info@karegari.com صغحه اول
آرشیو مقالات
آرشیو ویدئو
سایت روز شمار جنبش کارگری ایران
سایت " روزشمار جنبش کارگری ایران" ؛ با اعتقاد به مبارزات مستقل کارگران و دفاع از مطالبات بیواسطه آنان دربرابر نظام سرمایه داری ایران، تلاش دارد که استقلال عمل این مبارزات را درتمام عرصه ها و بویژه در تنظیم اخبار مبارزات کارگران و زحمتکشان ایران و جنبش های اجتماعی ( زنان - پرستاران - دانشجویان و جوانان - معلمان - بازنشستگان - ملیت های ساکن ایران ) و زندگی کودکان خیابانی کار، با ارائه منابع خبر روز شمارنماید. تلاشم بر این بود که در این سایت آرشیو روزشمار را که طی سال های متوالی انتشار داده ام ، جای دهم . همکاری یکایک فعالان کارگری وتشکل ها و نهادهای کارگری و ارسال به موقع اخبار به سایت " روز شمار جنبش کارگری ایران" ما را در پیشبرداین وظایف توامان کمک می نماید. با احترام امیر جواهری لنگرودی
گفتگوی هفته : در برنامه امروز گفتگوی کارگری همراه باامیر جواهری سخنگوی کانون همبستگی با کارگران ایران بمانند هر جمعه در خدمت شما بودیم و ایشان ضمن اشاره به چند نکته از جمله برگزار نشدن دادگاه حمید نوری بدلیل ابتلا به کوید ۱۹ در هفته گذشته ،در سخن آغازین به پرسش های ما در مورد مهمترین و اخبار در هفته گذشته و همینطور تجمع پراکنده پرستاران در کنار معلمان، توضیح دادند.


گفتگوی هفته : در برنامه گفتگوی کارگری این هفته همراه با امیر جواهری پس از سخن آغازین به سئوالات ما در مورد تحرکات معلمان و بازنشستگان، دادگاه حمید نوری و آخرین تحرکات کارگران سیندیکای شرکت واحد پاسخ گفتند.


گفتگوی هفته : در برنامه گفتگوی کارگری این هفته همراه با امیر جواهری که با اجرای شاهین کاظمی انجام شد. پس از سخن آغازین ایشان به پرسش های شاهین در رابطه با نگاهی به تجمعات کشاورزان اصفهان و به آتش کشیدن چادر ها . خواست کشاورزان و نیازهای آنان بر سر چیست ؟ صحبت کردند.


فیلمی از کانون همبستگی با کارگران ایران - گوتنبرگ(سوئد) : صدای کارگران هفت پته باشیم !

https://www.youtube.com/watch?v=PVVNtS0enVc&feature=emb_logo

مجله کارگری هفته - امیر جواهری در باره اعتراضات کارگری و بحث کارورزی


مجله کارگری: اخبار کارگری و دستمزدها، فراخوان اعتصاب شورای شورای‌هماهنگی‌تشکلهای‌صنفی فرهنگیان


امیر جواهری لنگرودی در نشست وبیناری گذار؛ قدرت نیروی عظیم انسانی و جایگاه جنبش‌ها(۳۱ تیرماه ۱۳۹۷)


تلویزیون دریچه گفتگوی فرامرز رفیعی با امیر جواهری لنگرودی پیرامون : قتل های خاموش وبررسی اعتصاب کارگر زندانی رضا شهابی


گفتگوی امیر جواهری با رفیق مهرنوش اشترانی از خانواده های جانفشانان کشتار دهه شصت و یکی از سخنگویان کمیته برگزاری هفتمین گردهمایی سراسری درباره کشتار زندانیان سیاسی در ایران


گفتگوی امیر جواهری با احسان حقیقی نژاد یکی از سخنگویان گرد هم ائی سراسری


گفتگوی امیر جواهری با محمد رضا شالگونی پیرامون چگونگی سازمانیابی تشکلهای مستقل و سراسری کارگران


مجله کارگری ، اخبار و اعتراضات روزجهانی کارگر و هفته معلم از امیر جواهری


مجله کارگری۲۰ مهر ۹۷:اخبار مبارزات کارگری،نان‌آوران خردسال،اعتصاب کامیونرانان


مجله کارگری:جمعه ۲۵ آبان ۹۷ تحصن معلمان، هفت‌تپه و شکست پروژه سندیکاسازی


جوانب گوناگون تحولات سیاسی پس از برجام و استراتژی سوسیالیستی


گفتگوی امیر جواهری با شاهین شریفیان از اعضای سازمان اتحاد فدائیان کمونیست ایران


مصاحبه امیر جواهری با روبن مارکاریان


گفتگوی امیر جواهری با مجید تمجیدی (دلائل مبارزه علیه تغیر قانون کار)


گفتگوی امیر جواهری با محمود صالحی از فعالین جنبش کارگری


گفتگوی امیر جواهری با احسان حقیقی نژاد یکی از سخنگویان گرد هم ائی سراسری


امیر جواهری لنگرودی : یادداشت روزانه ( نمره سه) / خُجسته باد ورود دانش آموزان به جُنبش مردم ایران !
خامنه ای ؛ مردم در خیابان های هشتاد و پنج میلیونی ما، عریان به تو فرمان راندند : « "فرمانده" به پایانت سلام کن » امروز پهنه رویاررویی ها در جامعه ما به آنچنان هنگامه ای از خشم و خروش همه آحاد جامعه از زنان - پرستاران و بهیاران گرفته تا پزشکان دوستدار مردمان که به اعتصاب روی آورده اند، دانش آموزان و معلمان ، دانشجویان و استادان ، نویسندگان ، سینماگران - ورزشکاران - کولبران و سوخت بران ، بازنشستگان، لایه های گوناگون کارگران و سایر قشرهای اجتماعی مردمان ایران ، برای بهسازی، بهروزی و بهزیستی خویش در پیکاری سهمناک در میدان نبردی نابرابر با حکومت جهل و جنون و جنایت ، رفته به رفته نیاز به همسویی، هم جهتی ، همگرایی و نوعی سازمانیابی درسطوح گوناگون از اعتصاب تا سنگر بندی خیابان و کمیته های محلات را دریافته اند و میرود به آن سو که با دهک های پائین جامعه پیوند یابد . آن روز دیر نیست و بسیار نزدیک است! .... . این جنبش اگر با خیابان هماهنگ شود زاهدی وفا و امثال او را جارو خواهد کرد. چنین کنیم و چنین بادا! سه شنبه ۱۲ مهر ۱۴۰۱ برابر با ۰۴ اکتبر ۲۰۲۲

امیرجواهری لنگرودی: یادداشت روزانه ( نمره دو) / دانشگاه سنگر آزادی و آزادگی را تنها نگذاریم !
بی‌گمان درشرایط ناکامی حاکمان در برابر پیشروی و مقاومت اعتصاب دانشجویان دانشگاه‌های سراسر کشور و اعتصاب استادان دانشگاه‌ها و حتی دانش‌آموزان و برخی معلمان دبیرستان‌ها، پهنه‌ی رویارویی با حکومت اسلامی را به نطقه‌ی اوج رسانده است. پرسش بنیادی این است چرا این تهاجم وحشیانه متوجه دانشگاه شریف شده است؟! زیرا که این دانشگاه، نماد جهانی نو و آرزومندی همه‌ی پیکارگران عرصه‌ی کار و تلاش جامعه‌مان در پیوستن به جنبش عظیم آزادی‌خواهی مردم است؛ و هراس رژیم از جنبش عظیم دانشجویی و به‌ویژه پیوند و پیوستگی دانشجویان پیشرو و مترقی دانشگاه شریف با سایر جنبش‌های مطالباتی زنان ، زحمتکشان، بازنشستگان، معلمان، کارگران و... است. جنبش دانش‌جویان و دانش‌آموزان که فرزندان زحمتکشان جامعه هستند، می‌تواند به عنوان مفصلی پیوند دهنده‌ی دیگر جنبش‌های اجتماعی عمل کند، اگر جنبش دانشجویی با سایر جنبش‌های اجتماعی ما پیوند یابد، به عضله‌ای ستبر فرا می‌روید که طومار همه‌ی ارکان حکومت جهل و جنون و جنایت را در هم می‌پیچد. این مهم را دریابیم و در جهت سازمان‌یابی و تحکیم این پیوندها بکوشیم که خود بسان نوک پیکانی‌ست که می‌تواند نقش راهبردی در مبارزه‌ی امروز ما داشته باشد. چنین کنیم و چنین بادا! دوشنبه ۱۱ مهر ۱۴۰۱ برابر با ۰۳ اکتبر ۲۰۲۲ http://karegari.com

امیرجواهری لنگرودی : خیابان از آن ماست ، آن را سنگر مبارزه خود سازیم!
ما باید با سازماندهی جنبشی درمحلات به فلج سازی نیروهای سرکوب، درتقابل باکلیت حاکمیت اسلامی خود را برای دست یابی به « زن - زندگی - آزادی » ، « شادی- رفاه - آبادی» ، بسان یک نیروی عظیم اجتماعی درصحنه رقابت ها بدل به آلترنیو قدرتمند مبارزات طبقاتی کنیم. اینبارنباید با از دست دادن سنگر خیابان و نوعی عقب نشینی، فرصت به صاحبان قدرت دهیم تا نتوانند به بازسازی نیروی فرسوده خود بپردازند و اعتراضات و مبارزات واقعی مان را دچار وقفه کنند ! درامرسازماندهی محلات ما نباید همه قوای آماده وسازمانگرخود را به پیش صحنه بکشانیم ونیروی خود را به شکل لخت وعور در برابرقوای سرکوب و عمله خون آشام حاکم به سردست ببریم. برای اینکه بیشتروقدرتمند تردرخیابان بمانیم، باید خود را سازمان بدهیم . ما تنها با سازمانیافتگی هرچه بیشترمی توانیم، از حق ماندن، زیستن وداشتن زندگی بهترتا سرحد وصول آزادی، برابری و رهایی همگانی، درمقابل زنجیرهای اسارت و بندگی، شجاعانه دفاع نماییم! تجربه ها به ما آموخته است که ما می توانیم چنین کنیم، چنین بادا!

