر شبکه های اجتماعی هستند از این جهت نیز حائز اهمیت است که نه بدهی های کلان دولت به تامین اجتماعی پرداخت شده، نه تناسبی بین افزایش پیش بینی شده برای حقوق و مستمری سال آینده با تورم شدیدی که در پیش است وجود دارد. فقط حرکت های اعتراضی سریالی گسترده و نیرومندی که مستقلا بر پایه فصل مشترک های مطالباتی گروههای مختلف مطالبه گران شکل گرفته باشد می تواند جلوی ادامه سقوط فاجعه بار قدرت خرید اکثریت عظیم و دهها میلیونی کارگران و زحمتکشان را بگیرد. بازنشستگان تامین اجتماعی که بخش اصلی آنها را حداقل بگیران تشکیل می دهند اگر بتوانند در خصوص زمان تداوم اعتراضات و مطالبات اصلی و مرکزی خود به توافق برسند و از فرصت های موجود برای مشارکت هر چه وسیع تر بازنشستگان در تجمعات اعتراضی در تهران و شهرستان ها بهره برداری نمایند، می توانند قطار حرکت های نیرومند مطالباتی را بار دیگر به حرکت درآورند.

یادداشت کارگری هفته هیاهوی بسیار برای هیچ ! از : امیر جواهری لنگرودی
دادگاه میرعلی اشرف عبدالله پوری‌حسینی، رئیس سابق سازمان خصوصی سازی در دست انجام است..... آنچه در خصوص واگذاری صنعت ماشین سازی تبریز به مشی قربانعلی فرحزاد و نوعیت واگذاری صنعت دشت مغان به صرافان در دادگاه مورد وارسی ایست ، چنانچه پای اسحاق جهانگیری نیز به این ماجرا بازگردد، اینکه سمت سوی پرونده درقبال دانه درشت ها به کجا بیانجامد، هیچ برما معلوم نیست. تا اینجای کارکه دادگاه جریان دارد و آن سویش معلوم نیست، نمی تواند ساحت دادگاه مورد داوری نهایی قرارگیرد باید منتظر ماند و صورت مسئله را دنبال نمود. ای بسا حکایت همچنان باقی ایست!

یادداشت کارگری هفته شلاق، پاسخ داود رفیعی برای درخواست مدنی بازگشت به کار! از : امیر جواهری لنگرودی
باری امروز همه‌ی نیروهای آزادی خواه و برابری طلب و همه‌ی فعالان عرصه‌ی کار و کارگر و مدافع حقوق کارگران و زحمتکشان و طرفدار حقوق بشر که خود را در برابر صدور احکام و اقدامات ضد انسانی جمهوری اسلامی مسئول می‌بینند، آن‌را به‌شدت محکوم می‌کنند و خواهان اعاده‌ی حیثیت، بازگرداندن کارگر اخراجی داود رفیعی بر سر کار و پرداخت خسارت لازم بر جسم و جان او و خانواده‌اش می‌باشند و صدور حکم شلاق این فرمان عصر شتر چرانی و بربریت را قویاً محکوم می‌نمانید. بر همه‌ی آزادی‌خواهان و انسان‌های شریف است که به هر زبان و با هر وسیله و در هر رسانه‌ای که در اختیار دارند، با انتشار تصویر پیکر شلاق‌خورده‌ی داود رفیعی را منتشر و با افشاگری درباره‌ی این مجازات علیه کارگران، آن‌را محکوم کنیم.

یادداشت کارگری هفته : به بهانه ی تعطیلی دو هفته ای آذر کرونا و دشواری معیشت کارگران و گسترش بیکاری در ایران از : امیر جواهری لنگرودی
...کارگران همواره بر زبان می‌رانند: «امروز برای طبقه‌ی ما بودن، مساوی است با مبارزه کردن...» همه دریافته‌اند، چنانچه می‌خواهند روی پای خود باشند، باید مبارزه‌ای سازمان‌یافته و مستقل داشته باشند و متشکل گردند. این بدان معنی است که طوفان تازه آغاز شده و همه‌ی ترفندهای تکراری نظام اعم از: زندان، شکنجه، شلاق و گلوله در خیابان و تبعید دیگر اثر ندارد! تنها پاسخ و مسیر روشن در گذار از این دو راهی نان و جان که حاکمیت بر کارگران تحمیل کرده است، پاسخی است که با اتحاد خود، طبقه‌ی کارگر به آن خواهد داد. چنان که امروزه هم شاهدیم کارگران بیش از پیش خود را در تشکل‌های مستقل سازمان می‌دهند و از طریق تقویت شبکه‌های اجتماعی و اینجاد پیوندها و همگرایی های پنهان و آشکار، برای شناساندن و بازشناسی همدیگر، سازمان‌یابی هر چه گسترده‌تر و ساختن ارتباطات سیال تر،فعال می‌شوند !


