info@karegari.com صغحه اول
آرشیو مقالات
آرشیو ویدئو
سایت روز شمار جنبش کارگری ایران
سایت " روزشمار جنبش کارگری ایران" ؛ با اعتقاد به مبارزات مستقل کارگران و دفاع از مطالبات بیواسطه آنان دربرابر نظام سرمایه داری ایران، تلاش دارد که استقلال عمل این مبارزات را درتمام عرصه ها و بویژه در تنظیم اخبار مبارزات کارگران و زحمتکشان ایران و جنبش های اجتماعی ( زنان - پرستاران - دانشجویان و جوانان - معلمان - بازنشستگان - ملیت های ساکن ایران ) و زندگی کودکان خیابانی کار، با ارائه منابع خبر روز شمارنماید. تلاشم بر این بود که در این سایت آرشیو روزشمار را که طی سال های متوالی انتشار داده ام ، جای دهم . همکاری یکایک فعالان کارگری وتشکل ها و نهادهای کارگری و ارسال به موقع اخبار به سایت " روز شمار جنبش کارگری ایران" ما را در پیشبرداین وظایف توامان کمک می نماید. با احترام امیر جواهری لنگرودی
گفتگوی هفته : در برنامه امروز گفتگوی کارگری همراه باامیر جواهری سخنگوی کانون همبستگی با کارگران ایران بمانند هر جمعه در خدمت شما بودیم و ایشان ضمن اشاره به چند نکته از جمله برگزار نشدن دادگاه حمید نوری بدلیل ابتلا به کوید ۱۹ در هفته گذشته ،در سخن آغازین به پرسش های ما در مورد مهمترین و اخبار در هفته گذشته و همینطور تجمع پراکنده پرستاران در کنار معلمان، توضیح دادند.


گفتگوی هفته : در برنامه گفتگوی کارگری این هفته همراه با امیر جواهری پس از سخن آغازین به سئوالات ما در مورد تحرکات معلمان و بازنشستگان، دادگاه حمید نوری و آخرین تحرکات کارگران سیندیکای شرکت واحد پاسخ گفتند.


گفتگوی هفته : در برنامه گفتگوی کارگری این هفته همراه با امیر جواهری که با اجرای شاهین کاظمی انجام شد. پس از سخن آغازین ایشان به پرسش های شاهین در رابطه با نگاهی به تجمعات کشاورزان اصفهان و به آتش کشیدن چادر ها . خواست کشاورزان و نیازهای آنان بر سر چیست ؟ صحبت کردند.


فیلمی از کانون همبستگی با کارگران ایران - گوتنبرگ(سوئد) : صدای کارگران هفت پته باشیم !

https://www.youtube.com/watch?v=PVVNtS0enVc&feature=emb_logo

مجله کارگری هفته - امیر جواهری در باره اعتراضات کارگری و بحث کارورزی


مجله کارگری: اخبار کارگری و دستمزدها، فراخوان اعتصاب شورای شورای‌هماهنگی‌تشکلهای‌صنفی فرهنگیان


امیر جواهری لنگرودی در نشست وبیناری گذار؛ قدرت نیروی عظیم انسانی و جایگاه جنبش‌ها(۳۱ تیرماه ۱۳۹۷)


تلویزیون دریچه گفتگوی فرامرز رفیعی با امیر جواهری لنگرودی پیرامون : قتل های خاموش وبررسی اعتصاب کارگر زندانی رضا شهابی


گفتگوی امیر جواهری با رفیق مهرنوش اشترانی از خانواده های جانفشانان کشتار دهه شصت و یکی از سخنگویان کمیته برگزاری هفتمین گردهمایی سراسری درباره کشتار زندانیان سیاسی در ایران


گفتگوی امیر جواهری با احسان حقیقی نژاد یکی از سخنگویان گرد هم ائی سراسری


گفتگوی امیر جواهری با محمد رضا شالگونی پیرامون چگونگی سازمانیابی تشکلهای مستقل و سراسری کارگران


مجله کارگری ، اخبار و اعتراضات روزجهانی کارگر و هفته معلم از امیر جواهری


مجله کارگری۲۰ مهر ۹۷:اخبار مبارزات کارگری،نان‌آوران خردسال،اعتصاب کامیونرانان


مجله کارگری:جمعه ۲۵ آبان ۹۷ تحصن معلمان، هفت‌تپه و شکست پروژه سندیکاسازی


جوانب گوناگون تحولات سیاسی پس از برجام و استراتژی سوسیالیستی


گفتگوی امیر جواهری با شاهین شریفیان از اعضای سازمان اتحاد فدائیان کمونیست ایران


مصاحبه امیر جواهری با روبن مارکاریان


گفتگوی امیر جواهری با مجید تمجیدی (دلائل مبارزه علیه تغیر قانون کار)


گفتگوی امیر جواهری با محمود صالحی از فعالین جنبش کارگری


گفتگوی امیر جواهری با احسان حقیقی نژاد یکی از سخنگویان گرد هم ائی سراسری


امیرجواهری لنگرودی : یادداشت روزانه ( نمره سیزدهم ) / کارگران در نبردی نابرابر، روی در روی سپاه، پای به آوردگاهِ جنبش سراسری نهاده اند .
درست یکماه و یکروز از تجمع برابر بیمارستانِ کسریِ تهران گذشت. تا به امروز خیابان همچنان سنگر ماست و تعطیل بردار نیست. حضور در خیابان که تبدیل به «جنبش خیابانی» شده، دیگر واکنش نیست بلکه آگاهانه به دنبال راهکارعقلانی و پاسخ به محرومیت‌هاست که وجه عمده‌اش نبود آزادی‌ست! دیروز و دیشب تجمع، راهپیمایی و جنگ و گریز خیابانی در شهرهای: آبدانان، ایلام، بندرعباس، پیرانشهر، مناطق مختلف تهران (اکباتان، صادقیه و...) زنجان، سنندج، مشهد، مهاباد و شهرهای خوزستان و... را شاهد بودیم! همچنین تجمعات دانش آموزان در مدارس و خیابان‌های شهرهای: اصفهان، بندر کنگ (در استان هرمزگان)، تبریز، تهران (اندیشه)، سنندج و ... در گزارش‌ها آمده است..... ولی امروزتجلی این مبارزه‌ی نابرابر، به سویی می‌رود که از خود بپرسیم: چگونه باید این مسیر شتابنده را با کمترین هزینه پیش برد؟ و راهپیمایی در این مسیر، چگونه می‌تواند خود را در برابر سپاه مرگ، ایمن سازد تا تحقق شعارآغازین این جنبش «زن، زندگی، آزادی» با دیگر خواسته‌های بی پاسخ مانده در جامعه تماماً تحت سلطه‌ی دیکتاتورها، برای دستیابی به دادگری اجتماعی، زندگی برابر، آزادی بیان واندیشه، پاسخگویی با نیازهای عمومی جامعه از جمله: آموزش رایگان، بهداشت عمومی، و هر آنچه که درشأن جامعه‌ای آزاد و برابر، فارغ از نابرابری اجتماعی ناشی از سلطه‌ی سرمایه داری و ازخود بیگانگی حاصل از آن به‌شمار می‌رود، فراچنگ آید؟! راه دستیابی به این مهم، می‌تواند با پیوستن پُر شمار جویبارهای در حرکت خواسته‌های بنیادین، گروه‌های گوناگون اجتماعی (تبارها، زنان، جامعه‌ی روشنفکری ایران و همه‌ی سویه‌های نیروی رنج و کار جامعه اعم از مزد و حقوق بگیران (معلمان ، بازنشستگان ، پرستاران ، بهیاران و... ) با پیکره‌ی تنومند طبقه کارگر درهم آمیزد و سازمان بیاید تا به جنبشی سراسری و منسجم فرا روید. آنگاه است که از دستبرد چپاولگران و درکمین نشستگان دست پرورده و در نمک خوابانده برای روز مبادای دولت‌های سرمایه داری، در امان خواهد ماند. امید آنکه در ادامه‌ی مسیر مبارزه، این آرزو انسانی تحقق یابد ایدون باد!

امیرجواهری لنگرودی : یادداشت روزانه ( نمره دوازدهم ) / شما آتش میافروزید؛ ما هرلحظه شعله ورتر می شویم
دیشب بیست و سوم مهر۱۴۰۱، تمامی تهران برزگ و ایران و جامعه ایرانیان در پهندشت جهان در نگرانیِ وافرجانِ دربندان بی شمارش بود .آنگاه که خبرآتش افروزی زندان اوین به گوش مردم تهران رسید و پس آنگاه که ما در این سوی جهان از برافروختن آتش در اوین آگاه شدیم . خبرهای تشویش آفرین ازهرسوی گواه این بود که سیل مردم تهران به سمت اوین روانه شدند ودریافت این خبر، قدری از بیان نگرانی ما کاست و ما نیز در برخی کشور ها به سوی وزارت امورخارجه و نمایندگی های جاسوسی نظام در کشورها و کنسولگری ایران درشهرهای (برلین- استکهلم - فرانکفورت و...) مختلف روانه شدیم . چرا این دل نگرانی به این وسعت دراذهان مردم به جای مانده است؟ زیرا با توجه به تجربه های تلخی که درحافظه تاریخی مردم ما دربه آتش کشیدن زندان ها داشتتند، کشتارارانی ها دردوره حکومت استبدادی رضا خان میرپنج و یا به گلوله بستن زندانیان سیاسی بعد از کودتای۲۸مرداد در زندان رشت و نیزکشتار ۹ تن از زندانیان چریک و مجاهد به بهانه فرار درتپه های اوین در ۳۰ فروردین ۱۳۵۴، درنظام پهلوی دوم، و افزون بر آنها، حادثه دهشتناک دو کشتار خونین دهه شصت توسط رژیم خون و جنون و جنایت اسلامی این دلنگرانی را صد چندان نمود که چه سناریوی دیگری برای خیل وسیع زندانیان عقیدتی و سیاسی دربند در دست اجراست! آخرکجای جهان دیده می شود وقتی زندانی آتش بگیرد، مردم به این وسعت در دوسوی درون و برون مرز، بیتابانه نگران و دلواپس فرزندان دلاورخویش اعم از: کنشگران زن - کارگران - معلمان - نویسندگان - مترجمان - روزنامه نگاران - بازنشستگان - سینماگران - عکاسان - وکلا - نخبه گان دانشجویی و دانش آموزانش و دیگر انسان های زندانی که به هر بهانه و جرمی در درون زندان بسر می برده اند دل نگران شوند ؟! تنها درجمهوری جهل و جنون و جنایت اسلامی است که حتی یک اتفاق خُرد، می تواند چنین نگرانیهای عظیمی بیافریند! ...