امیر جواهری لنگرودی : شعارهای اعراضی مردم سراسر ایران (بخش اول)
درجنبش اخیر این یگانه شعار« زن- زندگی - آزادی» ، « ژن- ژیان- آزادی» از روز نخست به این سو ، درداخل و خازج از کشور بشکل خواست عمومی دردل شعارهای مردم برجسته و خود نمایی کرد و هر اتفاقی هم که برای این جنبش بیفتد ، درادامه مسیر خود بسان درفش حق خواهی مردم به جان آمده، به راه خود ادامه خواهد داد. مردم ما آنچنان محکم فریاد زدند ومی زنند :« این آخرین پیامه / هدف خود نظامه» کسی که حقانیت این شعار را در نیابد ، هیچ چیز از رویش جوانه ها درنیافته است ! از همه دوستانی که برای پست فیس بوک و کانال تلگرام و دیگر شبکه های ارتباطی ام ، شعار و یوتوپ های جدید می گذارند، سپاسگزارم. یاری هایی ازاین نوع به استمراراین وظیفه ازجانب من انجامد درصورت امکان تکمیل اش کیند تا برای این مرحله ازتاریخ مبارزات مردم ایران درس آموز باشد. آخرین نکته اینکه : حدت شعار ها آنچنان زیاد است که پیاده کردن همه کلیپ های تصویری ؛ انرژی زیادی می گیرد . این اولین سری شعار های این دوره تا اول مهر است می توان وباید ازمبارزان داخل کشور دربرابر رودررویی با آتش گلوله وتوپ وتانک تمامیت ارتجاع اسلامی وایستادگی ها و مقاومت میلیون ها تن ازدختران- پسران – زنان و مردان وهمراه شده گان یک پیکارتوده ای درسراسرایران، درس های فراوانی آموخت و در ادامه این مبارزه توفنده آنرا بکار گرفت. لطفا آدرس را به این آدرس بفرستید. amir_772@hotmail.com

امیرجواهری لنگرودی : شماها بازخواهید گشت سرفراز!
شکست سناریوی امنیتی بازجویان، امکان همگرایی در سطح جنبش مطالباتی درون و بیرون زندان و همبستگی بین المللی را بیش از هر موقع در تاریخ مبارزات مطالباتی ایران وسعت داد می گویند: فاشیسم بی چهره است و بی چهره گی او ازخشونت های موجه و ناموجه او مایه میگیرد.جمهوری اسلامی چهره مجسم این خشونت آن سرش ناپیداست. جمهوری اسلامی در تمامیت این سال ها خشونت های "مقدس" را نمایندگی کرده است. خشونتی که از مذهب- تعصب و عقب ماندگی و خرده فرهنگ های بیهودگی و سرکوب تغذیه می کند تا روانپرشی مفرط اش را در چهره فاشیسم درمان نماید. احکام فاشیسم گاه به مثابه خیابانی یکطرفه است ولی تنها ایستادگی و پایمردی و مقاومت است که خیابان یکطرفه را بدل به خیابانی دو سویه می گرداند.یک سویه اش به اجبار میبرندت و سویه دیگرش راه می جوید و بازمی یابد به آزادی! شما ها باز خواهید گشت سرفراز!

امیر جواهری لنگرودی : پایان خدای دهه شصت، خدای کُشتار!
دهم شهریوری دیگر ! پنجشنبه ۱۰ شهريور ۱۴۰۱ برابر با ۰۱ سپتامبر ۲۰۲۲ در یاد بود کشتار خونین دهه شصت و آن تابستان ۱۳۶۷ در سی و چهار (۳۴) سال پیش، در دهم شهریوری دیگر و به یاد همه آن جان‌های آرمانخواه و عاشق زندگی! نه می‌بخشیم و نه فراموش می‌کنیم ! خدای ۱۴۰۰ سایه سارخدای دیگری‌ست وجامعه ایران تحت هیچ شرایطی مجدداً خدای سال شصت (۶۰) رانمی‌پذیرد. خدای فرتوتی که روبه ویرانی و اضمحلال است و باید برود. این حکم تاریخ است! خامنه‌ای، دیکتاتور حقیری که برمسند ولایت فقیه حکومت اسلامی نشسته، این حکم را خوب دریافته که در آستانه کهنسالی ومرگ، کین توزانه چنگ درگلوی شریف‌ترین وبهترین فرزندان این سرزمین انداخته و با بازداشت و زندانی کردن زنان به بهانه بدحجابی،کارگران، معلمان، بازنشستگان، وکلا، دانشجویان، نویسندگان وهنرمندان و سرکوب هر صدای اعتراض درزندان‌های کوچک وبزرگی که درسراسرایران ساخته وازانسان‌های بی‌نوا و بی‌گناه انباشه، می‌خواهد خدایی کند، اما این آرزو را که با سرکوب پادگانی بساط ولیعهدی پسر دردانه‌اش را مهیا کند، به گُورخواهد برد، و مردم بندگی ننگین چنین گندیده خدای را دیگر گردن نمی‌نهند و به زیر خواهند کشید. تاریخ کشور ما این را پیشترهم به ثبوت رساند وامروزهم این قدرت را دردرون خود دخیره دارد که آنرا دیگرباربه نمایش بگذارد. چه نیک گفته اند: هرکه نآموخت ازگذشت روزگار / هیچ نآموزد زهیچ آموزگار!

امیرجواهری لنگرودی - بهایی بودن جرم نیست!(بخش اول)
برای ما که تجربه تلخ رودررویی با حاکمیت ایدئولوژیک اسلامی را در طی چهار دهه بر دوش داریم . جدائی کامل مذهب ازدولت و حاکمیت دینی، از سیستم قضائی و از آموزش و پرورش، ممنوعیت هر گونه کمک دولتی به موسسات مذهبی و فعالیت های آن ها، الغاء مذهب رسمی، شخصی بودن اعتقاد به مذهب و آزادی همه افراد در داشتن و نداشتن مذهب، آزادی کامل تبلیغات مذهبی و ضد مذهبی، از جمله یکی از ملزومات اجتناب ناپذیر پایان دادن به تبعیض های مذهبی و برقراری حقوق برابر برای همه شهروندان صرفنظر از تعلقات ملی، مذهبی، جنسیتی و اعتقادات سیاسی آن ها می باشد. گذران زندگی در حاکمیت اسلامی ایران در امر دفاع از آزادی، رهایی از حجاب اجباری و گزینه حجاب اختیاری زنان ومردان ، آزادی از رژیم یدنی ، ازادی از غارت ثروت ملی توسط سران و آقا زاده های رژیم اسلامی ، از راه دفاع همه جانبه از حق زندگی بهلئیان در کشور ما می گذرد! برای ما آزادی فوری و بی قیدوشرط همه زندانیان بهائی و همه زندانیان سیاسی و عقیدتی ، پایان بخشیدن به هر سطح تبعیض های اعمال شده علیه بهائیان و همه اقلیت مذهبی ایران باید فورا و بی درنگ متوقف شود. زندان های ایران باید به روی زنان - وکلا- نویسندگان - بازنشستگان - دانشجویان - فرهنگیان - کارگران و همه زندانیان عقیدتی و سیاسی گشوده گردد تا چرخه زندگی به گردد و زندگی رو به آبادانی و سازندگی فرا روید ! # درایران #بهایی بودم و #بهایی ماندن ؛ نباید جرم شناخته شود! ادامه دارد .... پنجشنبه ۱۳ مرداد ۱۴۰۱ برابر با ۰۴ اگوست ۲۰۲۲

امیر جواهری لنگرودی/ یادداشت کارگری هفته (بخش دوم) : مبارزه دست یابی نان و آزادی از کدام مسیر فراهم می گردد؟!
...شعار را نباید در خلاء داد و خود را خشنود ساخت. تحول اجتماعی را یک نیروی معین به تنهایی نمی‌تواند به ثمر برساند... هر حرکت توده‌ای به نفع یک جبهه‌ی توده‌ای عظیم‌تر، با دفاع از ابتدایی‌ترین نیازمندی‌ها و مطالبات شروع شده و به تدریج که این مبارزه بسط و توسعه یافت، اشکال و شعارهای مبارزه‌ی خود را تغییر می‌دهد. امروز که آن جبهه‌ی توده‌ای قدرتمند را نساختیم و هرکدام‌مان به تنهایی در عرصه‌ی مبارزه، خود را پیشقدم و پیشگام می‌دانیم و آدم کشان و آدم فروشان نظام به شکل یک دیوار حائل برابر هر سطح از پیشروی ما از خود با هزار و یک ترفند مانند احضار، بازداشت، زندان، تبعید و اخراج از کار و سناریوی پرونده سازی های امنیتی که حربه‌های نخ نمای آن در هر مرحله‌ای دهن باز کرده است، دفاع می‌کنند، صرف صدور تیزترین و برنده ترین شعارها به تنهایی، راهگشا نخواهد بود. شکل‌گیری حاکمیت مردم به وسیله‌ی خود مردم، حیاتی‌ترین پیش شرط رهایی طبقه‌ی ما است و هر چیزی که برای مردم و بدون مردم باشد، خود دراساس پوششی برای تسلط بر مردم تلقی می‌گردد. در مقابل نظام اسلامی موجود، هیچ نیرویی بسان آلترناتیو نمی تواند معنا یابد. نباید از بالای سر مردم ، قیم مردم و توده‌ی مطالبه‌گری بود که امروز در ارتش گرسنگان دهان گشوده‌اند و فریاد بر می‌دارند و آواز سر می‌دهند: ما رنجبران ایرانیم، تا محروم و زیر فشاریم، معترض می‌مانیم! همگام شویم و این مبارزه را سازمان‌یافته‌تربا اتکاء به قدرت همین مردم ، به پیش ببریم!