حکومت جمهوری اسلامی، احضارروزانه‌، بازداشت و زندان فعالان کارگری و اجتماعی را دردستورکارخود دارد. هم صف شدن زندان سیاسی ازفعالانی مانند: اسماعیل عبدی، اسماعیل گرامی، سپیده قلیان، آتنا دائمی، زینب جلالیان، نسرین ستوده، کیومرث سلوکی، عثمان اسماعیلی و محمود صالحی و بیشمارانی دیگر که نام شریف‌شان، فهرست بلند بالایی خواهد بود، نشانه‌ی امنیتی کردن جامعه در دوران انتصابات ریاست جمهوری ۱۴۰۰ است. درجامعه‌ی ما چند رخداد بزرگ اجتماعی وسراسری درجنبش ضد استبدادی ۸۸ و جنبش عظیم توده‌ای دی ۹۶ وتحرک بزرگ مردم درآبان ۹۸ مشروعیت و قدرقدرتی نظام را به چالش کشید، اصطلاحاً شاخ نظام را شکست؛ به دیگرسخن، آنگاه که مردم درخیابان‌ها فریاد کشیدند: «اصلاح‌طلب، اصول‌گرا، دیگه تمومه ماجرا» نظام دریافت که مردم درصدد این هستند که راه پیشروی آنان را تنگ و تنگ‌تر کنند. این شد که حاکمیت نیز، شمشیرازنیام برکشید وبه قتل، احضار، زندان و تبعید فرزندان مردم و سرکوب گسترده‌ی جنبش‌های مطالبه‌گر درسطح جامعه برآمد.


رخداد مرگ دوکارگرجوان معدن کار،درمعدن طزره دامغان ازسلسله معادن چهارگانه البرزشرقی، انگاری همه موجودیت موفقیت آمیزاول ماه مه ، یازده اردیبهشت سال ١۴٠٠ را سیاه وکدرنمود. در ابتدای این یادداشت ، این پرسش اساسی مطرح است : چه عاملی مرگ دو کارگر معدن طزره را در روز تعطیلی اول ماه مه در شرایط جامعه ایران معنی می بخشد ؟ پاسخ اینستکه چرا باید کارگر در روز تعطیلی اول ماه مه، روزهمبستگی بین المللی طبقه کارگر، برسرکارباشند تا جان بسپارند وخانواده و جامعه ای را داغ دارخود سازند؟


تقریبا روزی نیست که صدای زحمتکشان دیروز و معترضان امروز یعنی بازنشستگان سر فراز را در این جا و آن جای جغرافیای اعتراض ایران نشنویم . سیمای آتش زنه بازنشستگان نه فقط دربازنشستگان تامین اجتماعی - نیروی لشکری و کشوری بلکه بازنشستگان کارگری- فرهنگی- فولادی- معدنی وبازنشستگان سخت وزیان آور متجلی است . این نیروها گاها توامان و و گایه بشکل مشخص این جا وآنجا کف خیابان را نه تنها درکلان شهرتهران و یا درسطح استان های آذریایجان - اصفهان - مشهد - شیراز - کرمانشاه - کرمان - اهواز - بلکه درکرج - قم - قزوین - اراک - یزد - رشت - ایلام - خرم آباد - بجنورد- شوش دانیال و هفت تپه - کاشمر - نیشابور- بهشهر مازنداران - نوشهر - شوشتر- اندیمشک - زنجان - دزفول و.... به پیکاربی امان خود درسرما وگرما، برف وباران به نمایش درمی آورند!.


دفتر اعتراضات سال ۱۴۰۰ در پایان سال گذشته با کشاکش جرقه‌های اعتراضی و اعتصاب غذای زندانیان سیاسی زن و مرد در حمایت از اسماعیل عبدی، معلم زندانی، درون زندان‌ها و در نقاط مختلف کشور گشوده شد و با آغاز تعطیلی نوروزی، در روزهای تعطیل، اعتصاب کارگران هفت تپه در شوش و اعتراضات فرهنگیان،بازنشستگان و ضربآهنگ فرارویی به اعتراضات و اعتصاب گسترده‌ی سراسری در اول ماه مه ۱۴۰۰ را در ادامه‌ی «اعتصاب نوروزی آغاز قرن» درون زندان‌ها تشدید کرده است!