امیرجواهری لنگرودی :یادداشت روزانه ( نمره یازده ) / اعتصاب ، اعتصاب / زمینه انقلاب .
دانشجویان به کارگران اعتصابی می گویند : ... بیایید با بستن شیر نفت، پا برگلوی این ظالمان بفشاریم و اجازه ندهیم عرق جبین کارگران را به پول برای سرکوب مردم ستمدیده، عزیزان و هم‌رزمانمان تبدیل کنند. بیایید نشان دهیم ثروت را واقعا چه کسانی تولید می‌کنند و در شرایط سخت کاری، چه کسانی از جان مایه می‌دهند تا طلای سیاه تبدیل به میلیاردها دلار پولی شود که هزینه بقای حکومت جنایت‌کارشان است. ما کنار شماییم و مطمئن باشید تلاش هرروزه شما برای گسترش اعتصابات همراه خواهد بود با حمایت رو به گسترش از شما و اعتصاب‌تان در دانشگاه‌های بیشتر، ما همسنگران اجازه نمی‌دهیم اینبار این جانیان که خون‌مان را در شیشه کرده‌اند، از این مهلکه جان سالم به در ببرند! "فرزند کارگرانیم / کنارشان می مانیم" "کارگر نفت ما / رهبر سرسخت ما" » حالا که کارگران اعتصابی را دربرابر خود داریم؛ پرسش بنیادی این است : کارگران اعتصابی برای ادامه اعتصاب آیا به نهادی برای پشتیبانی از اعتصاب در منطقه و پیوستن به اعتصاب سراسری نیازمند اند یا نه ؟ اگر آری ، چگونه و با چه سازوکاری باید این مهم را پی گیرند ؟ روشن است که برای رسیدن به پاسخ چنین پرسشی ، می بایست به گفتگو خلاق بنشینیم تا چم و خم و شکل وشیوه چگونگی آنرا متناسب با توانِ اقدام به عمل، آراه دستیابی به آن را دریابیم و راه نشان ادامه و استمرار ، راهیابی و سامانیابی متناسب به آنرا به کار بندیم و حاصل آن گفتگو هرچه باشد را راهنمای کنشگری های اینده این حرکت زیبا و شگفت آورقرار دهیم . چنین است و چنین تر بادا! جمعه ۲۲ مهر ۱۴۰۱ برابر با ۱۴ اکتبر ۲۰۲۲

امیرجواهری لنگرودی: یادداشت نمره ده / به هوش باش؛ دمپایی پوش ها و کفش ملی پوش های شوش ، شاه عبدالعظیم و نازی آباد ها آمدند.
.... جدال کفِ خیابانیِ که نمایش آنراهر روزه نوجونان و جوانان در جای جای کشور سنگر می سازند حاصل تجربه ای چهل و سه ساله از گردن نگذاشتن و نافرمانی از خانواده گرفته ، مدرسه ، خیابان ، کارخانه آزموده شده و حاصلش امروز در برخورد با عوامل سرکوب به شیوه های گوناگون خود را می نمایاند و به کار گرفته می شود. این آن دستآوردیست که رژیم عقب مانده وپیشا تاریخی از درک آن عاجز مانده و در حلقه اظهارات آن ازهرسو که میروند به دیوارعظیم این تجربه میزنند بی نتیجه می ماند. این درخت تناوروتنومند، به بارنشستهِ امروزمان را،کهنه تبرهایِ زنگار بسته حاکمیت جزم اندیش که دورانش به سرآمده، چاره نتوان کرد. بیگمان گورستان تاریخ جایگاه ناگزیر آنان است . این فرایند به مدد فن آوری جدید و فضای مجازی و شریان های ارتباطی، شتاب فزاینده ای یافته است. هیچ جای تعجبی ندارد که این شرایط سرنوشت ساز را رهبر« نخود مغز» کشور ، در نیابد و چونان با نام نهادن « اغتشاش های پراکنده» ، « طراحی های انفعالی و ناشیانه دشمن» و ... به یاوه گوئیهای همیشگی اش برابر این خروش ادامه دهد و همچنان آنرا با دشمنان خیالی و توطئه آنان نسبت دهند . زهی خیال باطل. روز ما فرداست، فردا روشن است، ایدون باد! پنجشنبه ۲۱ مهر ۱۴۰۱ برابر با ۱۳ اکتبر ۲۰۲۲

امیرجواهری لنگرودی: یادداشت شماره نه / صف نوجوانان و جوانان از میان آتش و خاکستر چنان ققنوس بر می خیزد تا این نهال آبیاری شود!
نمایش کلیپ ها و فیلم های رسیده به شبکه های مجازی نشانه اینستکه : طی روزها و شب های گذشته ، عمدتا روز شنبه ۱۶ مهرو در ادامه ، نیروی وسیع دانش آموزان دهه هشتاد و نودی، نوجوانان و جوانان با عبور ازفضای آتش، دود و سفیرگلوله درخیابان ها و ای بسا درون کوچه های با فرار قهرمانانه خویش ،اشک و خشم را با خود از کوچه ای به کوچه دیگر می کشاندند و در این میان زنان در نبرد روزانه و شبانه شان غوغایی به پا کردند. زنده باد این دلاوری و ایستادگی! ... از دیروز دوشنبه ۱۸ مهر، دست‌کم یک هزار کارگر سایت ۲ پتروشیمی‌های بوشهر و دماوند درعسلویه اعتصاب و تجمع کردند.کارگران اعتصابی شعارهای مختلف از جمله « مرگ بردیکتاتور» سرداده اند. بعلاوه کارگران چند شرکت دیگر، ازجمله مخازن سبز در نزدیکی بوشهر نیز به اعتصاب و تجمع پیوسته‌اند. نیروهای امنیتی در منطقه مستقر شده و و کارگران برای جلوگیری ازورود آنها با سنگربندی، جاده‌های ورودی به آن را مسدود کردند. امروز سه شنبه کارگران پروژه‌ای شاغل در پتروشیمی آبادان، از ساعات اولیه صبح دست به اعتصاب زده و مقابل ورودی ۱۴ تجمع کرده‌اند و همراه شدن طبقه ما دراین پیکار،گام های اولیه ورود و پیوستن آنان به جنبش سراسری، عرصه جدیدی ازمبارزه را پیشروی ما می گشاید و نوید ژرفا یافتن این جنبش را با خود دارد . روز ما فرداست، فردا روشن است، ایدون باد! سه شنبه ۱۹ مهر ۱۴۰۱ برابر با ۱۱ اکتبر ۲۰۲۲

امیر جواهری لنگرودی: یادداشت نمره هشت / دهم اکتبر روزجهانی مبارزه برای لغو مجازات اعدام !
آنچه در نمای جغرافیای ایران در برابر دیدگان جهانیان رُخ می گشاید، صحنه آوردگاه جوانان دختر و پسر و تمامیت جامعه ما بعد از قتل حکومتی مهسا امینی از شهری به شهری و از استانی به استانی در نوردید و امروز درست در هنگامه روز جهانی نفی اعدام ، طبقه ما با شعار « مرگ بر دیکتاتور» پای به عرصه رویارویی و پیوستگی به مبارزات سرباز کرده ی غلیان وآتشفشان خشم فشرده شهروندان این سرزمین بلا زده، با کل حاکمیت اسلامی، نهاد ! باید به هوش بود که در برابر پیشروی مردم، نظام زندان - شکنجه - اعدام، همه قوای سرکوب اهریمی اش را به میدان رویاررویی با فرزندان این آب و خاک نیاورده است . این مبارزه را باید با هشیاری ، سازماندهی خود محورمحله های شهری و تقویت ارتباطات آنان با اعتصابات سراسری با شیوه های نوتر و تازه ترو غیر قابل پیش بینی برای نظام سرکوب تجهیز کرد. این نوآوری ها از دل آن مبارزات به صحنه خیابانی رُخ می گشاید و بر درماندگی رژیم بیش از پیش می افزاید و قوای سرکوب را ناکارآمد تر خواهد کرد .این نمونه ابتکارات محله محور و ارتباطات شبکه ای آن راپیش از این دیده ایم و درآینده ای نه چندان دور شاهد شکوفا شدن آن خواهیم بود. شک نکنیم که این نظام با قدرت سازمانیافته ومتشکل و لایزال شما رفتنی است . آن روز دیر نیست ایدون باد! دوشنبه ۱۸ مهر ۱۴۰۱ برابر با ۱۰ اکتبر ۲۰۲۲ http://karegari.com