امیرجواهری لنگرودی/ ویژه نامه شماره دو: باردیگروارسی سناریو سازی رژیم اسلامی ؛ به اعتبار نامه سر گشاده خانواده های زندانی
باید به خیابان روی آورد ! حاصل کلام آنکه، درمقابل این سناریوسازی نخ نما،طراحی های سوخته، باید نشان دهیم، سندیکالیست های معلم فرانسوی در زندان اوین ایران تنها نیستند! باید مجددا به خیابان آمد برای شکستن این سناریو و دیگر سناریوهای مشابه به مانند بازنشستگان و دیگر کارگران مطالبه گر فریاد زد . رژیم راه هرگونه مذاکره و گفتگو و چانه زنی را ناممکن کرده است. یگانه راه همبسته شدن و یگانگی نیروهای مطالبه گردر کف خیابان حاصل می اید! همه باید پشت هم بایستند وهمدیگررا برای مقابله سازمان بدهند. یکی ازهدف های سرکوب و کش دادن بازجویی ها ، نیز زدن همین ایده همگرایی و همبستگی های طبقاتی درون جامعه وهمبستگی های قدرتمند بین المللی است. هیچ حرکتی به تنهایی و با صبر و انتظار، پیامک زدن به نماینده دولت و مجلس فراهم نیم آید و سرابی بیش نیست . باید به سمت همگرایی های مشترک و ستاد لایه های هم پیوند برای پیگیری اعتراضات را با موج وسیعترو متشکل تر رد شبکه های ارتباطی لایه به لایه سازمان داد و به پیش برد. در این مدت علیرغم موج وسیع دستگیرهای معلمان، تنها چیزی که از شدّتِ سرکوبِ جنبش معلمان در هفته های اخیر عجیب‌تر است، قدرتِ همبستگی و همراهی فرهنگیان در مواجهه با دستگاه سرکوب است. برای مردم ما بلند شدن عکس ها و بنر های این که جای معلمان و کارگران شریف کشور در زندان ها نیست، تنها یک شعار نیست بلکه شاولون مورد پذیرشی برای جنبش آزادیخواهی ایران ، زندانیان سیاسی و عقیدتی ره هر چه زودتر آزادشان کنید. از همین زاویه باید از حق معلمان - کارگران زندانی و از حق خانم "سیسیل کولر" وهمسربازنشسته اش "ژاک پاری"، که این ملاقات را کردند ، قویا دفاع نمود و اجازه نداد که رژیم اسلامی یک تبادل نظر . یک ارتباط عادی بین فعالان کارگری کشورمان اعم ( ازمعلمان وکارگران ) شناخته شده با سندیکالیست های فرانسوی را تبدیل به امرجاسوسی و یک امرامنیتی بسازند و به آن گرا بدهند وروزیِ نامه کیهان حسین شریعتمداری که همواره مترصد پرونده سازی برای هرکنشگراجتماعی است ، تا خوراک خبرسازی روزی نامه خود سازند، مورد بهره برداری قرارگیرد.

امیرجواهری لنگرودی/ یادداشت کارگری هفته / دولت شش کلاسه، همین روزا خَلاصه
... هیچ احتیاج به درازگویی نیست؛ بلکه باید صریح و بی پروا نوشت: این گرانی و کمبودها و خیزش عظیمی که چندین استان وشهرستان را فرا گرفته، خلق الساعه نیستند. در شرایطی که در ایران، بين ۲۰ تا بالای۶۰ درصد مواد اوليه‌ی توليد كشور مواد وارداتی است و در شرایطی که رخداد جنگ ویرانگر روسيه و اوكراين، تورم وارداتی گسترده‌ای را در مجموعه‌ی اقلام وارداتی درکل جهان شكل داد كه اين تورم در قيمت اقلام مصرفی ايران نيزخود را نمايان كرد. زمانی كه اين اقلام وارداتی گران شود، قيمت محصولات توليدی نيز گران‌تر می‌شود. ازسوی ديگر تكاليفی در قانون بودجه ۱۴۰۱ وجود داشت كه باعث افزايش قيمت‌ها شد. زمانی كه پس از چند سال نرخ ارز مبنای محاسبه‌ی حقوق ورودی و خروجی گمرك از ۴۲۰۰ تومان به نرخ ETS تغيير داده شد، و نرخ دلار در دولت ناکارآمد و بی خاصیت ابراهیم رئیسی با بالای ۳۰۰۰۰ کشیده شد، اين تغيير در افزايش قيمت‌ها همواره هویدا شد.....برای مبارزه خیابان‌ها باید در اختیار و اشغال مردم مطالبه‌گر باشد. مکان مبارزه و انتشار آگاهی خیابان است و این را هم نیروهای متشکل و صنفی و هم توده‌های جان به لب رسیده آزموده و آموخته‌اند. حاکمیت هم با انواع شگردهای بی‌شرمانه سعی در کنترل حضور و اعتراضات خیابانی مردم داد. از بازنگری در قوانین استفاده از سلاح گرفته تا بازداشت‌ها گسترده به بهانه‌ی تجمعات غیر قانونی از معترضین در خیابان‌ها. آینده را هم همین وزن‌کشی خیابانی مردم و حکومت سرکوبگر در کف خیابان ها مشخص خواهد کرد. وقتی خیابان در اختیار و اشغال مردم مطالبه‌گر باشد، جایی برای حکومت باقی نخواهد ماند.دراین نبرد نا برابر: یا ما سرخصم را بگوبیم به سنگ / یا او سر ما به دار سازد آونگ !

امیرجواهری لنگرودی : به گروگانگیری دولتی پایان دهید، سناریوی آدم ربایی‌تان رنگ باخته است!
تجمع اعتراضی فعالان مدافع حقوق معلمان و کارگران و... فعالان کلکتیو سندیکاهای فرانسوی و همراهای سندیکایی سوئیسی به همراه نیروی وسیع فعالان اپوزیسون چپ و دمکرات ایرانی روز جمعه ۱۰ ژوئن ۲۰۲۲ از ساعت ۱۲ صبح در مقابل کاخ ملل در ژنو پای صندلی شکسته در میدان ژنو صورت می گیرد. همچنین در سطح کشورهای مختلف اروپایی، استرالیا، کانادا و آمریکا فعالان نیروهای چپ و دمکراتیک، به اشکال گوناگون و همزمان با تجمع ژنو، در میادین شهرها، برابر سفارت خانه‌ها و با مراجعه به روزنامه‌ها و دفاتر اتحادیه‌های کشورهای میزبان، اعتراض یکپارچه‌ی خود به این گروگان گیری را اعلان می‌دارند. فردای آن ما باید مجدداً و پیوسته وهمبسته به خیابان بیاییم. به خیابان بیاییم تا بتوانیم برای شکستن این سناریو گروگانگیری و پرونده سازی برای معلمان و کارگران و فریاد اعتراض برای آزادی بی قید و شرط زندانیان سیاسی و عقیدتی سر دهیم. به خیابان بیاییم و در کنارهم باشیم تا از مبارزات همه‌ی نیروهای موجود در کف خیابان‌های ایران پشتیبانی قاطع نماییم. ما باید به خیابان بیاییم و سناریوهای آدم ربایی را به درون جامعه‌ی میزبان ببریم و همگان را به اعتراض وا داریم. فریاد بزنیم که رژیم اسلامی ایران راه هرگونه مذاکره و گفتگو و چانه زنی برای نهادهای مستقل مطالباتی و مبارزات آنها را ناممکن کرده است. برای مبارزان درون جامعه، یگانه راه همبسته شدن و یگانگی نیروهای مطالبه‌گر در کف خیابان است و برای ما که در این سوی جهانیم، قدرتِ همبستگی و همراهی نیروهای اپوزیسیون کلیت نظام و پشت کردن به کمک مداخله‌گری بیگانگان در حیات جامعه و اتکا به نیروی خود در مواجهه با دستگاه سرکوب نظام است. فریاد اینکه ما خواستار آزادی فوری دو عضو سندیکای معلمان فرانسوی (خانم کولرو آقای پاری) هستیم که در ایران دستگیر و در زندان رژیم جمهوری اسلامی بسر می‌برند، خواست توامان همه‌ی فعالان اجتماعی در ایران و سراسر جهان است. فریاد اینکه جای زنان کنشگر، دانشجویان، معلمان، کارگران، بازنشستگان و اقلیت‌های دینی و ملی در زندان نیست، یک شعار نیست، بلکه یک خواست پیوسته و همبسته‌ی همگانی جامعه‌ی ایران است. باید همه‌ی زندانیان عقدتی و سیاسی بی‌قید و شرط آزاد گردند. پاسخ آن پرسش که در یادداشت آغازینم طرح کردم: «هنجارشکنی و مقاومت پایان ناپذیر جنبش مطالباتی و فرافکنی و جباریت فرمانده برابر این خیل عظیم مقاومت و ایستادگی را چگونه می‌توان مورد چالش قرارداد؟!» اینگونه است که باید همه‌ی ما دریابیم تا همصدا نشویم؛ بی صدا خواهیم ماند.