سال ۱۴۰۰ را هم «حضرت آقا» با شعار «تولید، پشتیبانی‌ها و مانع‌زدایی‌ها» نامگذاری کرد. این همه آوازها از «حضرت» است! چند سالی است که خامنه‌ای با نامگذاری نوروزی هر سال به زعم خود، خط فعالیت و اهداف آن سال را مشخص می‌کند؛ به‌عنوان مثال سال ۱۳۹۶ با شعار: «اقتصاد مقاومتی ، تولید و اشتغال» و سال بعدتر ۱۳۹۷ را با عنوان سال «حمایت از کالای ایرانی» خواند. سال ۱۳۹۸ را نیز سال «رونق اقتصادی» معرفی کرد و سال ۱۳۹۹ را نیز سال «جهش تولید». اگر از آسمان سنگ شرر و فتنه ببارد، این عجوزکان از قرون و اعصار رها شده، همان می‌نمایند که هرسال در نوترین روز سال بر منجنیق فتنه می‌بارند و مشت بر سندان می‌کوبند تا لاطائلاتی را به نام پیام نوروزی با نامگذاری مهریه‌ی بهبود اقتصادی تحویل مردم دهند و دیگرهیچ.


در مجله‌ی روزشمار کارگری دوهفته‌ای پیش‌روی، افزون بر هفده (۱۷) خبر از فعالیت‌های گروهبندی‌های گوناگون معلمان، عمدتاً آموزشیاران نهضت سوادآموزی را در کنار دیگر گروه‌های معلمان مانند: مربیان پیش دبستانی، معلمان نیروهای رسمی، نیروهای غیر رسمی، نیروهای موظف، نیروهای غیر موظف، معلمان حق‌التدریس، معلمان خرید خدمت، معلمان شاغلِ حق‌ التدریس، حق‌التدریس آزاد، سرباز معلمان، مدرسین طرح امین، مدرسین قرآن، معلمان باز نشسته‌ی حق‌التدریس و... را می‌توانید بخوانید. این همه عنوان و دسته‌بندی کردن معلمان، ناشی از کمبود شدید معلم و ترس از خالی ماندن کلاس‌های درس، خاصه در دوره‌ی همه‌گیری ویروس کُووید ۱۹ است.


در حالی که کمتر از ۵۰ روز تا آغاز سال ۱۴۰۰ باقی مانده است، قلب لایه‌های گوناگون اردوی میلیونی کارگران درباره‌ی تعیین نرخ دستمزد برای سال پیش‌رو، همچنان پُرتپش می‌زند. عقب ماندگی حقوق‌های عقب افتاده از یک سو و مشکلات زندگی و دوران طاقت فرسای کرونایی و بیکاری میلیونی، فروریزی نظام تولید و بحران اقتصادی حاکم برجامعه، از سوی دیگر باعث شده تا این نگرانی هر روز بیشتر از روز گذشته دهن باز کند....


امروز و در دل مرگ آفرینی ویروس کووید ۱۹ در سراسر کشور، بی سیاستی حاکمیت و اعمال سیاست‌های نابخردانه‌ی شخص اول نظام، در مقابل واکسنه کردن جامعه ما شاهد تکانه‌های وسیع و گسترده‌ی اعتراضات سریالی در جای جای کشور طی هفته‌های اخیرهستیم. ازجمله: تحرکات سریالی پرستاران و کارکنان بیمارستان‌ها، دوشنبه‌های کشاورزان اصفهانی، تحرکات سریالی کارگران شهرداری‌ها در برابر پیمانکاران، اعتراضات سریالی کارگران سهام عدالت کشور، اعتصاب کارگران پتروشیمی سنندج، اعتراضات سریالی کارگران راه آهن، اعتراضات سریالی کامیونداران در جای جای کشور، اعتراضات روستائیان به حقابه، تحرکات دور تازه کارگران هپکو، از رمق نیافتادن حرکات کارگران نیشکرهفت تپه، تحرکات سریالی کارگران پالایشگاه‌ها و آغاز حرکات کارگران و کارکنان نفتگر... مجموعه‌ی این اعتراضات رو به گسترش نشانگر آن‌است که نیروهای مطالبه‌گر دریافته‌اند که: «فقط کف خیابون، به دست میاد حقمون» و تداوم اعتراضات در خیابان اسن که پاسخگوی حق آنان در دوران سخت کرونایی‌ست.


روزشمار کارگری هفته طی هفته های گذشته تا به امروز تمامی تحرکات بازنشستگان را بازتاب داده است. گروههایی از بازنشستگان مطالبه گر با همه مشکلات جسمی و کبّرسن، در شرایط کرونایی تا به امروز در بیش از بیست شهر به خیابان آمده اند و بر مطالبات خود تاکید کرده اند و با طرح شعارهایی نظیر «فقط کف خیابان / به دست میاد حق مان!» صراحت داده اند که اعتراضات سریالی را همچنان تا رسیدن به مطالبات شان ادامه خواهند داد. درست به همین دلیل است که برابر برخی گزارش ها، برخوردهای امنیتی و تهدیدات و تلاش های عوامل وابسته به این نیروها برای ایجاد تفرقه در میان بازنشستگان بیشتر شده است. هم سرکوبگران، هم بازنشستگان و هم سایر گروههای هم سرنوشت با بازنشستگان تامین اجتماعی، از ظرفیت هایی که مطالبه گری سریالی و فرصت های همگرایی ایجاد می کند، شناخت کافی دارند.