امیر جواهری لنگرودی: یادداشت نمره هفت / خُجسته باد همبستگی و پیوند درون برون کشور با جُنبش آزادیخواهی مردمان ایران!
در بیان همبستگی جنبش درون و برون کشور با مبارزات هم میهنان‌مان، آنگونه که در یادداشت شماره‌ی شش (۶) یاد آور شدیم: «این رژِیم در مردابی از خشم مردم گرفتار آمده که هر واکنش خردی، به نابودی نزدیک‌ترش می‌کند....» شواهد رخداد امروز شنبه ۱۶مهر برابر۰۸ اکتبر۲۰۲۲ در سراسر کشور به وضوح نشان داد که اگر این پیکره‌ی جنبش هر چه تنومندتر شود و در تمام عرصه‌های مبارزه از خیابان گرفته تا کارخانه‌ها بگسترد، این تنومندی قدرتمندتر و بارآورتر، همگراتر و همبسته تر از توان سرکوب می‌کاهد و نیروهای دشمن را زمینگیر و درمانده می‌کند. این امر را امروز در جای جای کشور شاهد بودیم و دیدیم که مردم ما نوع مبارزه‌ی خود را از وضعیت تدافعی به نوعی تهاجم و تاکتیک جنگ و گریز از راهبندان گرفته تا آتش زدن لاستیک‌های ماشین و سنگ پرانی به سمت نیروهای سرکوب و به عقب راندن آنان تغییر می‌دهند! این مردم هر روز امیدهای جدیدی می‌آفرینند و چشم اندازهای نوینی را در برابر چشمان جهانیان می‌گشاید. روز ما فرداست، فردا روشن است، ایدون باد! شنبه ۱۶ مهر ۱۴۰۱ برابر با ۰۸ اکتبر ۲۰۲۲

امیر جواهری لنگرودی: یادداشت نمره هفت / خُجسته باد همبستگی و پیوند درون برون کشور با جُنبش آزادیخواهی مردمان ایران!
در بیان همبستگی جنبش درون و برون کشور با مبارزات هم میهنان‌مان، آنگونه که در یادداشت شماره‌ی شش (۶) یاد آور شدیم: «این رژِیم در مردابی از خشم مردم گرفتار آمده که هر واکنش خردی، به نابودی نزدیک‌ترش می‌کند....» شواهد رخداد امروز شنبه ۱۶مهر برابر۰۸ اکتبر۲۰۲۲ در سراسر کشور به وضوح نشان داد که اگر این پیکره‌ی جنبش هر چه تنومندتر شود و در تمام عرصه‌های مبارزه از خیابان گرفته تا کارخانه‌ها بگسترد، این تنومندی قدرتمندتر و بارآورتر، همگراتر و همبسته تر از توان سرکوب می‌کاهد و نیروهای دشمن را زمینگیر و درمانده می‌کند. این امر را امروز در جای جای کشور شاهد بودیم و دیدیم که مردم ما نوع مبارزه‌ی خود را از وضعیت تدافعی به نوعی تهاجم و تاکتیک جنگ و گریز از راهبندان گرفته تا آتش زدن لاستیک‌های ماشین و سنگ پرانی به سمت نیروهای سرکوب و به عقب راندن آنان تغییر می‌دهند! این مردم هر روز امیدهای جدیدی می‌آفرینند و چشم اندازهای نوینی را در برابر چشمان جهانیان می‌گشاید. روز ما فرداست، فردا روشن است، ایدون باد! شنبه ۱۶ مهر ۱۴۰۱ برابر با ۰۸ اکتبر ۲۰۲۲

امیر جواهری لنگرودی : یادداشت شماره شش / شنبه مهر۱۶ ، درهم آوایی با فراخوان دانشجویان دانشگاه شریف!
ضربآهنگ تحرکات دانش آموزان و دانشجویان و پیوند این دو با مبارزات مردم ایران در خیابان‌ها سمت و جهتی روشن می‌یابد ومی‌رود با نوعی سازماندهی غیرمتمرکز و قدرتمند، خویش را رودررویی با کلیت نظام تقویت و تجهیز کند. پرسش اساسی این است: آیا فراخوان‌های تجمع‌های اعتراضی برای روز شنبه در دانشگاه شریف و دانشگاه‌های سراسر کشور و شهرهای مختلف ایران، می‌تواند بین جنبش خیابان و اعتراضات در فضای بسته‌ی دانشگاه ارتباطی عمیق برقرار کند؟ .... در بیان یادداشت امروزمان جمعه ۱۵ مهر، آنچه که باید برآن پای بفشریم این‌ست‌که در هم تنیدن و گره خوردگی هرچه بیشتر نیروهای جنبش جوشان در پیوستگی توامان نیروهای زنان، کارگران بازنشستگان، پرستاران، دانشجویان و استادان، دانش آموزان و آموزگاران، نویسندگان و کشاورزان زحمتکش و دیگر قشرهای جامعه با هم در امر پیشبرد مبارزه‌ی جاری، برای نابودی بختک چهل و سه(۴۳) ساله‌ی حکومت نابهنگام اسلامی؛ می‌تواند آینده‌ای روشن و تابناک را در ایرانی شاد، همراه با رفاه و آزادی، نوید دهد. زیرا که این رژِیم در مردابی از خشم مردم گرفتار آمده که هر واکنش خردی، به نابودی نزدیک‌ترش می‌کند. بی‌گمان روند مبارزه‌ی سراسری راه را بر پیشروی حرامیان می‌بندد، اما ذکر این نکته ضرور می‌نماید که فرایند یاد شده آنگونه که باید راه و مسیر درخور خود را تاکنون نیافته است اما نه دیراست و نه دور. این دریای خروشان را سر آرام گرفتن نیست. نمایه‌هائی روشنی در تداوم خویش می‌افروزد و می‌افروزاند! روز ما فرداست، فردا روشن است، ایدون باد ! جمعه ۱۵ مهر ۱۴۰۱ برابر با ۰۷ اکتبر ۲۰۲۲ http://karegari.com

امیر جواهری لنگرودی: یادداشت روزانه ( نمره پنج) / حاکمیت ازسراستصال ، بجای آب، نفت برآتش خشم مردم می پاشند!
نسرین شاکرمی مادرجسورنیکا طی پیام ویدئویی اعلام داشت: «که برادرو خواهرش مجبور به اعتراف دروغین شده اند و نیکا در همان تظاهرات روز۲۹شهریوردرتهران با ضربات امنیتی کشته شد»همچنین تاکید داشت : «دخترم را کشتند و مرا به اعتراف اجباری تهدید می کنند: طی دیروز وامروز دانش‌اموزان دختربیش ازپیش به خیابان‌ها آمده واعتراض خود را دررسای قتل نیکاشاکرکی ومهساامینی و دیگریاران همنسل خود فریاد زدند. رژیم با نمایش این ترفندهای بی‌مایه، مصداق ضرب المثل «الغریق یتشبث بکل حشیش» غرقه در طوفان خشم مردم، پرکاهی را بر سطح آب، کنده‌ی درخت می‌بینید و بر آن چنگ می‌زند. این ترفندها را به جایی نمی‌برند. به گواه تاریخ، دوران سیاه سلطه‌ی شما به سر آمده و اگر این مردم لطفی به شما داشته باشند، شما را به جایگایی که از آن آمده‌اید بر می‌گردانند تا سیوطی بخوانید و لمعه ورق بزنید و در تاریکنای حجره‌های‌تان به سر و کوی هم بیاوزید و کشف العجایب کنید. جالب توجه این‌که در مقابل این سناریوهای تباه و سیاه حکومت که برای ایجاد رعب و وحشت بیشتر ساخته و پرداخته می‌شوند، دانش‌آموزان، این عضله‌ی بیدار جامعه، خیابان‌ها را از قدوم خود گل‌افشان ساختند؛ این‌ها امید فرداهای مایند. روز ما فرداست، فردا روشن است، چنین کنیم و چنین بادا! پنجشنبه ۱۴ مهر ۱۴۰۱ برابر با ۰۶ اکتبر ۲۰۲۲

امیر جواهری لنگرودی : یادداتش روزانه نمره 4 / 5 اکتبر روز جهانی معلم : معلم، کارگر؛ دانشجو؛ اتحاد - اعتصاب ( زن - زندگی - آزادی )
امروز برای همه آحاد جامعه‌ی ما و جامعه‌ی جهانی روشن است: نشانه‌ی این «جنبش»، «خیزش» یا «قیام» و حتی «انقلاب» هرچه بنامیم؛ به پا خاستن همه‌ی مردم ایران از فارس، کرد، بلوچ، ترک آذری، ترکمن، عرب، لر، بختیاری، گیلک و مازی، نشان می‌دهد «این جنگل انبوه به حرکت درآمده است» این خیل عظیم انسانی در کنار یکدیگر و در صفی به‌هم پیوسته، سمت و جهتی روشن دارد؛ این حرکت بزرگ و میلیونی، بدون اتکا و دخالتگری هیچ نیروی خارجی و چشم داشتن به رهاننده‌ی برتری،نه آسمان، نه قیصر، نه خطیب، خود با اتکا به خود به رهایی و برابری برآمده. آزادی و رهایی، برای زن و برای مرد و برای همه (۸۵ میلیونی مردم جامعه‌ی ما) و دیگر هیچ. روز ما فرداست، فردا روشن است، چنین کنیم و چنین بادا!