امیرجواهری لنگرودی/ بخش دوم : دیگه تمومه ماجرا
چرا امروز رژیم به سناریو سازی امنیتی احتیاج دارد و چه هدفی را دنبال می‌کند؟ پیشتر هم آوردم برای حکومتی که خودش هم به خوبی می‌داند «دیگه تمومه ماجرا»، این سطح نازل سناریو سازی امنیتی، نشانه‌ی اضمحلال است. حکومتی که با قیام‌های مداوم گرسنگان روبروست، به‌طوری که همه‌ی دستگاه اقتدارش از رونق افتاده، مساجدش بی مشتری‌ست، نمازجمعه‌هایش با چند عوام الناس مواجب بگیر به زحمت برگزار می شود، به شیوه ی دزدان راهزن ده نفر به یک نفر حمله شبیخون می‌زند تا شاید از این طریق ایجاد رعب و وحشت، فضای دهه‌ی شصت را ذهنیت سازی کند، اما امروز حنایش در نزد افکار عمومی جامعه هیچ رنگ و بویی نداشته و ندارد. همه‌ی کارگزاران نظام برآنند که شریان ارتباطی داخل و خارج باید قطع گردد. آن‌ها به خوبی واقفند که اکانت‌های ارتباطی داخل وخارج کشور، از طریق خیزش بلند چرخه‌ی شبکه‌های ارتباطی، چه آتشی به ارکان خبررسانی دروغ آنها انداخته است. در نظام اسلامی، از بیت رهبری گرفته تا هر ننه من قمری، از آخوند دوزاری روضه خوان سر قبر آقا گرفته تا هرنماینده‌ی مجلس، ورزا، مدیران کل و معاونان، هر فرمانده‌ی سپاهی، بسیجی، بچه حزب الهی، آدم‌های امنیتی و... خود به وسیع‌ترین شکلی از شبکه‌های ارتباطی بهره می‌گیرند؛ همه برای خود سایت، وبلاگ، توئیتر، اینستاگرام، تلگرام، واتس آپ، فیس بوک با چندین سیم کارت و اکانت داشته و با عالم غیب هم درارتباطند، ولی این ارتباطات برای مردم و زحمتکشان جرم تلقی می‌شود! جرمی که اغلب متوجه‌ی فعالان گروه‌ها، احزاب و سازمان‌های سیاسی است که رژیم اسلامی آنها را «برانداز»، «معاند»، «خدا ناشناس» و «بیگانه پرست» و «فراری» می‌نامد. هر جا که رژیم در تنگنا می‌افتد، فعالان عرصه‌ی کار و زحمت و کنشگران مدنی، زنان، فعالان سندیکایی، معلمان، بازنشستگان، پرستاران، نویسندگان، سینماگران، اهالی تاتر و غیره را، «جاسوس»، «آشوبگر»، «توطئه گر» و... می‌نامد. اما افکارعمومی جامعه‌ی ما با شناختی که از فرزندان تلاشگر و امتحان پس داده‌ی خود دارند، این خزعبلات تکراری را باور نمی‌کنند و به مجریان بی‌قابلیت آن می‌خندند! در این میان همه‌ی مزدوران نظام می‌توانند، آزادانه و دلخواه به خارج سفر کنند، برای تدارک سیسمونی فرزندان و نوه و نبیره و نوادگان خویش از کشوری دیگر خرید هم کنند؛ یا برای معالجه‌ی چشم و پروستات و بواسیر خود به ینگه دنیا هم سفر کنند؛ در هر همایش و سیمنار جهانی برای توجیه کار چپاول و بالا کشیدن موقعیت خود حضور یابند، یک هواپیما نماینده‌ی خود گزین کرده به اجلاس سازمان جهانی کار (ILO) بفرستند، ولی هیچ فعال کارگری و معلم و حتی ورزشکاری بدون کنترل و نظارت نیروهای امنیتی این حضرات مافیایی امکان گذر از مرزهای کشور برای دیدار و شرکت در نشست یا مسابقه‌ای را ندارند. پاک کردن و ضایع ساختن ارتباط بین داخل و خارج، همه‌ی اقتدار امنیتی این جماعت فاسد و سرکوبگر را به نمایش می‌گذارد! ایست! اینجا خط قرمز نظام اسلامی‌ست! رابطه بی رابطه، ارتباط بی ارتباط، همتا بی همتا! به‌فوریت بعد از دستگیری به تناسب وزن فرد بازداشتی و موقعیتش در جامعه، بازجویی و شکنجه و پرونده سازی آغاز می‌شود. می‌خواهند در جامعه هراس ایجاد کنند. تشکل مستقل را ازهم بپاشاند و با ایجاد وحشت، انزوا طلبی را اشاعه دهند. بازجویان حکومتی از زبان روزی‌نامه‌ی کیهان حسین شریعتمداری می‌گویند: شما همگی قصد "براندازی" و "سلب امنیت نظام" را در سر می‌پرورید. هیچ فعال سندیکایی، هیچ فرهنگی شناخته شده، نه مجاز به ارتباط با همتای جهانی خود است و نه می‌تواند عضو یک تشکل بین المللی گردد. و ماجرا وقتی دردناک می‌شود که بخشی از ایرانیان و فعالان سیاسی خارج از کشور نیز این دوگانه‌سازی و جرم‌تراشی و اتهامات حکومت نکبتی اسلامی را می‌پذیرند و به این دسیسه ی امنیتی برای تفرقه افکنی میان ایرانیان فعال و دغدغه‌مند گردن می‌نهند. بد نیست یاد آور گردم: نگاهی به ادعای بخشی از اپوزیسیون مذبذب خارج کشور درهمگامی با این تبلیغ که "همکاری و همگامی نیروهای داخلی وخارج اشتباه است" حاصلی جز قطع ارتباط و دادن این امکان به رژیم که در سکوت خبری و بی اطلاع جهانی از وضعیت کارگران و زحمتکشان کشور، سرکوب و غارت را بیشتر کند، ندارد. باید گفت: درهیچ کجای قوانین همین حکومت جنایتکار نیامده، ارتباط دوستانه وهمفکری با همکاران خارجی یا با اتباع خارجی ممنوع است . بعلاوه یک کارگر یا یک معلم چه اطلاعاتی می‌خواهد به همکار و همتای خارجی خود بدهد که بتوان آن را به زیان منافع ملی شمرد؟ حضرات امنیتیچی حکومتی بهتر است به جای سناریوسازی احمقانه و اتهام‌زدن و پرونده ساختن برای فعالین صنفی که چهره‌های سالم و شناخته شده‌ی ملی هستند، حفره‌های گشاد امنیتی خود را بپوشانند که تا افتضاح افشای بایگانی اسناد «تورقوزآباد»شان، که زیرچکمه‌ی ماموران موساد مرتب زیر و رو می‌شود تکرار نشود و مراقب دلالان دردانه‌ای که به اسم دانشمند هسته‌ای جا می‌زنند باشند که وسط پایتخت شکار اسلحه‌های خودکار اسرائیلی نشوند.

امیرجواهری لنگرودی/ ویژه نامه : بیانیه های اعتراضی در رد سناریوسازی های رذیلانه نهادهای امنیتی و روزیِ نامهِ کیهانِ حسین شریعتمداری ...
امروزگسترش جهانی ارتباطات درعصرشبکه های اجتماعی، به آن سطح، کارآمد شده اند که دردرون کشور فعالان کارگری واجتماعی انواع شیوه ها را به کارمی گیرند تا جرم انگاری نوعیت این روابط درسطوح گوناگون را ازخود دورنمایند واصل ارتباط را جزیی ازضمایم حق آزادی بیان - حق تشکل مستقل و آزادی تجمعات و اجتماعات بشناسند. آنان اصل ارتباط را یک امر صد درصد طبیعی می دانند که می تواند فرصت های بی بدیلی را برای گسترش مبارزه و همبستگی طبقاتی فراهم آورند. امروز همچون دیروز حاکمیت نتوانست درتخریب شخصیت فعالینی چون "اسماعیل بخشی" و"سپیده قلیان" با تمام آن شکنجه ها موفقیتی کسب کند، در رابطه با این فعالان بازداشت شده نیز تیرش به سنگ خواهد خورد. دوران به نمایش درآوردن سناریوهای سوخته و نمایش پرونده سازی ها در تلویزیون مانند برنامه "هویت"وفیل هوا کردن روزیِ نامه کیهان شریعتمداری به سررسیده است . آنگاه که یک برنامه ساخته و پرداخته شبکه های امنیتی درپوشش تلویزیون سراسری تلاش می کند فعالان عرصه کار و پیکار مطالباتی را "جاسوس"،" آشوبگر"، " توطئه گر" و" برانداز "جلوه دهند، دیگر افکارعمومی جامعه ما با شناختی که ازفرزندان تلاشگرو امتحان پس داده خود دارند، این خزعبلات تکراری را باورنمی کنند. همه زحمتکشان ایران هوشیارند، غم نان و گرانی و سیمای فروریزی دیوار بلند حاشا برای کوتاه کردن دست دزدان سرگردنه و پای تا سر شکمان رانت خوار، آنان را ازعزم پایدارشان برای دست یابی به وصول آزادی و دادگری اجتماعی باز نمی دارد. فضای موجود بیش ازهر موقع، شتاب امیدبخشی را به روندهای خودسامان یابی لایه هایی تمامی زحمتکشان اردوی کار نمایان ساخته وهمین امر مبارزه با کلیت نظام را بیش از هر موقع داغ تر نموده است! امروز جنایت حاصل از فروریزی سازه متروپل آبادان رامردمش برسرو روی خود میزنند. فردا همان مردم همچون جنایت "سینما رکس" آبادان که در درهای بسته سینما رخ داده بود، اردوی پُرشمارکاردرجامعه ما بیدارند و غم نان، آنان را از پایِ دویدن باز نمی دارد. به یاری آنان بشتابیم و صدای بی صدایان باشیم؛ برگ و برگ این ویژه نامه افشاء گر، چنین خواستی را ازیکایک خواننده گان اش می طلبد!