پرستاری به عنوان یکی از دشوارترین شغل‌ها، بعد از کرونا سخت‌تر هم شده است. پرستاران بمثابه کادر درمان در صف اول مقابله با ویروس کرونا قرار دارند. تصاویر بالا از دل تصاویر اخبار روز شمار کارگری هفته و خبرهای مربوط به پرستاران، ترافیک خبری ویژه‌ای از این نیروی سخت کوش جامعه ما در دوران سخت و پُرتعب کرونایی را نشان می‌دهد. برپایه‌ی گزارشات مندرج در روز شمار هفته، در دوره‌ی اخیر پرستاران به اشکال گوناگونی مانند: تجمع در محیط کار، ارسال نامه‌ی اعتراضی، تهیه‌ی طومار، راه‌اندازی پویشِ «اجرای قانون تعرفه‌گذاری خدمات پرستاری» و اعتراض خیابانی، مشکلات خود را عنوان کرده‌اند، اما علیرغم وعده‌هایی‌که به آنان داده‌اند، مطالبات آنان همچنان بی پاسخ مانده است و مقامات مسئول نظام جمهوری اسلامی، خواسته‌های این نیروی رنج و کار جامعه‌ی ما را خاصه در شرایط کرونایی، بی توجه و تعارف به یکدیگر پاس می دهند تا پاسخ قانع کننده و کاربردی و کارساز به پرستاران آنان نداده باشند.


.... در طول اعتصاب طولانی مدت کارگران نیشکر هفت تپه، مجموعه دیدارها و دخالتگری نمایندگان کمیسیون اصل ۹۰ مجلس، تدارک جلسات مختلف در مجلس اسلامی، تحقیق و تفحص دیوان محاسبات، به‌عنوان بازوی نظارتی و اصلی مجلس اسلامی ، دخالت سازمان بازرسی کل کشور، روشدن پرونده‌ی مفاسد اقتصادی کارگزاران نیشکر هفت تپه (اسدبیگی‌ها و رستمی‌ها و همپاله‌گی‌های آنان) در دستگاه قضایی، جابجایی در سطح مسئولین سازمان خصوصی سازی، کشاندن پای نمایندگان دولت به این موضوع در کنار استاندار خوزستان (غلامرضا شریعتی) و سر انجام دخالتگری «هیئت داوری» نشان داد که سه قوه سیاست گذار (دولت، مجلس و قوه قضایی) همه دست اندرکارند تا این در برهمان پاشنه بچرخد و هیچ گرهی از مشکلات کارگران وا نشود!


درایران و خارج از ایران، بازنشستگان جزء گروههای فراموش شده جامعه مزد و حقوق بگیران هستند. برآنم تاکید بورزم؛ بازنشستگان امروز، کارگران، معلمان و مزدبگیران دیروزند تا نشان بدهم که درشرایط امروزین زندگی شان که باید دوران استراحت و آسوده گی باشد، همچنان درکارند تا به قول و قرارهای لازم خود دست یابند.....


.... در پهنه‌ی رودررویی‌ها از آن‌روز تا کنون، این خیل وسیع جمعیت ۹۹ درصدی جامعه‌ی ما یعنی کارگران، معلمان، پرستاران، سایر مزد بگیران جامعه مانند بازنشستگان کشوری، لشگری و فرهنگی و بازنشستگان «مشاغل سخت و زیان آور» امروز که کارگران و کارمندان دیروزند به همراه خانواده‌هایشان و حتی بیکاران امروز که کارگران دیروزاند، دانشجویان و فارغ التحصیلان، عملاً به دشوارترین شکل ممکن روزگار می‌گذرانند. دشواری زندگی و معیشت این جمعیت میلیونی، امروز در تمامی زمینه‌ها خود را در وضعیت کارگران قراردادی و روزمزد، خاصه کارگران ساختمانی و دست فروشان، زنان سرپرست خانواده که در متروها دستفروشی می‌کنند، باربران و کولبران با بسته شدن خطوط مرزی خطه کردستان و کودکان کار، نیروی وسیع زحمتکشان روستایی و مشکلات تولید آنان... همه و همه خود را نشان داده است. به گونه‌ای که پیگیری گزارش‌های نوشتاری و تصویری آن در سطح شبکه‌های مجازی استخوان خرد می‌کند!....