امیر جواهری لنگرودی : یادداشت روزانه ( نمره سه) / خُجسته باد ورود دانش آموزان به جُنبش مردم ایران !
خامنه ای ؛ مردم در خیابان های هشتاد و پنج میلیونی ما، عریان به تو فرمان راندند : « "فرمانده" به پایانت سلام کن » امروز پهنه رویاررویی ها در جامعه ما به آنچنان هنگامه ای از خشم و خروش همه آحاد جامعه از زنان - پرستاران و بهیاران گرفته تا پزشکان دوستدار مردمان که به اعتصاب روی آورده اند، دانش آموزان و معلمان ، دانشجویان و استادان ، نویسندگان ، سینماگران - ورزشکاران - کولبران و سوخت بران ، بازنشستگان، لایه های گوناگون کارگران و سایر قشرهای اجتماعی مردمان ایران ، برای بهسازی، بهروزی و بهزیستی خویش در پیکاری سهمناک در میدان نبردی نابرابر با حکومت جهل و جنون و جنایت ، رفته به رفته نیاز به همسویی، هم جهتی ، همگرایی و نوعی سازمانیابی درسطوح گوناگون از اعتصاب تا سنگر بندی خیابان و کمیته های محلات را دریافته اند و میرود به آن سو که با دهک های پائین جامعه پیوند یابد . آن روز دیر نیست و بسیار نزدیک است! .... . این جنبش اگر با خیابان هماهنگ شود زاهدی وفا و امثال او را جارو خواهد کرد. چنین کنیم و چنین بادا! سه شنبه ۱۲ مهر ۱۴۰۱ برابر با ۰۴ اکتبر ۲۰۲۲

امیرجواهری لنگرودی: یادداشت روزانه ( نمره دو) / دانشگاه سنگر آزادی و آزادگی را تنها نگذاریم !
بی‌گمان درشرایط ناکامی حاکمان در برابر پیشروی و مقاومت اعتصاب دانشجویان دانشگاه‌های سراسر کشور و اعتصاب استادان دانشگاه‌ها و حتی دانش‌آموزان و برخی معلمان دبیرستان‌ها، پهنه‌ی رویارویی با حکومت اسلامی را به نطقه‌ی اوج رسانده است. پرسش بنیادی این است چرا این تهاجم وحشیانه متوجه دانشگاه شریف شده است؟! زیرا که این دانشگاه، نماد جهانی نو و آرزومندی همه‌ی پیکارگران عرصه‌ی کار و تلاش جامعه‌مان در پیوستن به جنبش عظیم آزادی‌خواهی مردم است؛ و هراس رژیم از جنبش عظیم دانشجویی و به‌ویژه پیوند و پیوستگی دانشجویان پیشرو و مترقی دانشگاه شریف با سایر جنبش‌های مطالباتی زنان ، زحمتکشان، بازنشستگان، معلمان، کارگران و... است. جنبش دانش‌جویان و دانش‌آموزان که فرزندان زحمتکشان جامعه هستند، می‌تواند به عنوان مفصلی پیوند دهنده‌ی دیگر جنبش‌های اجتماعی عمل کند، اگر جنبش دانشجویی با سایر جنبش‌های اجتماعی ما پیوند یابد، به عضله‌ای ستبر فرا می‌روید که طومار همه‌ی ارکان حکومت جهل و جنون و جنایت را در هم می‌پیچد. این مهم را دریابیم و در جهت سازمان‌یابی و تحکیم این پیوندها بکوشیم که خود بسان نوک پیکانی‌ست که می‌تواند نقش راهبردی در مبارزه‌ی امروز ما داشته باشد. چنین کنیم و چنین بادا! دوشنبه ۱۱ مهر ۱۴۰۱ برابر با ۰۳ اکتبر ۲۰۲۲ http://karegari.com

امیرجواهری لنگرودی : خیابان از آن ماست ، آن را سنگر مبارزه خود سازیم!
ما باید با سازماندهی جنبشی درمحلات به فلج سازی نیروهای سرکوب، درتقابل باکلیت حاکمیت اسلامی خود را برای دست یابی به « زن - زندگی - آزادی » ، « شادی- رفاه - آبادی» ، بسان یک نیروی عظیم اجتماعی درصحنه رقابت ها بدل به آلترنیو قدرتمند مبارزات طبقاتی کنیم. اینبارنباید با از دست دادن سنگر خیابان و نوعی عقب نشینی، فرصت به صاحبان قدرت دهیم تا نتوانند به بازسازی نیروی فرسوده خود بپردازند و اعتراضات و مبارزات واقعی مان را دچار وقفه کنند ! درامرسازماندهی محلات ما نباید همه قوای آماده وسازمانگرخود را به پیش صحنه بکشانیم ونیروی خود را به شکل لخت وعور در برابرقوای سرکوب و عمله خون آشام حاکم به سردست ببریم. برای اینکه بیشتروقدرتمند تردرخیابان بمانیم، باید خود را سازمان بدهیم . ما تنها با سازمانیافتگی هرچه بیشترمی توانیم، از حق ماندن، زیستن وداشتن زندگی بهترتا سرحد وصول آزادی، برابری و رهایی همگانی، درمقابل زنجیرهای اسارت و بندگی، شجاعانه دفاع نماییم! تجربه ها به ما آموخته است که ما می توانیم چنین کنیم، چنین بادا!

امیر جواهری لنگرودی : شعارهای اعراضی مردم سراسر ایران (بخش اول)
درجنبش اخیر این یگانه شعار« زن- زندگی - آزادی» ، « ژن- ژیان- آزادی» از روز نخست به این سو ، درداخل و خازج از کشور بشکل خواست عمومی دردل شعارهای مردم برجسته و خود نمایی کرد و هر اتفاقی هم که برای این جنبش بیفتد ، درادامه مسیر خود بسان درفش حق خواهی مردم به جان آمده، به راه خود ادامه خواهد داد. مردم ما آنچنان محکم فریاد زدند ومی زنند :« این آخرین پیامه / هدف خود نظامه» کسی که حقانیت این شعار را در نیابد ، هیچ چیز از رویش جوانه ها درنیافته است ! از همه دوستانی که برای پست فیس بوک و کانال تلگرام و دیگر شبکه های ارتباطی ام ، شعار و یوتوپ های جدید می گذارند، سپاسگزارم. یاری هایی ازاین نوع به استمراراین وظیفه ازجانب من انجامد درصورت امکان تکمیل اش کیند تا برای این مرحله ازتاریخ مبارزات مردم ایران درس آموز باشد. آخرین نکته اینکه : حدت شعار ها آنچنان زیاد است که پیاده کردن همه کلیپ های تصویری ؛ انرژی زیادی می گیرد . این اولین سری شعار های این دوره تا اول مهر است می توان وباید ازمبارزان داخل کشور دربرابر رودررویی با آتش گلوله وتوپ وتانک تمامیت ارتجاع اسلامی وایستادگی ها و مقاومت میلیون ها تن ازدختران- پسران – زنان و مردان وهمراه شده گان یک پیکارتوده ای درسراسرایران، درس های فراوانی آموخت و در ادامه این مبارزه توفنده آنرا بکار گرفت. لطفا آدرس را به این آدرس بفرستید. amir_772@hotmail.com

امیرجواهری لنگرودی : شماها بازخواهید گشت سرفراز!
شکست سناریوی امنیتی بازجویان، امکان همگرایی در سطح جنبش مطالباتی درون و بیرون زندان و همبستگی بین المللی را بیش از هر موقع در تاریخ مبارزات مطالباتی ایران وسعت داد می گویند: فاشیسم بی چهره است و بی چهره گی او ازخشونت های موجه و ناموجه او مایه میگیرد.جمهوری اسلامی چهره مجسم این خشونت آن سرش ناپیداست. جمهوری اسلامی در تمامیت این سال ها خشونت های "مقدس" را نمایندگی کرده است. خشونتی که از مذهب- تعصب و عقب ماندگی و خرده فرهنگ های بیهودگی و سرکوب تغذیه می کند تا روانپرشی مفرط اش را در چهره فاشیسم درمان نماید. احکام فاشیسم گاه به مثابه خیابانی یکطرفه است ولی تنها ایستادگی و پایمردی و مقاومت است که خیابان یکطرفه را بدل به خیابانی دو سویه می گرداند.یک سویه اش به اجبار میبرندت و سویه دیگرش راه می جوید و بازمی یابد به آزادی! شما ها باز خواهید گشت سرفراز!

امیر جواهری لنگرودی : پایان خدای دهه شصت، خدای کُشتار!
دهم شهریوری دیگر ! پنجشنبه ۱۰ شهريور ۱۴۰۱ برابر با ۰۱ سپتامبر ۲۰۲۲ در یاد بود کشتار خونین دهه شصت و آن تابستان ۱۳۶۷ در سی و چهار (۳۴) سال پیش، در دهم شهریوری دیگر و به یاد همه آن جان‌های آرمانخواه و عاشق زندگی! نه می‌بخشیم و نه فراموش می‌کنیم ! خدای ۱۴۰۰ سایه سارخدای دیگری‌ست وجامعه ایران تحت هیچ شرایطی مجدداً خدای سال شصت (۶۰) رانمی‌پذیرد. خدای فرتوتی که روبه ویرانی و اضمحلال است و باید برود. این حکم تاریخ است! خامنه‌ای، دیکتاتور حقیری که برمسند ولایت فقیه حکومت اسلامی نشسته، این حکم را خوب دریافته که در آستانه کهنسالی ومرگ، کین توزانه چنگ درگلوی شریف‌ترین وبهترین فرزندان این سرزمین انداخته و با بازداشت و زندانی کردن زنان به بهانه بدحجابی،کارگران، معلمان، بازنشستگان، وکلا، دانشجویان، نویسندگان وهنرمندان و سرکوب هر صدای اعتراض درزندان‌های کوچک وبزرگی که درسراسرایران ساخته وازانسان‌های بی‌نوا و بی‌گناه انباشه، می‌خواهد خدایی کند، اما این آرزو را که با سرکوب پادگانی بساط ولیعهدی پسر دردانه‌اش را مهیا کند، به گُورخواهد برد، و مردم بندگی ننگین چنین گندیده خدای را دیگر گردن نمی‌نهند و به زیر خواهند کشید. تاریخ کشور ما این را پیشترهم به ثبوت رساند وامروزهم این قدرت را دردرون خود دخیره دارد که آنرا دیگرباربه نمایش بگذارد. چه نیک گفته اند: هرکه نآموخت ازگذشت روزگار / هیچ نآموزد زهیچ آموزگار!