امیر جواهری لنگرودی/ دیگه تمومه ماجرا! (بخش اول)
حاصل کلام آنکه : مرتجعان اسلامی حاکم چنین تصور کرده و می‌کنند که با کشتن، تهاجم شبانه و دستگیری، شکنجه و زور می‌توانند مقاومت و مبارزه را درهم بشکنند و ایران را به سرزمین سوخته بدل سازند. زهی خیال باطل. منطق همارۀ ستم دیدگان و استثمار شوندگان، در سراسر تاریخ مبارزۀ طبقاتی، مقاومت ومبارزه تا پیروزی است. چنین بوده و هست تاریخ بشر تا به امروز. رژیم چپاولگر سرمایه‌داری اسلامی و همۀ کارگزاران نظام، حلقه به حلقه و روز به روز،ناظر قدرت همگرایی وسیع جنبش‌های کارگری، معلمان، زنان، پرستاران و بهیاران، بازنشستگان، دانشجویان، گرسنگان و لشکرعظیم بیکاران و نیروهای حاشیۀ تولید و کودکان کار، جانبداران محیط زیست و دستفروشان و زنان سرپرست خانواده، اندیشه ورزان عرصۀ قلم و پیکار و روستائیان زحمتکش جان به لب رسیده... محاصره شده و با این سطح دستگیری‌ها، آتش خشم این جنبش‌ها شعله‌ورتر خواهد کرد. همبستگی جهانی با جنبش کارگری ایران ودیگرجنبش‌های اجتماعی، سیمای نوینی به مبارزۀ مردم ایران علیه حاکمان مرتجع داده است و شعار «زندانی سیاسی به همت توده‌ها، آزاد باید گردد»، به فریاد بلند زنان و مردان مبارز جامعۀ ایران تبدیل شده است. هیچ نیرویی با بگیر و ببندهایش نمی‌تواند جلو این توفان برخاسته و سهمگین از پائین، از کف خیابان‌ها، از کارخانه‌ها، جاده‌های خاکی و حاشیه‌ها را سد کن؛ « دیگه تمومه ماجرا » ! یا ما سرخصم را بگوبیم به سنگ یا او سر ما به دار سازد آونگ ! جمعه ۳۰ ارديبهشت ۱۴۰۱ برابر با ۲۰ می ۲۰۲۲

امیر جواهری لنگرودی / هالۀ نور نیز به یاری حمید نوری (عباسی) نیامد! حمید نوری زبونانه در تقلای محال!
من برآنم: جنبش دادخواهی،قائم به فرد، حزب و سازمان و گروه خاصی نیست و قائم به ذات اش است وبر شانه های تک تک فعالین سیاسی دادخواه و خانواده آنان حمل شده تا به اینجا رسیده است! اساس دادخواهی بربنیاد حقیقت تعریف میگردد. دادخواهی همین است! هم صدا شدن با مادران، پدران، همسران و فرزندان همه‌ی ایرانیان جانفشان خفته درخاوران‌های ایران، بدون گره زدن نامِ مبارزان با وام خواهی حقوق بشری اتحادیه‌ی اروپا که نماینده‌اش در جریان مضحکه‌ی نشست قاضی مرگ "ابراهیم رئیسی" برتخت قوۀ اجرایی کشورمان ایران، با نشان حقوق بشری مهمان این جانی و حاکمیت جنایتکار بوده‌اند. باری ما بدون کمترین لغزشی جادۀ پرپیچ و خم سنگلاخ را در مینوردیم و امروز درخواست اشد مجازات از داجنب دادستان ها و وکلای شاکیان و شاهدان، برای حمید نوری جنایتکار، یک پیروزی بزرگ برای تمامیت جنبش دادخواهی مردمان ایران است. برای همگامی آنچه پیشروی ما است، پژواک صدای دادخواهی همۀ مردمان رنج کشیده و دادخواه، به وسعت ایران باشیم!

امیرجواهری لنگرودی / ویژۀ رسول بداقی : محکومیت رسول بداقی باید بی قید و شرط لغو گردد!
یادداشت: به آنانی که هیچ نمی‌گویند! چندان مهم نیست که این شعر را برتولت برشت سروده و یا مارتین نیمولر، هر چه هست حکایتی ست که سال‌ها آن را زیسته‌ایم. مایی که هیچ نمی‌گوییم... در آغاز نازی‌ها، برای گرفتن کمونیست‌ها آمدند من هیچ نگفتم و سکوت کردم، لام تا کام دم نزدم. زیرا من کمونیست نبودم. بعد سراغ سوسیالیست‌ها آمدند، سکوت کردم، زیرا سوسیالیست نبودم. بعد برای گرفتن کارگران و اعضای سندیکا آمدند من چون در شمار آنها نبودم، هیچ نگفتم زیرا من عضو سندیکا نبودم. یهودی‌ها را که هدف گرفتند، بازهم واکنشی از خود نشان ندادم، چون یهودی نبودم. سپس برای گرفتن کاتولیک‌ها آمدند من باز هیچ نگفتم زیرا من پروتستان بودم. سرانجام برای گرفتن من آمدند دیگر کسی برای حرف زدن باقی نمانده بود حالا هیچ کس نبود تا صدایی به اعتراض برآرد! حالا حکایت ماست. که هر روز از پس روز دیگر، یکی را احضار، آن دیگری را بازداشت و به آن سومی دستبند می‌زنند و آن آموزگار چهارمی را از کار بیکار می‌کنند و پنجمی را تبعید و ششمی را در زندان به غل و زنجیر می‌کشند و هفتمی را بعد از سپری کردن دوران زندان وی، به ملی کشی وا می‌دارند تا به روزگاری که فرزند، پدر را نشناسد و... این داستان همچنان ادامه دارد. در پیچ و خم این روز گار پر قیقاج، دقیق فکرکن شاید، فردا نوبت من و تو و ما باشد. زنده یاد فرزاد کمانگر، معلم آزادۀ اعدامی کُرد در بخشی از یادداشت بلندش به نام «بندی بند ۲۰۹» می‌نویسد: «اتاق بازجویی‌مان همان اتاقی بود که راننده‌های شرکت واحد و معلم‌ها بازجویی شده بودند. میز بازجویی همان میزی بود که دانشجوها بر روی آن یادگاری نوشته بودند و تختی که من روی آن می خوابیدم، همان تختی بود که "عمران" جوان بلوچ قبل از اعدام رویش نوشته بود، دلم برای کویر تنگ شده، چشم بندمان هم همان چشم بندی بود که اعضاء کمپین یک میلیون "فریاد خاموش" به چشم داشتند، پس نباید غریبگی کرد و نباید هم دیگر را فراموش کرد، این‌ها همه یک جورهایی آشنایند. این جا همه چون شمایند، راستی، فکرکن شاید فردا نوبت تو باشد...» (۱) یادداشت معلمی که جان بر سر آرمان خویش نهاد، هشدار بی‌مثالی‌ست برای یکایک ما که ضربت فراموش نشدنی بیش از چهار دهه حاکمیت سیاه ضد فرهنگی‌اش را در تمامی عرصه‌های زندگی تجربه کرده‌ایم. من پیشتر هم در فیس بوک درباب صدور حکم ضد انسانی و ابلهانه به رسول بداقی عزیز نوشتم: «چنین حکم ضد انسانی، آغازی‌ست برای شلاق کش کردن همه معلمان کشور ... رسول سر آغاز راه است ... باید راه پیشروی حاکمیت را بست!!» این حکم ضد انسانی باید باطل شود و در مطالبات فرهنگیان کشور در اعتراض روز یکشنبه یازدهم اردیبهشت برابراول ماه مه روزهمبستگی بین المللی طبقۀ کارگر، در سراسر کشور باید بدل به فریاد بلندی گردد و خواستارچنین احکام ضد انسانی گردیم. منبع: ۱) آرش زمانه، یاد نامه زنده یاد فرزاد کمانگر، بندی بند۲۰۹ ، ص۶۱

امیرجواهری لنگرودی: درآستانه اول ماه مه ،روزهمبستگی بین المللی طبقه کارگر- اگر یکی نشویم ؛ یکی، یکی کم می شویم
امسال همچون خبرهای روز شمار سال گذشته نشان می‌دهد: صف مستقل کارگران ، فرهنگیان و با زنشستگان و کشاورزان وهر نیروی مطالبه گر که برای دست یافتن به خواسته خود، دست به اقدام می‌زند - علیرغم داشتن خواسته‌های مشترک (پیرامون آزادی هم طبقه‌ای‌های زندانی بعبارتی آزادی و لغو احکام صادره برای فعالین مطالبه گر- آزادی بی قید و شرط تشکل یابی مستقل- دشواری امنیت شغلی، مسئله همسان سازی، بازگشت برسرکار وجلوگیری ازاخراج ها، مبارزه با کالایی سازی و واگذاری همه ضمایم نیروی کار به دست بخش خصوصی و سپردن حوزه کنترل آنها به دست مافیای پیمانکاران رانت خوار، رودررویی دربرابر تورم نقطه به نقطه و مبارزه برای مزد برابر درمقابل کاربرابر یا دستمزد شایسته- فرصتهای شغلی برابر فارغ ازجنسیت - برخورداری از سلامت و بهداشت رایگان، بیمه همگانی و رایگان و بیمه بیکاری مکفی و تامین بیمه دوران بیکاری و سایر امورمشترک...) همواره جداگانه در سطح شهرها و استان و کشور دست به اقدام می‌زنند و با توجه به فرازهای یاد شده، همچنان زیرچکمۀ سرمایه‌داری حاکم، سرکوب شده، عملا پاسخ نمی‌گیرند. بی هیچ تردیدی هر یک آنان نمی‌توانند بدون همبستگی و جای نگرفتن در پیکرۀ سراسری و واحد و همبستگی فزاینده به نتایج دلخواه خود دست یابند. چه چیزی می‌تواند این مجموعه تحرکات پراکنده را به نتیجۀ قانونمند مبارزۀ مشترک و هدفمند برساند؟ برای من تیتر انتخابی بیش ازهر چیزی این مضمون عمومی جنبش عظیم طبقاتی را با خود دارد «یکی شویم» لازمۀ این یکی شدن در بطن تعریف معنایی «کارگر متشکل همه چیز و کارگر متفرق هیچ چیز» همواره و بیش از اقدامی، پاسخ لازم را به این پرسش اساسی می‌دهد: «این درد مشترک، هرگز جدا جدا درمان نمی‌شود. دشوار زندگی، هرگز برای ما، بی رزم مشترک، آسان نمی‌شود».