دادگاه میرعلی اشرف عبدالله پوری‌حسینی، رئیس سابق سازمان خصوصی سازی در دست انجام است. در وارسی کاسبکاران اقتصادی طی یک و دو سال اخیر ما شاهد دادگاه فرمایشی و نمایشی بابک زنجانی با قاضی مقیسه - اکبر طبری، معاون اجرایی سابق حوزه ریاست قوه‌ قضائیه به ریاست قاضی بابایی - دادگاه پرونده هفت تپه اسدبیگی و شرکاء به ریاست قاضی مسعودی مقام و ... دادگاه اخلال ارزی ۶۰ میلیون یورویی و غیره را شاهد بوده ایم. همه این دادگاهها در پیکره بی در و پیکر دستگاه قضایی اسلامی - غیر از مورد زندان بلند مدت تراشیدن برای اکبر طبری که از قول غلامحسین اسماعیلی آمده است :« محکومیت اکبر طبری به ۵۸ سال و ۹ ماه و ۲۰ روز حبس و هزار میلیارد ریال جزای نقدی، در صورت قطعی شدن دادنامه، براساس قانون مجازات اشد ۳۱ سال حبس قابل اجرا است» - بقیه تا به امروز بی نتیجه مانده است . در این میان تنها فعالان معلم - کارگر - زنان - دانشجویان - دبیران کانون نویسندگان و مدافعین محیط زیست و اقلیت های ملی و مذهبی نظیر ( بهائیان و دراویش ) مستوجب مجازات و زندان و در بدترین وضعیت به شلاق کشاندن حق خواهی کارگر شناخته شده پارس خودرو داود رفیعی و مجازات اعدام فعال رسانه ای و مسئول کانال تلگرامی "آمدنیوز"، روح الله زم را شاهدیم.


۷۴ ضربه شلاق برگرده‌ی کارگر اخراجی داود رفیعی؛ این است رأفت و عدالت دستگاه قضایی در حاکمیت ضد کارگری جمهوری اسلامی ایران! انتشار تصویر رد خونین شلاق‌ها بر پشت نحیف کارگر، امروز و در سطح شبکه‌های اجتماعی از داود رفیعی، مرد سال ساخته است. کافی است نام "داود رفیعی" را در گوگل جستجو کنید و آنگاه نفرت مردم را که تاوان این عمل سراسر ننگین و ضد تاریخی نظام در ماه آذر است، را ببینید. از منظر جامعه و جنبش آزادی‌خواهی ایران در داخل و خارج از کشور، این جنایت قرون وسطایی به نشانه‌ی انتقام سخت آمران و عاملان جمهوری اسلامی بر بدن کارگر مبارز پارس خودرو، که تنها به دلیل فعالیت صنفی و در اعتراض به حکم اخراجش صورت گرفته است، نفرت و خشم همگان را برانگیخته است.


مدخل بحث: این پرسش اساسی برای جامعه‌ی کارگری و بیکاران سرگردان ما مطرح است: تکلیف میلیون‌ها نفری که به دلیل رکود اقتصادی از انتهای سال گذشته تا به امروز، گروه گروه بیکار شده‌اند یا خواهند شد، چیست و چه کس و کسانی پاسخگویند؟ دستیابی بدین پاسخ به کنکاش خبرهای روزشمار کارگری هفته انجامید که با هم مروری بدان خواهیم انداخت. ایران امروز به مرحله‌ی سوم پیشرفت اپیدمی کووید ۱۹ رسید و این ویروس همواره در جای جای کشور مرگ می‌آفریند و همین مرگ روزافزون، حاکمیت اسلامی و دولت روحانی را بعد از دوره‌ی طولانی مقاومت مقابل ویروس، سرانجام آنچه از شهر مقدس قم به دیگر شهرها سرازیر شده بود و پذیرش «مرگ حق است» و به هیچ گرفتن زندگی مردم، برآن داشت که در برابر بحران عظیم و فلاکت بار اقتصادی عقب نشینی کنند و به نوعی بعد از وضع برخی جریمه تراشی‌ها و نتیجه نگرفتن از آن، سرانجام مردم را طی بخشنامه‌ای به خانه نشینی وا بدارند.....