امیرجواهری لنگرودی - بهایی بودن جرم نیست!(بخش اول)
برای ما که تجربه تلخ رودررویی با حاکمیت ایدئولوژیک اسلامی را در طی چهار دهه بر دوش داریم . جدائی کامل مذهب ازدولت و حاکمیت دینی، از سیستم قضائی و از آموزش و پرورش، ممنوعیت هر گونه کمک دولتی به موسسات مذهبی و فعالیت های آن ها، الغاء مذهب رسمی، شخصی بودن اعتقاد به مذهب و آزادی همه افراد در داشتن و نداشتن مذهب، آزادی کامل تبلیغات مذهبی و ضد مذهبی، از جمله یکی از ملزومات اجتناب ناپذیر پایان دادن به تبعیض های مذهبی و برقراری حقوق برابر برای همه شهروندان صرفنظر از تعلقات ملی، مذهبی، جنسیتی و اعتقادات سیاسی آن ها می باشد. گذران زندگی در حاکمیت اسلامی ایران در امر دفاع از آزادی، رهایی از حجاب اجباری و گزینه حجاب اختیاری زنان ومردان ، آزادی از رژیم یدنی ، ازادی از غارت ثروت ملی توسط سران و آقا زاده های رژیم اسلامی ، از راه دفاع همه جانبه از حق زندگی بهلئیان در کشور ما می گذرد! برای ما آزادی فوری و بی قیدوشرط همه زندانیان بهائی و همه زندانیان سیاسی و عقیدتی ، پایان بخشیدن به هر سطح تبعیض های اعمال شده علیه بهائیان و همه اقلیت مذهبی ایران باید فورا و بی درنگ متوقف شود. زندان های ایران باید به روی زنان - وکلا- نویسندگان - بازنشستگان - دانشجویان - فرهنگیان - کارگران و همه زندانیان عقیدتی و سیاسی گشوده گردد تا چرخه زندگی به گردد و زندگی رو به آبادانی و سازندگی فرا روید ! # درایران #بهایی بودم و #بهایی ماندن ؛ نباید جرم شناخته شود! ادامه دارد .... پنجشنبه ۱۳ مرداد ۱۴۰۱ برابر با ۰۴ اگوست ۲۰۲۲

امیر جواهری لنگرودی/ یادداشت کارگری هفته (بخش دوم) : مبارزه دست یابی نان و آزادی از کدام مسیر فراهم می گردد؟!
...شعار را نباید در خلاء داد و خود را خشنود ساخت. تحول اجتماعی را یک نیروی معین به تنهایی نمی‌تواند به ثمر برساند... هر حرکت توده‌ای به نفع یک جبهه‌ی توده‌ای عظیم‌تر، با دفاع از ابتدایی‌ترین نیازمندی‌ها و مطالبات شروع شده و به تدریج که این مبارزه بسط و توسعه یافت، اشکال و شعارهای مبارزه‌ی خود را تغییر می‌دهد. امروز که آن جبهه‌ی توده‌ای قدرتمند را نساختیم و هرکدام‌مان به تنهایی در عرصه‌ی مبارزه، خود را پیشقدم و پیشگام می‌دانیم و آدم کشان و آدم فروشان نظام به شکل یک دیوار حائل برابر هر سطح از پیشروی ما از خود با هزار و یک ترفند مانند احضار، بازداشت، زندان، تبعید و اخراج از کار و سناریوی پرونده سازی های امنیتی که حربه‌های نخ نمای آن در هر مرحله‌ای دهن باز کرده است، دفاع می‌کنند، صرف صدور تیزترین و برنده ترین شعارها به تنهایی، راهگشا نخواهد بود. شکل‌گیری حاکمیت مردم به وسیله‌ی خود مردم، حیاتی‌ترین پیش شرط رهایی طبقه‌ی ما است و هر چیزی که برای مردم و بدون مردم باشد، خود دراساس پوششی برای تسلط بر مردم تلقی می‌گردد. در مقابل نظام اسلامی موجود، هیچ نیرویی بسان آلترناتیو نمی تواند معنا یابد. نباید از بالای سر مردم ، قیم مردم و توده‌ی مطالبه‌گری بود که امروز در ارتش گرسنگان دهان گشوده‌اند و فریاد بر می‌دارند و آواز سر می‌دهند: ما رنجبران ایرانیم، تا محروم و زیر فشاریم، معترض می‌مانیم! همگام شویم و این مبارزه را سازمان‌یافته‌تربا اتکاء به قدرت همین مردم ، به پیش ببریم!

امیرجواهری لنگرودی/ ویژه نامه شماره دو: باردیگروارسی سناریو سازی رژیم اسلامی ؛ به اعتبار نامه سر گشاده خانواده های زندانی
باید به خیابان روی آورد ! حاصل کلام آنکه، درمقابل این سناریوسازی نخ نما،طراحی های سوخته، باید نشان دهیم، سندیکالیست های معلم فرانسوی در زندان اوین ایران تنها نیستند! باید مجددا به خیابان آمد برای شکستن این سناریو و دیگر سناریوهای مشابه به مانند بازنشستگان و دیگر کارگران مطالبه گر فریاد زد . رژیم راه هرگونه مذاکره و گفتگو و چانه زنی را ناممکن کرده است. یگانه راه همبسته شدن و یگانگی نیروهای مطالبه گردر کف خیابان حاصل می اید! همه باید پشت هم بایستند وهمدیگررا برای مقابله سازمان بدهند. یکی ازهدف های سرکوب و کش دادن بازجویی ها ، نیز زدن همین ایده همگرایی و همبستگی های طبقاتی درون جامعه وهمبستگی های قدرتمند بین المللی است. هیچ حرکتی به تنهایی و با صبر و انتظار، پیامک زدن به نماینده دولت و مجلس فراهم نیم آید و سرابی بیش نیست . باید به سمت همگرایی های مشترک و ستاد لایه های هم پیوند برای پیگیری اعتراضات را با موج وسیعترو متشکل تر رد شبکه های ارتباطی لایه به لایه سازمان داد و به پیش برد. در این مدت علیرغم موج وسیع دستگیرهای معلمان، تنها چیزی که از شدّتِ سرکوبِ جنبش معلمان در هفته های اخیر عجیب‌تر است، قدرتِ همبستگی و همراهی فرهنگیان در مواجهه با دستگاه سرکوب است. برای مردم ما بلند شدن عکس ها و بنر های این که جای معلمان و کارگران شریف کشور در زندان ها نیست، تنها یک شعار نیست بلکه شاولون مورد پذیرشی برای جنبش آزادیخواهی ایران ، زندانیان سیاسی و عقیدتی ره هر چه زودتر آزادشان کنید. از همین زاویه باید از حق معلمان - کارگران زندانی و از حق خانم "سیسیل کولر" وهمسربازنشسته اش "ژاک پاری"، که این ملاقات را کردند ، قویا دفاع نمود و اجازه نداد که رژیم اسلامی یک تبادل نظر . یک ارتباط عادی بین فعالان کارگری کشورمان اعم ( ازمعلمان وکارگران ) شناخته شده با سندیکالیست های فرانسوی را تبدیل به امرجاسوسی و یک امرامنیتی بسازند و به آن گرا بدهند وروزیِ نامه کیهان حسین شریعتمداری که همواره مترصد پرونده سازی برای هرکنشگراجتماعی است ، تا خوراک خبرسازی روزی نامه خود سازند، مورد بهره برداری قرارگیرد.


برای مبارزه خیابان‌ها باید در اختیار و اشغال مردم مطالبه‌گر باشد. مکان مبارزه و انتشار آگاهی خیابان است و این را هم نیروهای متشکل و صنفی و هم توده‌های جان به لب رسیده آزموده و آموخته‌اند. حاکمیت هم با انواع شگردهای بی‌شرمانه سعی در کنترل حضور و اعتراضات خیابانی مردم داد. از بازنگری در قوانین استفاده از سلاح گرفته تا بازداشت‌ها گسترده به بهانه‌ی تجمعات غیر قانونی از معترضین در خیابان‌ها. آینده را هم همین وزن‌کشی خیابانی مردم و حکومت سرکوبگر در کف خیابان ها مشخص خواهد کرد. وقتی خیابان در اختیارواشغال مردم مطالبه‌گرباشد،جایی برای حکومت باقی نخواهد ماند.دراین نبرد نا برابر: یا ما سرخصم را بگوبیم به سنگ / یا او سر ما به دار سازد آونگ !


مجله روز شمار کارگری شماره دو / در برگیرنده روز شماره دو هفته از چهارشنبه۳۱فروردین تا پنجشنبه۱۵اردیبهشت۱۴۰۱برابرپنجشنبه۵ مه ۲۰۲۲ شما می توانید از این آرشیو برای بهره گیری از فرایند مبارزات زنان - معلمان - دانشجویان - کارگران واحد های گوناگون با خبر گردید و لینک این سایت را در اختیار دیگر علاقه مندان به جنبش کارگری ایران و دیگر دوستان خود انتقال دهید ... با احترام / امیرجواهری لنگرودی


اینان هراس شان زیگانگی ماست، باید یکی شویم! باید برای کارکرد عملی آن دست به اقدام زد و با تقویت همگرایی‌های گسترده دست به کار شد. مبارزات جاری در پیگرد تحرکات میدانی و خیابانی، زمینۀ مناسبی برای تحقق سازمانیابی لازم و ضروری است. واقعیت این است که توده عظیم مزد و حقوق بیگران در شرایط کنونی با مشکل پراکندگی مواجه اند و این مسئله خود هشداری است که علی‌رغم ادامه کاری و ازخودگذشتگی و مبارزه مستمر و روزانه و علی‌رغم اعلام همبستگی و همدلی آشکار و واقعی میان فعالان جنبش‌های اجتماعی، بدون یک همکاری جدی و سازمان‌یافته و سراسری در میان تمامی کارگران و زحمت‌کشان، قادر به مقابله با سیاست‌های ضدکارگری حاکمیت سرمایه داری و تغییر شرایط موجود نخواهیم بود. باید تنها با برجسته کردن توقف نیروهای سرکوب ، احضارها - بازداشت و زندان کشاندن ها و اخراج ها و بیکارسازی و حتی تبعید ، همه موانع را در این وجوه دید یا گفت و گیرهای دیگری نیز در این موانع تراشی عمل می کنند ؛ جای دارد که همه این موانع بدون کمترین چشم پوشی به عینه درسطح جنبش بازتاب یابد تا الزامی برای تقویت همگرایی ها درسطح جنبش مطالباتی سال پیشروی در اول ماه مه امسال ۱۴۰۱ بیش از پیش تجلی پرشکوه خود را به نمایش گذارد . چه نیک گفته است، ابوالقاسم لاهوتی: بهر آزاد شدن ، در همۀ روی زمین از چنین ظلم و شقا چارۀ رنجبران، وحدت و تشکیلات است