امیرجواهری لنگرودی / مقاله ماهنامه ی خط صلح اردیبهشت‌ماه و فرصت‌های برابر برای کارگران، معلمان و دیگر گروه‌های مطالبه‌گر!
قابل یادآوری‌ست که روز شنبه، ۲۷ فروردین ۱۴۰۱ رامین صفرنیا، وکیل رسول بداقی در توییتی اعلام کرد: «موکلش آقای رسول بداقی بابت اجتماع و تبانی به چهار سال حبس و به اتهام فعالیت تبلیغی به یک سال حبس محکوم شده. رسول بداقی هم‌چنین به منع خروج از کشور و منع اقامت در تهران و تمام استان‌های هم‌جوار به مدت دو سال محکوم شده.» این حکم و احکامی از این نوع که حُکام شرع با تسبیه‌انداختن به سان هواسنج سیاسی برای راه‌بستن بر ادامه‌ی مبارزه‌ی معلمان و زنان و دانشجویان و بازنشستگان و کارگران میتراشند، راه به جایی نمی‌برد. باید به سردمداران اطمینان داد که این شیوه‌ی سرکوب در پاسخ به خواست توده‌ی مردم، به ویژه فرهنگیان در هیچ دوره‌ای از تاریخ مشکل‌گشا نبوده. نباید منتظر بمانیم تا زندگی سپیده قلیان، زینب جلالیان، اسماعیل گرامی، هاشم خواستار، اسماعیل عبدی، علیرضا ثقفی و دیگرانی ... که در زندان‌ جان وسلامتیشان در خطر است و عمر با ارزششان در دست حکومت گروگان گرفته شده، به سرنوشت شاهرخ زمانیها، محمد جراحیها و بکتاش آبتین‌ها و مهدی صالحی بدل شود. این بی‌توجهی‌ها همواره در سطح جامعه و افکار عمومی جهان نتیجه‌ی معکوس داده. حکومت نخواهند توانست جنبش فرهنگیان را که ریشه در اراده‌ی آگاهانه و آمیخته به دلیری یک‌میلیون‌وهشتصدوپنجاه‌هزار فرهنگی شاغل و بازنشسته داشته و دارد، در دل جنگ نابرابر اکثریت خاموش توده‌ی فقیر به‌پاخاسته برای زمان طولانی با سرکوب بخشکاند. صدای به‌پاخاستگان ساکت‌شدنی نیست. فعالیت عمومی در هم‌صدایی حول مسائل مشترک می‌تواند این‌گونه احکام را پاره کند و صف مشترک شعار آزادی معلم زندانی و آزادی زندانیان سیاسی و عقیدتی را در کنار باطل اعلام‌داشتن برگ‌های احضار و باطل اعلام‌کردن احکام ضدانسانی صادرشده در دل بی‌شمار مطالبه‌ی بی‌پاسخ‌مانده را هم‌چنان در دستور کار خود قرار دهد. این مجموعه تحرکات تنها و تنها با هم‌فکری و سازمان‌یابی لازم و ضروری امکان متحقق‌شدن و فعلیت‌یافتن دارد. به امید آن‌که امسال شاید فعالیتهای هم‌سو و متشکل در طرح و بیان مطالبات و اعتراضات گروههای گوناگون زحمت‌کشان در جامعه باشیم.

امیرجواهری لنگرودی: یادداشت کارگری هفته به استقبال اول ماه مه ۱۴۰۱ بشتابیم! (بخش پنجم)
در بستر تقابلی که چشم انداز گسترش آن مطرح است، توجه به تنوع شکل‌های اقدام از اهمیت مضاعفی برخوردار است. فعالان و کنشگران جنبش کارگری به همراه دیگر نیروهای مطالبهگر، عملا در هر منطقه با توجه به قدرت سازمان یابی مستقل، برآورد ناشی از توازن قوا و دامنۀ برخوردهای امنیتی، در خصوص گرامیداشت اول ماه مه به شکل‌های متناسب اقدام خواهند کرد. این تناسب می‌تواند شامل توجه و بهره برداری از همزمانی‌های اعتراضی موجود در میان گروه‌های مختلف مطالبه‌گران میدانی در کف خیابان هم باشد. زیرا جبر ناشی از مبارزه برای حق بقا در شرایطی که حاکمیت جز فریب و سرکوب و زمان خریدن ها به عنوان ابزارهای مقابله با جنبش مطالباتی پاسخی ندارد، چاره‌ای نمی‌گذارد جز این که یکشنبۀ اعتراضی بازنشستگان و پنجشنبه‌های اعتراضی فرهنگیان با روزهای اعتراضی سایر گروه‌های مطالبه‌گر پُر شود و همۀ روزهای هفته، روزهای حضور گروه‌های گوناگون در میدان مطالبه‌گری در کف خیابان شود. این یکی از راهکارهای عمومی شدن اعتراضات در کف خیابان است که عملا گرایش به آن از درون جنبش مطالباتی بیرون آمده است؛ راهکاری که اگر در گام اول فضای مساعدی برای هم راهی‌های تصادفی، هماهنگ نشده و برنامه ریزی نشده و غیر رسمی به شکل موازی در کف خیابان فراهم می‌کند در گام بعدی می‌تواند اعتراضات پراکنده را بر پایۀ فصل مشترک‌های موجود گروه‌های مطالبه‌گر سازمایافته تر متحد کند.

امیرجواهری لنگرودی / یادداشت کارگری هفته : به استقبال اول ماه مه ۱۴۰۱ بشتابیم! (بخش چهارم)
در ایران و در جهنم جمهوری اسلامی،میتوان برگزاری مراسم یازدهم اردیبهشت (اول ماه مه) و دوازدهم اردیبهشت (روز معلم) را به وسیلۀ یک رشتۀ سرخی به هم وصل نمود. میتوان این دو روز را به تجلی گاه آگاهی بخش برای همۀ نیروهای مطالبه محور درون جامعه، برای فائق آمدن به سطوح گوناگون دشواریها، با به کارگیری ده‌ها شکل و شمایل جمعی، به شکلی شادی بخش و رزم مشترک، به دور از چشمان گزمگان و عملۀ نظام به نمایش گذاشت. بدین معنی سعی کرد مطالبات مشترک را در تجمع شهرهای گوناگون و یا به شکل‌های مختلف در گرامیداشت این دو روز طرح نمود و به خیابان، کوه، در و دشت و محیط کارگری و خانواده‌های معلمان زندانی برد. یادمان نرود: در ایران تاریخ خونبار مبارزۀ طبقاتی در طی چند دهۀ اخیر دو نظام (شاه و شیخ) نشان داده هنوز آن دشمنی و عداوت پایه‌ای بین دو قطب سرمایه و کار یا صاحبان سرمایه و کارگران مزدی تداوم داشته و دارد. هنوز که هنوز است کارگر، معلم و بازنشستۀ زن و مرد و بیکار امروزی که کارگران دیروزی‌اند، در تمامی لایه‌های کارگران بخش‌های (خدمات، تولیدی و بخش‌های صنعتی) همه و همه مجبورند برای گذران زندگی، نیروی کار خود را در یک یا چند رابطۀ ساده بفروشند و برای بقاء خود تلاش و مبارزۀ متشکل و سازمان‌یافته نمایند.


برای مبارزه خیابان‌ها باید در اختیار و اشغال مردم مطالبه‌گر باشد. مکان مبارزه و انتشار آگاهی خیابان است و این را هم نیروهای متشکل و صنفی و هم توده‌های جان به لب رسیده آزموده و آموخته‌اند. حاکمیت هم با انواع شگردهای بی‌شرمانه سعی در کنترل حضور و اعتراضات خیابانی مردم داد. از بازنگری در قوانین استفاده از سلاح گرفته تا بازداشت‌ها گسترده به بهانه‌ی تجمعات غیر قانونی از معترضین در خیابان‌ها. آینده را هم همین وزن‌کشی خیابانی مردم و حکومت سرکوبگر در کف خیابان ها مشخص خواهد کرد. وقتی خیابان در اختیارواشغال مردم مطالبه‌گرباشد،جایی برای حکومت باقی نخواهد ماند.دراین نبرد نا برابر: یا ما سرخصم را بگوبیم به سنگ / یا او سر ما به دار سازد آونگ !