آزادی فعالان دستگیرشده و زندانی، بازگشت به کار پانزده تن از کارگران اخراجی و اعلان تعیین تکلیف با اسدبیگی و شرکاء و حدت گرفتن اخبارمربوط به صنعت نیشکرهفت تپه، برآنم داشت کارنامه‌ی طولانی مدت اعتراض و اعتصاب کارگران هفت تپه، از خرداد ماه ۱۳۹۹ به این سو، خاصه در برابر آنچه طی دو ماه مهر و آبان کارگران هفت تپه روزانه به شکل ناباورانه‌ای با آن مواجه بودند را موشکافانه‌تر و بر پایه‌ی مواضع سندیکای نیشکرهفت تپه، به‌مثابه‌ی تشکل پایدار و مستقل در جنبش اتحادیه‌ای ایران - که تبلور مواضع آنان را می‌بایست در کانال تلگرامی سندیکای هفت تپه دنبال کرد – پی‌گیری و مطرح کنم. دراین میان تلاشم برآن‌ست‌که فرایند پیشرفت این مبارزات و تأثیرآن‌را در مقابله با سیاست خصوصی سازی بر کل جنبش کارگری ایران مورد داوری همگانی قرار دهیم.


آنچه در صحنه‌ی عمومی جامعه‌ی ما دیده می‌شود، نشانگر این است که بحران عمومی کشور از فاجعه عبور کرده و به طرف یک چیز عجیب وغریب در حال پیشروی است. اینکه مردم تا کجای کار تحمل کنند و کی و کجا خود را سازمان بدهند، نقشه‌ی پیش روی ماست؛ شاید همچو آبان ماه ، آبانی دیگری از راه برسد. آن روز دیر نیست!


دراین روزهایی که کرونا در داخل ایران و زندان‌های کشور بیداد می‌کند. برای آزادی هر کارگر مطالبه‌جو و فعال اجتماعی و فرهنگی عدالت طلب که حقوق خود را مطالبه می‌کند، آنگاه که بازداشت می‌گردد، میلیون‌ها تومان وثیقه می‌گیرند یا وقتی می‌خواهند بر حقوق ناچیز کارگران و کارمندان عادی مالیات ببندند، با طرح دو فوریتی و به سرعت نور آن را تصویب کرده و به مرحله‌ی اجرا می‌رسانند. اما برای صاحبان سرمایه، خواه مالکان خانه‌های خالی باشند و یا حجره‌دارانِ کلان و... چندین دوره بررسی می‌کنند اما در نهایت سعی می‌شود آن را به فراموشی بسپارند. یک نمونه گرانی مسکن مهر، که «گرانی مسکن» همچنان رکورد می‌زند. ایلنا از گزارش اخیر وزارت مسکن و شهرسازی خبر داده که نشان می‌دهد که از ابتدای ۹۷ تا تابستان ۹۹، قیمتِ مسکن حدود ۵۰۰ درصد رشد داشته است؛ محاسبات رسمی نشان از افزایش ۱۱۰ درصدی قیمت مسکن در یک سال گذشته دارد و همه داده‌ها موید عمق فساد موجود است. تناقض آپارات موجود، برای پیشرفت کار خود قانون می‌سازد. مثلاً از منظر اینان، تراکم فروشی قانونی است. میلیون‌ها مترمربع هوای عمومی تهران را می‌فروشند که برج‌ها و مجتمع‌های آنچنانی بسازند و قانونی است ولی حاضر نیستند یک متریا نیم متر زمین در خیابان را در اختیار یک دست فروش قراربدهند و غیرقانونی است. راست هم می‌گویند غیرقانونی است و سدمعبر... به عبارتی تو می‌توانی هزار متر هوا را با پرداخت پول به شهرداری به اشغال خودت در بیاوری.


درباب بحران مسکن؛ اگربخواهیم بی تعارف صحبت کنیم، این کلاف سردرگم نیزبه مانند همه‌ی آنچه که درعرصه‌ی اقتصاد ایران می‌گذرد مافیای خودش را دارد. دولت قانونی را به عنوان مالیات برخانه‌ی خالی تصویب کرده، اما به گفته‌ی دکتر حسین راغفر اقتصاددان، اراده‌ای برای اجرای آن ندارد: «مافیای مسکن در مجلس هم رخنه دارد که این افراد اجازه نمی‌دهند مالیات برخانه‌های خالی به اجرا برسد و به بهانه‌های مختلف دراجرای آن سنگ اندازی می‌کنند». به گفته‌ی راغفرورود بانک‌ها به عرصه‌ی ساخت و ساز ملک به عنوان یک سرمایه گذاری، موجب قفل شدن منابع بانکی شده و همین مسئله و نبود پول یکی از اصلی‌ترین عوامل رکود بازارمسکن است.


بحران مسکن در برابر بساز و بفروش‌های در مقیاس بزرگ و آرشیتکت‌ها و مهندسان سازه‌ای که به دستگاه پول سازی وابستگی تقریباً مطلق دارند، مدام راه حل و نسخه‌ی ناپیچیده می‌پراکنند که ای بابا ما خانه کم داریم و این است علت افزایش قیمت و تب آلودگی بازار مسکن و این درحالی‌ست‌که «حدود دو میلیون و ۵۰۰ هزار واحد مسکونی خالی در کشور وجود دارد، حال اگراین مساکن با وضع مالیات برخانه‌های خالی به درستی ساماندهی شود، می‌توان بازار پرتلاطم مسکن را مدیریت کرد.»