حکومت جمهوری اسلامی، احضارروزانه‌، بازداشت و زندان فعالان کارگری و اجتماعی را دردستورکارخود دارد. هم صف شدن زندان سیاسی ازفعالانی مانند: اسماعیل عبدی، اسماعیل گرامی، سپیده قلیان، آتنا دائمی، زینب جلالیان، نسرین ستوده، کیومرث سلوکی، عثمان اسماعیلی و محمود صالحی و بیشمارانی دیگر که نام شریف‌شان، فهرست بلند بالایی خواهد بود، نشانه‌ی امنیتی کردن جامعه در دوران انتصابات ریاست جمهوری ۱۴۰۰ است. درجامعه‌ی ما چند رخداد بزرگ اجتماعی وسراسری درجنبش ضد استبدادی ۸۸ و جنبش عظیم توده‌ای دی ۹۶ وتحرک بزرگ مردم درآبان ۹۸ مشروعیت و قدرقدرتی نظام را به چالش کشید، اصطلاحاً شاخ نظام را شکست؛ به دیگرسخن، آنگاه که مردم درخیابان‌ها فریاد کشیدند: «اصلاح‌طلب، اصول‌گرا، دیگه تمومه ماجرا» نظام دریافت که مردم درصدد این هستند که راه پیشروی آنان را تنگ و تنگ‌تر کنند. این شد که حاکمیت نیز، شمشیرازنیام برکشید وبه قتل، احضار، زندان و تبعید فرزندان مردم و سرکوب گسترده‌ی جنبش‌های مطالبه‌گر درسطح جامعه برآمد.


رخداد مرگ دوکارگرجوان معدن کار،درمعدن طزره دامغان ازسلسله معادن چهارگانه البرزشرقی، انگاری همه موجودیت موفقیت آمیزاول ماه مه ، یازده اردیبهشت سال ١۴٠٠ را سیاه وکدرنمود. در ابتدای این یادداشت ، این پرسش اساسی مطرح است : چه عاملی مرگ دو کارگر معدن طزره را در روز تعطیلی اول ماه مه در شرایط جامعه ایران معنی می بخشد ؟ پاسخ اینستکه چرا باید کارگر در روز تعطیلی اول ماه مه، روزهمبستگی بین المللی طبقه کارگر، برسرکارباشند تا جان بسپارند وخانواده و جامعه ای را داغ دارخود سازند؟


تقریبا روزی نیست که صدای زحمتکشان دیروز و معترضان امروز یعنی بازنشستگان سر فراز را در این جا و آن جای جغرافیای اعتراض ایران نشنویم . سیمای آتش زنه بازنشستگان نه فقط دربازنشستگان تامین اجتماعی - نیروی لشکری و کشوری بلکه بازنشستگان کارگری- فرهنگی- فولادی- معدنی وبازنشستگان سخت وزیان آور متجلی است . این نیروها گاها توامان و و گایه بشکل مشخص این جا وآنجا کف خیابان را نه تنها درکلان شهرتهران و یا درسطح استان های آذریایجان - اصفهان - مشهد - شیراز - کرمانشاه - کرمان - اهواز - بلکه درکرج - قم - قزوین - اراک - یزد - رشت - ایلام - خرم آباد - بجنورد- شوش دانیال و هفت تپه - کاشمر - نیشابور- بهشهر مازنداران - نوشهر - شوشتر- اندیمشک - زنجان - دزفول و.... به پیکاربی امان خود درسرما وگرما، برف وباران به نمایش درمی آورند!.


دفتر اعتراضات سال ۱۴۰۰ در پایان سال گذشته با کشاکش جرقه‌های اعتراضی و اعتصاب غذای زندانیان سیاسی زن و مرد در حمایت از اسماعیل عبدی، معلم زندانی، درون زندان‌ها و در نقاط مختلف کشور گشوده شد و با آغاز تعطیلی نوروزی، در روزهای تعطیل، اعتصاب کارگران هفت تپه در شوش و اعتراضات فرهنگیان،بازنشستگان و ضربآهنگ فرارویی به اعتراضات و اعتصاب گسترده‌ی سراسری در اول ماه مه ۱۴۰۰ را در ادامه‌ی «اعتصاب نوروزی آغاز قرن» درون زندان‌ها تشدید کرده است!


سال ۱۴۰۰ را هم «حضرت آقا» با شعار «تولید، پشتیبانی‌ها و مانع‌زدایی‌ها» نامگذاری کرد. این همه آوازها از «حضرت» است! چند سالی است که خامنه‌ای با نامگذاری نوروزی هر سال به زعم خود، خط فعالیت و اهداف آن سال را مشخص می‌کند؛ به‌عنوان مثال سال ۱۳۹۶ با شعار: «اقتصاد مقاومتی ، تولید و اشتغال» و سال بعدتر ۱۳۹۷ را با عنوان سال «حمایت از کالای ایرانی» خواند. سال ۱۳۹۸ را نیز سال «رونق اقتصادی» معرفی کرد و سال ۱۳۹۹ را نیز سال «جهش تولید». اگر از آسمان سنگ شرر و فتنه ببارد، این عجوزکان از قرون و اعصار رها شده، همان می‌نمایند که هرسال در نوترین روز سال بر منجنیق فتنه می‌بارند و مشت بر سندان می‌کوبند تا لاطائلاتی را به نام پیام نوروزی با نامگذاری مهریه‌ی بهبود اقتصادی تحویل مردم دهند و دیگرهیچ.


در مجله‌ی روزشمار کارگری دوهفته‌ای پیش‌روی، افزون بر هفده (۱۷) خبر از فعالیت‌های گروهبندی‌های گوناگون معلمان، عمدتاً آموزشیاران نهضت سوادآموزی را در کنار دیگر گروه‌های معلمان مانند: مربیان پیش دبستانی، معلمان نیروهای رسمی، نیروهای غیر رسمی، نیروهای موظف، نیروهای غیر موظف، معلمان حق‌التدریس، معلمان خرید خدمت، معلمان شاغلِ حق‌ التدریس، حق‌التدریس آزاد، سرباز معلمان، مدرسین طرح امین، مدرسین قرآن، معلمان باز نشسته‌ی حق‌التدریس و... را می‌توانید بخوانید. این همه عنوان و دسته‌بندی کردن معلمان، ناشی از کمبود شدید معلم و ترس از خالی ماندن کلاس‌های درس، خاصه در دوره‌ی همه‌گیری ویروس کُووید ۱۹ است.


در حالی که کمتر از ۵۰ روز تا آغاز سال ۱۴۰۰ باقی مانده است، قلب لایه‌های گوناگون اردوی میلیونی کارگران درباره‌ی تعیین نرخ دستمزد برای سال پیش‌رو، همچنان پُرتپش می‌زند. عقب ماندگی حقوق‌های عقب افتاده از یک سو و مشکلات زندگی و دوران طاقت فرسای کرونایی و بیکاری میلیونی، فروریزی نظام تولید و بحران اقتصادی حاکم برجامعه، از سوی دیگر باعث شده تا این نگرانی هر روز بیشتر از روز گذشته دهن باز کند....


امروز و در دل مرگ آفرینی ویروس کووید ۱۹ در سراسر کشور، بی سیاستی حاکمیت و اعمال سیاست‌های نابخردانه‌ی شخص اول نظام، در مقابل واکسنه کردن جامعه ما شاهد تکانه‌های وسیع و گسترده‌ی اعتراضات سریالی در جای جای کشور طی هفته‌های اخیرهستیم. ازجمله: تحرکات سریالی پرستاران و کارکنان بیمارستان‌ها، دوشنبه‌های کشاورزان اصفهانی، تحرکات سریالی کارگران شهرداری‌ها در برابر پیمانکاران، اعتراضات سریالی کارگران سهام عدالت کشور، اعتصاب کارگران پتروشیمی سنندج، اعتراضات سریالی کارگران راه آهن، اعتراضات سریالی کامیونداران در جای جای کشور، اعتراضات روستائیان به حقابه، تحرکات دور تازه کارگران هپکو، از رمق نیافتادن حرکات کارگران نیشکرهفت تپه، تحرکات سریالی کارگران پالایشگاه‌ها و آغاز حرکات کارگران و کارکنان نفتگر... مجموعه‌ی این اعتراضات رو به گسترش نشانگر آن‌است که نیروهای مطالبه‌گر دریافته‌اند که: «فقط کف خیابون، به دست میاد حقمون» و تداوم اعتراضات در خیابان اسن که پاسخگوی حق آنان در دوران سخت کرونایی‌ست.


روزشمار کارگری هفته طی هفته های گذشته تا به امروز تمامی تحرکات بازنشستگان را بازتاب داده است. گروههایی از بازنشستگان مطالبه گر با همه مشکلات جسمی و کبّرسن، در شرایط کرونایی تا به امروز در بیش از بیست شهر به خیابان آمده اند و بر مطالبات خود تاکید کرده اند و با طرح شعارهایی نظیر «فقط کف خیابان / به دست میاد حق مان!» صراحت داده اند که اعتراضات سریالی را همچنان تا رسیدن به مطالبات شان ادامه خواهند داد. درست به همین دلیل است که برابر برخی گزارش ها، برخوردهای امنیتی و تهدیدات و تلاش های عوامل وابسته به این نیروها برای ایجاد تفرقه در میان بازنشستگان بیشتر شده است. هم سرکوبگران، هم بازنشستگان و هم سایر گروههای هم سرنوشت با بازنشستگان تامین اجتماعی، از ظرفیت هایی که مطالبه گری سریالی و فرصت های همگرایی ایجاد می کند، شناخت کافی دارند.