مجله روز شمار کارگری شماره دو / در برگیرنده روز شماره دو هفته از چهارشنبه۳۱فروردین تا پنجشنبه۱۵اردیبهشت۱۴۰۱برابرپنجشنبه۵ مه ۲۰۲۲ شما می توانید از این آرشیو برای بهره گیری از فرایند مبارزات زنان - معلمان - دانشجویان - کارگران واحد های گوناگون با خبر گردید و لینک این سایت را در اختیار دیگر علاقه مندان به جنبش کارگری ایران و دیگر دوستان خود انتقال دهید ... با احترام / امیرجواهری لنگرودی


اینان هراس شان زیگانگی ماست، باید یکی شویم! باید برای کارکرد عملی آن دست به اقدام زد و با تقویت همگرایی‌های گسترده دست به کار شد. مبارزات جاری در پیگرد تحرکات میدانی و خیابانی، زمینۀ مناسبی برای تحقق سازمانیابی لازم و ضروری است. واقعیت این است که توده عظیم مزد و حقوق بیگران در شرایط کنونی با مشکل پراکندگی مواجه اند و این مسئله خود هشداری است که علی‌رغم ادامه کاری و ازخودگذشتگی و مبارزه مستمر و روزانه و علی‌رغم اعلام همبستگی و همدلی آشکار و واقعی میان فعالان جنبش‌های اجتماعی، بدون یک همکاری جدی و سازمان‌یافته و سراسری در میان تمامی کارگران و زحمت‌کشان، قادر به مقابله با سیاست‌های ضدکارگری حاکمیت سرمایه داری و تغییر شرایط موجود نخواهیم بود. باید تنها با برجسته کردن توقف نیروهای سرکوب ، احضارها - بازداشت و زندان کشاندن ها و اخراج ها و بیکارسازی و حتی تبعید ، همه موانع را در این وجوه دید یا گفت و گیرهای دیگری نیز در این موانع تراشی عمل می کنند ؛ جای دارد که همه این موانع بدون کمترین چشم پوشی به عینه درسطح جنبش بازتاب یابد تا الزامی برای تقویت همگرایی ها درسطح جنبش مطالباتی سال پیشروی در اول ماه مه امسال ۱۴۰۱ بیش از پیش تجلی پرشکوه خود را به نمایش گذارد . چه نیک گفته است، ابوالقاسم لاهوتی: بهر آزاد شدن ، در همۀ روی زمین از چنین ظلم و شقا چارۀ رنجبران، وحدت و تشکیلات است


حکومت جمهوری اسلامی، احضارروزانه‌، بازداشت و زندان فعالان کارگری و اجتماعی را دردستورکارخود دارد. هم صف شدن زندان سیاسی ازفعالانی مانند: اسماعیل عبدی، اسماعیل گرامی، سپیده قلیان، آتنا دائمی، زینب جلالیان، نسرین ستوده، کیومرث سلوکی، عثمان اسماعیلی و محمود صالحی و بیشمارانی دیگر که نام شریف‌شان، فهرست بلند بالایی خواهد بود، نشانه‌ی امنیتی کردن جامعه در دوران انتصابات ریاست جمهوری ۱۴۰۰ است. درجامعه‌ی ما چند رخداد بزرگ اجتماعی وسراسری درجنبش ضد استبدادی ۸۸ و جنبش عظیم توده‌ای دی ۹۶ وتحرک بزرگ مردم درآبان ۹۸ مشروعیت و قدرقدرتی نظام را به چالش کشید، اصطلاحاً شاخ نظام را شکست؛ به دیگرسخن، آنگاه که مردم درخیابان‌ها فریاد کشیدند: «اصلاح‌طلب، اصول‌گرا، دیگه تمومه ماجرا» نظام دریافت که مردم درصدد این هستند که راه پیشروی آنان را تنگ و تنگ‌تر کنند. این شد که حاکمیت نیز، شمشیرازنیام برکشید وبه قتل، احضار، زندان و تبعید فرزندان مردم و سرکوب گسترده‌ی جنبش‌های مطالبه‌گر درسطح جامعه برآمد.


رخداد مرگ دوکارگرجوان معدن کار،درمعدن طزره دامغان ازسلسله معادن چهارگانه البرزشرقی، انگاری همه موجودیت موفقیت آمیزاول ماه مه ، یازده اردیبهشت سال ١۴٠٠ را سیاه وکدرنمود. در ابتدای این یادداشت ، این پرسش اساسی مطرح است : چه عاملی مرگ دو کارگر معدن طزره را در روز تعطیلی اول ماه مه در شرایط جامعه ایران معنی می بخشد ؟ پاسخ اینستکه چرا باید کارگر در روز تعطیلی اول ماه مه، روزهمبستگی بین المللی طبقه کارگر، برسرکارباشند تا جان بسپارند وخانواده و جامعه ای را داغ دارخود سازند؟


تقریبا روزی نیست که صدای زحمتکشان دیروز و معترضان امروز یعنی بازنشستگان سر فراز را در این جا و آن جای جغرافیای اعتراض ایران نشنویم . سیمای آتش زنه بازنشستگان نه فقط دربازنشستگان تامین اجتماعی - نیروی لشکری و کشوری بلکه بازنشستگان کارگری- فرهنگی- فولادی- معدنی وبازنشستگان سخت وزیان آور متجلی است . این نیروها گاها توامان و و گایه بشکل مشخص این جا وآنجا کف خیابان را نه تنها درکلان شهرتهران و یا درسطح استان های آذریایجان - اصفهان - مشهد - شیراز - کرمانشاه - کرمان - اهواز - بلکه درکرج - قم - قزوین - اراک - یزد - رشت - ایلام - خرم آباد - بجنورد- شوش دانیال و هفت تپه - کاشمر - نیشابور- بهشهر مازنداران - نوشهر - شوشتر- اندیمشک - زنجان - دزفول و.... به پیکاربی امان خود درسرما وگرما، برف وباران به نمایش درمی آورند!.


دفتر اعتراضات سال ۱۴۰۰ در پایان سال گذشته با کشاکش جرقه‌های اعتراضی و اعتصاب غذای زندانیان سیاسی زن و مرد در حمایت از اسماعیل عبدی، معلم زندانی، درون زندان‌ها و در نقاط مختلف کشور گشوده شد و با آغاز تعطیلی نوروزی، در روزهای تعطیل، اعتصاب کارگران هفت تپه در شوش و اعتراضات فرهنگیان،بازنشستگان و ضربآهنگ فرارویی به اعتراضات و اعتصاب گسترده‌ی سراسری در اول ماه مه ۱۴۰۰ را در ادامه‌ی «اعتصاب نوروزی آغاز قرن» درون زندان‌ها تشدید کرده است!


سال ۱۴۰۰ را هم «حضرت آقا» با شعار «تولید، پشتیبانی‌ها و مانع‌زدایی‌ها» نامگذاری کرد. این همه آوازها از «حضرت» است! چند سالی است که خامنه‌ای با نامگذاری نوروزی هر سال به زعم خود، خط فعالیت و اهداف آن سال را مشخص می‌کند؛ به‌عنوان مثال سال ۱۳۹۶ با شعار: «اقتصاد مقاومتی ، تولید و اشتغال» و سال بعدتر ۱۳۹۷ را با عنوان سال «حمایت از کالای ایرانی» خواند. سال ۱۳۹۸ را نیز سال «رونق اقتصادی» معرفی کرد و سال ۱۳۹۹ را نیز سال «جهش تولید». اگر از آسمان سنگ شرر و فتنه ببارد، این عجوزکان از قرون و اعصار رها شده، همان می‌نمایند که هرسال در نوترین روز سال بر منجنیق فتنه می‌بارند و مشت بر سندان می‌کوبند تا لاطائلاتی را به نام پیام نوروزی با نامگذاری مهریه‌ی بهبود اقتصادی تحویل مردم دهند و دیگرهیچ.


در مجله‌ی روزشمار کارگری دوهفته‌ای پیش‌روی، افزون بر هفده (۱۷) خبر از فعالیت‌های گروهبندی‌های گوناگون معلمان، عمدتاً آموزشیاران نهضت سوادآموزی را در کنار دیگر گروه‌های معلمان مانند: مربیان پیش دبستانی، معلمان نیروهای رسمی، نیروهای غیر رسمی، نیروهای موظف، نیروهای غیر موظف، معلمان حق‌التدریس، معلمان خرید خدمت، معلمان شاغلِ حق‌ التدریس، حق‌التدریس آزاد، سرباز معلمان، مدرسین طرح امین، مدرسین قرآن، معلمان باز نشسته‌ی حق‌التدریس و... را می‌توانید بخوانید. این همه عنوان و دسته‌بندی کردن معلمان، ناشی از کمبود شدید معلم و ترس از خالی ماندن کلاس‌های درس، خاصه در دوره‌ی همه‌گیری ویروس کُووید ۱۹ است.


در حالی که کمتر از ۵۰ روز تا آغاز سال ۱۴۰۰ باقی مانده است، قلب لایه‌های گوناگون اردوی میلیونی کارگران درباره‌ی تعیین نرخ دستمزد برای سال پیش‌رو، همچنان پُرتپش می‌زند. عقب ماندگی حقوق‌های عقب افتاده از یک سو و مشکلات زندگی و دوران طاقت فرسای کرونایی و بیکاری میلیونی، فروریزی نظام تولید و بحران اقتصادی حاکم برجامعه، از سوی دیگر باعث شده تا این نگرانی هر روز بیشتر از روز گذشته دهن باز کند....


امروز و در دل مرگ آفرینی ویروس کووید ۱۹ در سراسر کشور، بی سیاستی حاکمیت و اعمال سیاست‌های نابخردانه‌ی شخص اول نظام، در مقابل واکسنه کردن جامعه ما شاهد تکانه‌های وسیع و گسترده‌ی اعتراضات سریالی در جای جای کشور طی هفته‌های اخیرهستیم. ازجمله: تحرکات سریالی پرستاران و کارکنان بیمارستان‌ها، دوشنبه‌های کشاورزان اصفهانی، تحرکات سریالی کارگران شهرداری‌ها در برابر پیمانکاران، اعتراضات سریالی کارگران سهام عدالت کشور، اعتصاب کارگران پتروشیمی سنندج، اعتراضات سریالی کارگران راه آهن، اعتراضات سریالی کامیونداران در جای جای کشور، اعتراضات روستائیان به حقابه، تحرکات دور تازه کارگران هپکو، از رمق نیافتادن حرکات کارگران نیشکرهفت تپه، تحرکات سریالی کارگران پالایشگاه‌ها و آغاز حرکات کارگران و کارکنان نفتگر... مجموعه‌ی این اعتراضات رو به گسترش نشانگر آن‌است که نیروهای مطالبه‌گر دریافته‌اند که: «فقط کف خیابون، به دست میاد حقمون» و تداوم اعتراضات در خیابان اسن که پاسخگوی حق آنان در دوران سخت کرونایی‌ست.