بحران مسکن بدون تغییر ریل اساسی اقتصاد ایران و پایان دادن به سیاست های نئولیبرالی و تاخت و تاز «باز آزاد» و «دست نامرعی» آن، بدون برچیدن بساط حاکمیتی که پاسدار اصلی رویکرد بحران زده کنونی است، بدون درهم شکستن بورژوازی مستغلات و بیرون کشیدن مسکن از بازار دلالی و سوداگری و تبدیل آن به وزنه ای برای احیای اقتصاد و افزایش اشتغال از طریق تولید مسکن اجتماعی، بدون قدرت متشکل بی خانمان ها و بدمسکن ها، اجاره نشین ها در قالب اتحادیه های مستقل نیرومند، نه تنها حل نخواهد شد که سلب مالکیت مسکن گسترده تر، خشن تر و پیامدهای مخرب آن بربافت اجتماعی دامنه دارتر خواهد بود....


بحران کرونا و تعطیلی مراکز آموزشی یا آنلاین شدن این مراکز، غیررسمی‌کاران در حیطه ی آموزش را از امرارمعاش ثابت محروم کرده است؛ دراین شرایط، حقوق معلمان رسمی پرداخت می‌شود اما بسیاری ازنیروی کارشاغل درحوزه ی آموزش ازدریافت دستمزد ودرآمد بازمانده‌اند. مربیان مهدکودک‌ها یکی از این گروه‌ها هستند. با بسته شدن مهدکودک‌ها به خاطر کرونا، چند هزار مربی شغل خود را از دست دادند واین مراکز تا آستانه ی ورشکستگی پیش رفتند. مربیان مهدکودک‌ها به امید اینکه نمایندگان مجلس فکری به حال آن‌ها کنند، مقابل مجلس تجمع کردند. سازمان دهندگان این مجموعه که چندین سال سابقه‌ی کاردارند، خواستار جذب در سیستم آموزش و پرورش هستند؛ آنها از بلاتکلیفی شغلی به ستوه آمده و می گویند: « در حال حاضر جذب ما مربیان در هاله‌ای از ابهام قرار دارد؛ ما کاردیگری به جز تدریس بلد نیستم و با شرایط فعلی، در تامین نان شب خود درمانده‌ایم.»




با همه تلاش‌هایی که فعالان حقوق کودک طی این سال‌ها داشتند و هزینه‌ی بس سخت بیکاری از کار، دستگیری و زندان و تبعید را به جان خریده‌اند، همچنان قانون منع کار کودک درعمل هیچ جایگاهی ندارد و کمترین امیدی به تغییر، در شرایط موجود نیست. مگر اینکه در سلسله اقدام جنبش توده‌ای و با به‌پا خاستن همه‌ی کنشگران اجتماعی، چهره‌ی شهر را از وجود کودکان زباله‌گرد پاک کنیم. تا زمانی که این نشود، مافیای شکم پرست و دست‌های توطئه‌گر، دلالی و واسطه‌گری با سودجویی تمام ازهرمنفذ و سوراخی، آیه و فتوای آیتی نوخاله، سود می‌جویند و به کثیف‌ترین شکل ممکن به دور از چشمان جامعه در نبود رسانه‌های مستقل از کودکان خیابانی وکار، این نیروی برده دارانه، ارزان و خاموش بهره‌کشی خواهند نمود. اما در برابر کارگران شهرداری‌ها، همان‌گونه که پیش‌تر آوردم، هیچ راهی جز ادامه اعتراض و اعتصاب و سازمان‌دهی سریالی اعتراضات به پهنه‌ی محلات شهرها و گره خوردن با مردم پیرامون، ضمن طرح مشکلات خود از وجود پیمانکاران، اتحاد و به‌ هم پیوستگی تحرکاتشان با استفاده از ظرفیت‌های جدید شبکه‌سازی در اینترنت، به هم پیوسته‌شدن ها و با افزایش دامنه‌ی آن، تأثیراعتراضات خود را نیزبیشترازپیش سازند. دست‌یابی به این مهم برای رفتگران زحمتکش در شرایط فعلی ممکن است.