پرستاری به عنوان یکی از دشوارترین شغل‌ها، بعد از کرونا سخت‌تر هم شده است. پرستاران بمثابه کادر درمان در صف اول مقابله با ویروس کرونا قرار دارند. تصاویر بالا از دل تصاویر اخبار روز شمار کارگری هفته و خبرهای مربوط به پرستاران، ترافیک خبری ویژه‌ای از این نیروی سخت کوش جامعه ما در دوران سخت و پُرتعب کرونایی را نشان می‌دهد. برپایه‌ی گزارشات مندرج در روز شمار هفته، در دوره‌ی اخیر پرستاران به اشکال گوناگونی مانند: تجمع در محیط کار، ارسال نامه‌ی اعتراضی، تهیه‌ی طومار، راه‌اندازی پویشِ «اجرای قانون تعرفه‌گذاری خدمات پرستاری» و اعتراض خیابانی، مشکلات خود را عنوان کرده‌اند، اما علیرغم وعده‌هایی‌که به آنان داده‌اند، مطالبات آنان همچنان بی پاسخ مانده است و مقامات مسئول نظام جمهوری اسلامی، خواسته‌های این نیروی رنج و کار جامعه‌ی ما را خاصه در شرایط کرونایی، بی توجه و تعارف به یکدیگر پاس می دهند تا پاسخ قانع کننده و کاربردی و کارساز به پرستاران آنان نداده باشند.


.... در طول اعتصاب طولانی مدت کارگران نیشکر هفت تپه، مجموعه دیدارها و دخالتگری نمایندگان کمیسیون اصل ۹۰ مجلس، تدارک جلسات مختلف در مجلس اسلامی، تحقیق و تفحص دیوان محاسبات، به‌عنوان بازوی نظارتی و اصلی مجلس اسلامی ، دخالت سازمان بازرسی کل کشور، روشدن پرونده‌ی مفاسد اقتصادی کارگزاران نیشکر هفت تپه (اسدبیگی‌ها و رستمی‌ها و همپاله‌گی‌های آنان) در دستگاه قضایی، جابجایی در سطح مسئولین سازمان خصوصی سازی، کشاندن پای نمایندگان دولت به این موضوع در کنار استاندار خوزستان (غلامرضا شریعتی) و سر انجام دخالتگری «هیئت داوری» نشان داد که سه قوه سیاست گذار (دولت، مجلس و قوه قضایی) همه دست اندرکارند تا این در برهمان پاشنه بچرخد و هیچ گرهی از مشکلات کارگران وا نشود!


درایران و خارج از ایران، بازنشستگان جزء گروههای فراموش شده جامعه مزد و حقوق بگیران هستند. برآنم تاکید بورزم؛ بازنشستگان امروز، کارگران، معلمان و مزدبگیران دیروزند تا نشان بدهم که درشرایط امروزین زندگی شان که باید دوران استراحت و آسوده گی باشد، همچنان درکارند تا به قول و قرارهای لازم خود دست یابند.....


.... در پهنه‌ی رودررویی‌ها از آن‌روز تا کنون، این خیل وسیع جمعیت ۹۹ درصدی جامعه‌ی ما یعنی کارگران، معلمان، پرستاران، سایر مزد بگیران جامعه مانند بازنشستگان کشوری، لشگری و فرهنگی و بازنشستگان «مشاغل سخت و زیان آور» امروز که کارگران و کارمندان دیروزند به همراه خانواده‌هایشان و حتی بیکاران امروز که کارگران دیروزاند، دانشجویان و فارغ التحصیلان، عملاً به دشوارترین شکل ممکن روزگار می‌گذرانند. دشواری زندگی و معیشت این جمعیت میلیونی، امروز در تمامی زمینه‌ها خود را در وضعیت کارگران قراردادی و روزمزد، خاصه کارگران ساختمانی و دست فروشان، زنان سرپرست خانواده که در متروها دستفروشی می‌کنند، باربران و کولبران با بسته شدن خطوط مرزی خطه کردستان و کودکان کار، نیروی وسیع زحمتکشان روستایی و مشکلات تولید آنان... همه و همه خود را نشان داده است. به گونه‌ای که پیگیری گزارش‌های نوشتاری و تصویری آن در سطح شبکه‌های مجازی استخوان خرد می‌کند!....


دادگاه میرعلی اشرف عبدالله پوری‌حسینی، رئیس سابق سازمان خصوصی سازی در دست انجام است. در وارسی کاسبکاران اقتصادی طی یک و دو سال اخیر ما شاهد دادگاه فرمایشی و نمایشی بابک زنجانی با قاضی مقیسه - اکبر طبری، معاون اجرایی سابق حوزه ریاست قوه‌ قضائیه به ریاست قاضی بابایی - دادگاه پرونده هفت تپه اسدبیگی و شرکاء به ریاست قاضی مسعودی مقام و ... دادگاه اخلال ارزی ۶۰ میلیون یورویی و غیره را شاهد بوده ایم. همه این دادگاهها در پیکره بی در و پیکر دستگاه قضایی اسلامی - غیر از مورد زندان بلند مدت تراشیدن برای اکبر طبری که از قول غلامحسین اسماعیلی آمده است :« محکومیت اکبر طبری به ۵۸ سال و ۹ ماه و ۲۰ روز حبس و هزار میلیارد ریال جزای نقدی، در صورت قطعی شدن دادنامه، براساس قانون مجازات اشد ۳۱ سال حبس قابل اجرا است» - بقیه تا به امروز بی نتیجه مانده است . در این میان تنها فعالان معلم - کارگر - زنان - دانشجویان - دبیران کانون نویسندگان و مدافعین محیط زیست و اقلیت های ملی و مذهبی نظیر ( بهائیان و دراویش ) مستوجب مجازات و زندان و در بدترین وضعیت به شلاق کشاندن حق خواهی کارگر شناخته شده پارس خودرو داود رفیعی و مجازات اعدام فعال رسانه ای و مسئول کانال تلگرامی "آمدنیوز"، روح الله زم را شاهدیم.


۷۴ ضربه شلاق برگرده‌ی کارگر اخراجی داود رفیعی؛ این است رأفت و عدالت دستگاه قضایی در حاکمیت ضد کارگری جمهوری اسلامی ایران! انتشار تصویر رد خونین شلاق‌ها بر پشت نحیف کارگر، امروز و در سطح شبکه‌های اجتماعی از داود رفیعی، مرد سال ساخته است. کافی است نام "داود رفیعی" را در گوگل جستجو کنید و آنگاه نفرت مردم را که تاوان این عمل سراسر ننگین و ضد تاریخی نظام در ماه آذر است، را ببینید. از منظر جامعه و جنبش آزادی‌خواهی ایران در داخل و خارج از کشور، این جنایت قرون وسطایی به نشانه‌ی انتقام سخت آمران و عاملان جمهوری اسلامی بر بدن کارگر مبارز پارس خودرو، که تنها به دلیل فعالیت صنفی و در اعتراض به حکم اخراجش صورت گرفته است، نفرت و خشم همگان را برانگیخته است.


مدخل بحث: این پرسش اساسی برای جامعه‌ی کارگری و بیکاران سرگردان ما مطرح است: تکلیف میلیون‌ها نفری که به دلیل رکود اقتصادی از انتهای سال گذشته تا به امروز، گروه گروه بیکار شده‌اند یا خواهند شد، چیست و چه کس و کسانی پاسخگویند؟ دستیابی بدین پاسخ به کنکاش خبرهای روزشمار کارگری هفته انجامید که با هم مروری بدان خواهیم انداخت. ایران امروز به مرحله‌ی سوم پیشرفت اپیدمی کووید ۱۹ رسید و این ویروس همواره در جای جای کشور مرگ می‌آفریند و همین مرگ روزافزون، حاکمیت اسلامی و دولت روحانی را بعد از دوره‌ی طولانی مقاومت مقابل ویروس، سرانجام آنچه از شهر مقدس قم به دیگر شهرها سرازیر شده بود و پذیرش «مرگ حق است» و به هیچ گرفتن زندگی مردم، برآن داشت که در برابر بحران عظیم و فلاکت بار اقتصادی عقب نشینی کنند و به نوعی بعد از وضع برخی جریمه تراشی‌ها و نتیجه نگرفتن از آن، سرانجام مردم را طی بخشنامه‌ای به خانه نشینی وا بدارند.....


آزادی فعالان دستگیرشده و زندانی، بازگشت به کار پانزده تن از کارگران اخراجی و اعلان تعیین تکلیف با اسدبیگی و شرکاء و حدت گرفتن اخبارمربوط به صنعت نیشکرهفت تپه، برآنم داشت کارنامه‌ی طولانی مدت اعتراض و اعتصاب کارگران هفت تپه، از خرداد ماه ۱۳۹۹ به این سو، خاصه در برابر آنچه طی دو ماه مهر و آبان کارگران هفت تپه روزانه به شکل ناباورانه‌ای با آن مواجه بودند را موشکافانه‌تر و بر پایه‌ی مواضع سندیکای نیشکرهفت تپه، به‌مثابه‌ی تشکل پایدار و مستقل در جنبش اتحادیه‌ای ایران - که تبلور مواضع آنان را می‌بایست در کانال تلگرامی سندیکای هفت تپه دنبال کرد – پی‌گیری و مطرح کنم. دراین میان تلاشم برآن‌ست‌که فرایند پیشرفت این مبارزات و تأثیرآن‌را در مقابله با سیاست خصوصی سازی بر کل جنبش کارگری ایران مورد داوری همگانی قرار دهیم.


آنچه در صحنه‌ی عمومی جامعه‌ی ما دیده می‌شود، نشانگر این است که بحران عمومی کشور از فاجعه عبور کرده و به طرف یک چیز عجیب وغریب در حال پیشروی است. اینکه مردم تا کجای کار تحمل کنند و کی و کجا خود را سازمان بدهند، نقشه‌ی پیش روی ماست؛ شاید همچو آبان ماه ، آبانی دیگری از راه برسد. آن روز دیر نیست!