در بستر چنین بده و بستان ناسالمی، کارگران زیادی تحت تأثیر برون‌سپاری‌های بی‌قاعده هستند و مشکلات معیشتی فراوانی دارند. لایه لایه شدن کارگران شهری طی قراردادهای پیمانکاری و مواجهه با پیمانکاران متفاوت، هرچه بیشتر باعث تضییع حقوق کارگران شهرداری‌ها شده است. آیا زمان حذف و خلع ید پیمانکاران نرسیده است؟ امروز کمپین سازمان‌یافته‌ی علیه خصوصی‌سازی، خلع ید بخش خصوصی ناظر بر همین لغو شرکت‌های رانتخوار پیمانکاری، حلقه‌ی جدی رودرویی نیروی کار و سرمایه‌ی جامعه‌ی ما است و که در مبارزات کارگران شهرداری‌ها نیز برای آن باید طرح و نقشه‌ی راهنمایی روزانه سازمان داد. کارگران شهرداری‌ها در پهنه‌ای به وسعت تمام کشور با مشکلات یک‌سان و مطالباتی واحد مواجهند که می‌توانند با اتحاد و به‌هم پیوستگی با استفاده از ظرفیت‌های جدید شبکه‌سازی در اینترنت، به هم پیوسته و اعتراضات خود را وسعت بخشند و با افزایش دامنه‌ی آن تأثیر اعتراضات خود را نیز بیشتر از پیش سازند.


نه فقط فرهنگیان که بازنشستگان، کارگران، کارکنان و حقوق بگیران بخش های مختلف اقتصاد کشور در حمایت و همبستگی با گروههای حداقل بگیر و بی ثبات کار فرهنگیان ذینفع اند، زیرا پاره پاره کردن اشتغال در مشاغل دارای ماهیت مستمر، شکل دادن به لایه های محروم تر مزدی، ایجاد دسته بندی میان فعالان صنفی و جلوگیری از وحدت صنفی آنان برای درهم شکستن هر چه بیشتر مزد و مزایا و برده دارانه تر کردن شرایط اشتغال، نپرداختن دستمزدها و حق بیمه ها شتری است که پشت در همه بخش های اقتصاد کشور و همه مزد و حقوق بگیران خوابیده است.


نه فقط فرهنگیان که بازنشستگان، کارگران، کارکنان و حقوق بگیران بخش های مختلف اقتصاد کشور در حمایت و همبستگی با گروههای حداقل بگیر و بی ثبات کار فرهنگیان ذینفع اند، زیرا پاره پاره کردن اشتغال در مشاغل دارای ماهیت مستمر، شکل دادن به لایه های محروم تر مزدی، ایجاد دسته بندی میان فعالان صنفی و جلوگیری از وحدت صنفی آنان برای درهم شکستن هر چه بیشتر مزد و مزایا و برده دارانه تر کردن شرایط اشتغال، نپرداختن دستمزدها و حق بیمه ها شتری است که پشت در همه بخش های اقتصاد کشور و همه مزد و حقوق بگیران خوابیده است.


اوج گیری مبارزات کارگران و مزد و حقوق بگیران فرانسه ؛ موج وسیعی از همبستگی و همگرایی را در سطح مبارزات درون کشور فرانسه و در میان گروههای مختلف اجتماعی بر انگیخت . این مبارزات توانست در سطح دیگر کشورهای اروپایی متحدین و پشتیبانانی را در راستای حمایت و پشتیبانی از خود بر انگیزد. برانگیختگی این شعله حمایت و پشتیبانی در ایران توسط کارگران سندیکای شرکت واحد ؛ این نوید را میرساند ؛ که به دنبال چندین بار حمایت و پشتیبانی کلکتیو سندیکاههای فرانسه از مبارزات کارگران ایران ، خاصه دشواریهای پرشمار خود کارگران شرکت واحد ؛ این هم طبقه های فرانسوی بودند که به دفاع از مبارزات کارگران ایران در برابر حاکمیت سیاه و ضد کارگری ج. ا اقدام کردند . این پیوند و همبستگی نشانه تحول یافتگی مبارزه کارگران در درون جامعه ما و دست دراز کردن برای در بغل فشردن کارگران فرانسه ، نوید خوش اهنگ همبستگی کارگران ایران در ابعاد جهانی و مناسبات سالم طبقاتی و استقلال عمل کارگران ایران را نمایندگی می کند مجله روز شمار کارگری هفته ؛ به این حرکت دوستان سندیکای شرکت واحد به دیده احترام می نگرد و پشتیان چنین تحرکت سازنده ای است و به آنان تبریک می گوید.


موج یکباره گرانی بنزین و خیزش سریع مردم در جایگاههای بنزین ؛ رژیم را بشدت غافل گیر نمود. بطوری که پس از اعلام افزایش قیمت بنزین در روز جمعه ۲۴ آبان، ده‌ها شهر ایران شاهد اعتراضات گسترده بود. اعتراض‌های اخیر به گفته مقام‌های دولتی، در بیش از ۵۰۰ نقطه کشور، در ۲۷ استان، رخ داد و تنها شهر تهران شاهد بروز اعتراضات در ۱۰۰ نقطه از شهر بود.