دراین روزهایی که کرونا در داخل ایران و زندان‌های کشور بیداد می‌کند. برای آزادی هر کارگر مطالبه‌جو و فعال اجتماعی و فرهنگی عدالت طلب که حقوق خود را مطالبه می‌کند، آنگاه که بازداشت می‌گردد، میلیون‌ها تومان وثیقه می‌گیرند یا وقتی می‌خواهند بر حقوق ناچیز کارگران و کارمندان عادی مالیات ببندند، با طرح دو فوریتی و به سرعت نور آن را تصویب کرده و به مرحله‌ی اجرا می‌رسانند. اما برای صاحبان سرمایه، خواه مالکان خانه‌های خالی باشند و یا حجره‌دارانِ کلان و... چندین دوره بررسی می‌کنند اما در نهایت سعی می‌شود آن را به فراموشی بسپارند. یک نمونه گرانی مسکن مهر، که «گرانی مسکن» همچنان رکورد می‌زند. ایلنا از گزارش اخیر وزارت مسکن و شهرسازی خبر داده که نشان می‌دهد که از ابتدای ۹۷ تا تابستان ۹۹، قیمتِ مسکن حدود ۵۰۰ درصد رشد داشته است؛ محاسبات رسمی نشان از افزایش ۱۱۰ درصدی قیمت مسکن در یک سال گذشته دارد و همه داده‌ها موید عمق فساد موجود است. تناقض آپارات موجود، برای پیشرفت کار خود قانون می‌سازد. مثلاً از منظر اینان، تراکم فروشی قانونی است. میلیون‌ها مترمربع هوای عمومی تهران را می‌فروشند که برج‌ها و مجتمع‌های آنچنانی بسازند و قانونی است ولی حاضر نیستند یک متریا نیم متر زمین در خیابان را در اختیار یک دست فروش قراربدهند و غیرقانونی است. راست هم می‌گویند غیرقانونی است و سدمعبر... به عبارتی تو می‌توانی هزار متر هوا را با پرداخت پول به شهرداری به اشغال خودت در بیاوری.


درباب بحران مسکن؛ اگربخواهیم بی تعارف صحبت کنیم، این کلاف سردرگم نیزبه مانند همه‌ی آنچه که درعرصه‌ی اقتصاد ایران می‌گذرد مافیای خودش را دارد. دولت قانونی را به عنوان مالیات برخانه‌ی خالی تصویب کرده، اما به گفته‌ی دکتر حسین راغفر اقتصاددان، اراده‌ای برای اجرای آن ندارد: «مافیای مسکن در مجلس هم رخنه دارد که این افراد اجازه نمی‌دهند مالیات برخانه‌های خالی به اجرا برسد و به بهانه‌های مختلف دراجرای آن سنگ اندازی می‌کنند». به گفته‌ی راغفرورود بانک‌ها به عرصه‌ی ساخت و ساز ملک به عنوان یک سرمایه گذاری، موجب قفل شدن منابع بانکی شده و همین مسئله و نبود پول یکی از اصلی‌ترین عوامل رکود بازارمسکن است.


بحران مسکن در برابر بساز و بفروش‌های در مقیاس بزرگ و آرشیتکت‌ها و مهندسان سازه‌ای که به دستگاه پول سازی وابستگی تقریباً مطلق دارند، مدام راه حل و نسخه‌ی ناپیچیده می‌پراکنند که ای بابا ما خانه کم داریم و این است علت افزایش قیمت و تب آلودگی بازار مسکن و این درحالی‌ست‌که «حدود دو میلیون و ۵۰۰ هزار واحد مسکونی خالی در کشور وجود دارد، حال اگراین مساکن با وضع مالیات برخانه‌های خالی به درستی ساماندهی شود، می‌توان بازار پرتلاطم مسکن را مدیریت کرد.»


بحران مسکن بدون تغییر ریل اساسی اقتصاد ایران و پایان دادن به سیاست های نئولیبرالی و تاخت و تاز «باز آزاد» و «دست نامرعی» آن، بدون برچیدن بساط حاکمیتی که پاسدار اصلی رویکرد بحران زده کنونی است، بدون درهم شکستن بورژوازی مستغلات و بیرون کشیدن مسکن از بازار دلالی و سوداگری و تبدیل آن به وزنه ای برای احیای اقتصاد و افزایش اشتغال از طریق تولید مسکن اجتماعی، بدون قدرت متشکل بی خانمان ها و بدمسکن ها، اجاره نشین ها در قالب اتحادیه های مستقل نیرومند، نه تنها حل نخواهد شد که سلب مالکیت مسکن گسترده تر، خشن تر و پیامدهای مخرب آن بربافت اجتماعی دامنه دارتر خواهد بود....


بحران کرونا و تعطیلی مراکز آموزشی یا آنلاین شدن این مراکز، غیررسمی‌کاران در حیطه ی آموزش را از امرارمعاش ثابت محروم کرده است؛ دراین شرایط، حقوق معلمان رسمی پرداخت می‌شود اما بسیاری ازنیروی کارشاغل درحوزه ی آموزش ازدریافت دستمزد ودرآمد بازمانده‌اند. مربیان مهدکودک‌ها یکی از این گروه‌ها هستند. با بسته شدن مهدکودک‌ها به خاطر کرونا، چند هزار مربی شغل خود را از دست دادند واین مراکز تا آستانه ی ورشکستگی پیش رفتند. مربیان مهدکودک‌ها به امید اینکه نمایندگان مجلس فکری به حال آن‌ها کنند، مقابل مجلس تجمع کردند. سازمان دهندگان این مجموعه که چندین سال سابقه‌ی کاردارند، خواستار جذب در سیستم آموزش و پرورش هستند؛ آنها از بلاتکلیفی شغلی به ستوه آمده و می گویند: « در حال حاضر جذب ما مربیان در هاله‌ای از ابهام قرار دارد؛ ما کاردیگری به جز تدریس بلد نیستم و با شرایط فعلی، در تامین نان شب خود درمانده‌ایم.»




با همه تلاش‌هایی که فعالان حقوق کودک طی این سال‌ها داشتند و هزینه‌ی بس سخت بیکاری از کار، دستگیری و زندان و تبعید را به جان خریده‌اند، همچنان قانون منع کار کودک درعمل هیچ جایگاهی ندارد و کمترین امیدی به تغییر، در شرایط موجود نیست. مگر اینکه در سلسله اقدام جنبش توده‌ای و با به‌پا خاستن همه‌ی کنشگران اجتماعی، چهره‌ی شهر را از وجود کودکان زباله‌گرد پاک کنیم. تا زمانی که این نشود، مافیای شکم پرست و دست‌های توطئه‌گر، دلالی و واسطه‌گری با سودجویی تمام ازهرمنفذ و سوراخی، آیه و فتوای آیتی نوخاله، سود می‌جویند و به کثیف‌ترین شکل ممکن به دور از چشمان جامعه در نبود رسانه‌های مستقل از کودکان خیابانی وکار، این نیروی برده دارانه، ارزان و خاموش بهره‌کشی خواهند نمود. اما در برابر کارگران شهرداری‌ها، همان‌گونه که پیش‌تر آوردم، هیچ راهی جز ادامه اعتراض و اعتصاب و سازمان‌دهی سریالی اعتراضات به پهنه‌ی محلات شهرها و گره خوردن با مردم پیرامون، ضمن طرح مشکلات خود از وجود پیمانکاران، اتحاد و به‌ هم پیوستگی تحرکاتشان با استفاده از ظرفیت‌های جدید شبکه‌سازی در اینترنت، به هم پیوسته‌شدن ها و با افزایش دامنه‌ی آن، تأثیراعتراضات خود را نیزبیشترازپیش سازند. دست‌یابی به این مهم برای رفتگران زحمتکش در شرایط فعلی ممکن است.


در بستر چنین بده و بستان ناسالمی، کارگران زیادی تحت تأثیر برون‌سپاری‌های بی‌قاعده هستند و مشکلات معیشتی فراوانی دارند. لایه لایه شدن کارگران شهری طی قراردادهای پیمانکاری و مواجهه با پیمانکاران متفاوت، هرچه بیشتر باعث تضییع حقوق کارگران شهرداری‌ها شده است. آیا زمان حذف و خلع ید پیمانکاران نرسیده است؟ امروز کمپین سازمان‌یافته‌ی علیه خصوصی‌سازی، خلع ید بخش خصوصی ناظر بر همین لغو شرکت‌های رانتخوار پیمانکاری، حلقه‌ی جدی رودرویی نیروی کار و سرمایه‌ی جامعه‌ی ما است و که در مبارزات کارگران شهرداری‌ها نیز برای آن باید طرح و نقشه‌ی راهنمایی روزانه سازمان داد. کارگران شهرداری‌ها در پهنه‌ای به وسعت تمام کشور با مشکلات یک‌سان و مطالباتی واحد مواجهند که می‌توانند با اتحاد و به‌هم پیوستگی با استفاده از ظرفیت‌های جدید شبکه‌سازی در اینترنت، به هم پیوسته و اعتراضات خود را وسعت بخشند و با افزایش دامنه‌ی آن تأثیر اعتراضات خود را نیز بیشتر از پیش سازند.


نه فقط فرهنگیان که بازنشستگان، کارگران، کارکنان و حقوق بگیران بخش های مختلف اقتصاد کشور در حمایت و همبستگی با گروههای حداقل بگیر و بی ثبات کار فرهنگیان ذینفع اند، زیرا پاره پاره کردن اشتغال در مشاغل دارای ماهیت مستمر، شکل دادن به لایه های محروم تر مزدی، ایجاد دسته بندی میان فعالان صنفی و جلوگیری از وحدت صنفی آنان برای درهم شکستن هر چه بیشتر مزد و مزایا و برده دارانه تر کردن شرایط اشتغال، نپرداختن دستمزدها و حق بیمه ها شتری است که پشت در همه بخش های اقتصاد کشور و همه مزد و حقوق بگیران خوابیده است.