روزشمار کارگری هفته طی هفته های گذشته تا به امروز تمامی تحرکات بازنشستگان را بازتاب داده است. گروههایی از بازنشستگان مطالبه گر با همه مشکلات جسمی و کبّرسن، در شرایط کرونایی تا به امروز در بیش از بیست شهر به خیابان آمده اند و بر مطالبات خود تاکید کرده اند و با طرح شعارهایی نظیر «فقط کف خیابان / به دست میاد حق مان!» صراحت داده اند که اعتراضات سریالی را همچنان تا رسیدن به مطالبات شان ادامه خواهند داد. درست به همین دلیل است که برابر برخی گزارش ها، برخوردهای امنیتی و تهدیدات و تلاش های عوامل وابسته به این نیروها برای ایجاد تفرقه در میان بازنشستگان بیشتر شده است. هم سرکوبگران، هم بازنشستگان و هم سایر گروههای هم سرنوشت با بازنشستگان تامین اجتماعی، از ظرفیت هایی که مطالبه گری سریالی و فرصت های همگرایی ایجاد می کند، شناخت کافی دارند.


پرستاری به عنوان یکی از دشوارترین شغل‌ها، بعد از کرونا سخت‌تر هم شده است. پرستاران بمثابه کادر درمان در صف اول مقابله با ویروس کرونا قرار دارند. تصاویر بالا از دل تصاویر اخبار روز شمار کارگری هفته و خبرهای مربوط به پرستاران، ترافیک خبری ویژه‌ای از این نیروی سخت کوش جامعه ما در دوران سخت و پُرتعب کرونایی را نشان می‌دهد. برپایه‌ی گزارشات مندرج در روز شمار هفته، در دوره‌ی اخیر پرستاران به اشکال گوناگونی مانند: تجمع در محیط کار، ارسال نامه‌ی اعتراضی، تهیه‌ی طومار، راه‌اندازی پویشِ «اجرای قانون تعرفه‌گذاری خدمات پرستاری» و اعتراض خیابانی، مشکلات خود را عنوان کرده‌اند، اما علیرغم وعده‌هایی‌که به آنان داده‌اند، مطالبات آنان همچنان بی پاسخ مانده است و مقامات مسئول نظام جمهوری اسلامی، خواسته‌های این نیروی رنج و کار جامعه‌ی ما را خاصه در شرایط کرونایی، بی توجه و تعارف به یکدیگر پاس می دهند تا پاسخ قانع کننده و کاربردی و کارساز به پرستاران آنان نداده باشند.


.... در طول اعتصاب طولانی مدت کارگران نیشکر هفت تپه، مجموعه دیدارها و دخالتگری نمایندگان کمیسیون اصل ۹۰ مجلس، تدارک جلسات مختلف در مجلس اسلامی، تحقیق و تفحص دیوان محاسبات، به‌عنوان بازوی نظارتی و اصلی مجلس اسلامی ، دخالت سازمان بازرسی کل کشور، روشدن پرونده‌ی مفاسد اقتصادی کارگزاران نیشکر هفت تپه (اسدبیگی‌ها و رستمی‌ها و همپاله‌گی‌های آنان) در دستگاه قضایی، جابجایی در سطح مسئولین سازمان خصوصی سازی، کشاندن پای نمایندگان دولت به این موضوع در کنار استاندار خوزستان (غلامرضا شریعتی) و سر انجام دخالتگری «هیئت داوری» نشان داد که سه قوه سیاست گذار (دولت، مجلس و قوه قضایی) همه دست اندرکارند تا این در برهمان پاشنه بچرخد و هیچ گرهی از مشکلات کارگران وا نشود!


درایران و خارج از ایران، بازنشستگان جزء گروههای فراموش شده جامعه مزد و حقوق بگیران هستند. برآنم تاکید بورزم؛ بازنشستگان امروز، کارگران، معلمان و مزدبگیران دیروزند تا نشان بدهم که درشرایط امروزین زندگی شان که باید دوران استراحت و آسوده گی باشد، همچنان درکارند تا به قول و قرارهای لازم خود دست یابند.....


.... در پهنه‌ی رودررویی‌ها از آن‌روز تا کنون، این خیل وسیع جمعیت ۹۹ درصدی جامعه‌ی ما یعنی کارگران، معلمان، پرستاران، سایر مزد بگیران جامعه مانند بازنشستگان کشوری، لشگری و فرهنگی و بازنشستگان «مشاغل سخت و زیان آور» امروز که کارگران و کارمندان دیروزند به همراه خانواده‌هایشان و حتی بیکاران امروز که کارگران دیروزاند، دانشجویان و فارغ التحصیلان، عملاً به دشوارترین شکل ممکن روزگار می‌گذرانند. دشواری زندگی و معیشت این جمعیت میلیونی، امروز در تمامی زمینه‌ها خود را در وضعیت کارگران قراردادی و روزمزد، خاصه کارگران ساختمانی و دست فروشان، زنان سرپرست خانواده که در متروها دستفروشی می‌کنند، باربران و کولبران با بسته شدن خطوط مرزی خطه کردستان و کودکان کار، نیروی وسیع زحمتکشان روستایی و مشکلات تولید آنان... همه و همه خود را نشان داده است. به گونه‌ای که پیگیری گزارش‌های نوشتاری و تصویری آن در سطح شبکه‌های مجازی استخوان خرد می‌کند!....


دادگاه میرعلی اشرف عبدالله پوری‌حسینی، رئیس سابق سازمان خصوصی سازی در دست انجام است. در وارسی کاسبکاران اقتصادی طی یک و دو سال اخیر ما شاهد دادگاه فرمایشی و نمایشی بابک زنجانی با قاضی مقیسه - اکبر طبری، معاون اجرایی سابق حوزه ریاست قوه‌ قضائیه به ریاست قاضی بابایی - دادگاه پرونده هفت تپه اسدبیگی و شرکاء به ریاست قاضی مسعودی مقام و ... دادگاه اخلال ارزی ۶۰ میلیون یورویی و غیره را شاهد بوده ایم. همه این دادگاهها در پیکره بی در و پیکر دستگاه قضایی اسلامی - غیر از مورد زندان بلند مدت تراشیدن برای اکبر طبری که از قول غلامحسین اسماعیلی آمده است :« محکومیت اکبر طبری به ۵۸ سال و ۹ ماه و ۲۰ روز حبس و هزار میلیارد ریال جزای نقدی، در صورت قطعی شدن دادنامه، براساس قانون مجازات اشد ۳۱ سال حبس قابل اجرا است» - بقیه تا به امروز بی نتیجه مانده است . در این میان تنها فعالان معلم - کارگر - زنان - دانشجویان - دبیران کانون نویسندگان و مدافعین محیط زیست و اقلیت های ملی و مذهبی نظیر ( بهائیان و دراویش ) مستوجب مجازات و زندان و در بدترین وضعیت به شلاق کشاندن حق خواهی کارگر شناخته شده پارس خودرو داود رفیعی و مجازات اعدام فعال رسانه ای و مسئول کانال تلگرامی "آمدنیوز"، روح الله زم را شاهدیم.


۷۴ ضربه شلاق برگرده‌ی کارگر اخراجی داود رفیعی؛ این است رأفت و عدالت دستگاه قضایی در حاکمیت ضد کارگری جمهوری اسلامی ایران! انتشار تصویر رد خونین شلاق‌ها بر پشت نحیف کارگر، امروز و در سطح شبکه‌های اجتماعی از داود رفیعی، مرد سال ساخته است. کافی است نام "داود رفیعی" را در گوگل جستجو کنید و آنگاه نفرت مردم را که تاوان این عمل سراسر ننگین و ضد تاریخی نظام در ماه آذر است، را ببینید. از منظر جامعه و جنبش آزادی‌خواهی ایران در داخل و خارج از کشور، این جنایت قرون وسطایی به نشانه‌ی انتقام سخت آمران و عاملان جمهوری اسلامی بر بدن کارگر مبارز پارس خودرو، که تنها به دلیل فعالیت صنفی و در اعتراض به حکم اخراجش صورت گرفته است، نفرت و خشم همگان را برانگیخته است.


مدخل بحث: این پرسش اساسی برای جامعه‌ی کارگری و بیکاران سرگردان ما مطرح است: تکلیف میلیون‌ها نفری که به دلیل رکود اقتصادی از انتهای سال گذشته تا به امروز، گروه گروه بیکار شده‌اند یا خواهند شد، چیست و چه کس و کسانی پاسخگویند؟ دستیابی بدین پاسخ به کنکاش خبرهای روزشمار کارگری هفته انجامید که با هم مروری بدان خواهیم انداخت. ایران امروز به مرحله‌ی سوم پیشرفت اپیدمی کووید ۱۹ رسید و این ویروس همواره در جای جای کشور مرگ می‌آفریند و همین مرگ روزافزون، حاکمیت اسلامی و دولت روحانی را بعد از دوره‌ی طولانی مقاومت مقابل ویروس، سرانجام آنچه از شهر مقدس قم به دیگر شهرها سرازیر شده بود و پذیرش «مرگ حق است» و به هیچ گرفتن زندگی مردم، برآن داشت که در برابر بحران عظیم و فلاکت بار اقتصادی عقب نشینی کنند و به نوعی بعد از وضع برخی جریمه تراشی‌ها و نتیجه نگرفتن از آن، سرانجام مردم را طی بخشنامه‌ای به خانه نشینی وا بدارند.....


آزادی فعالان دستگیرشده و زندانی، بازگشت به کار پانزده تن از کارگران اخراجی و اعلان تعیین تکلیف با اسدبیگی و شرکاء و حدت گرفتن اخبارمربوط به صنعت نیشکرهفت تپه، برآنم داشت کارنامه‌ی طولانی مدت اعتراض و اعتصاب کارگران هفت تپه، از خرداد ماه ۱۳۹۹ به این سو، خاصه در برابر آنچه طی دو ماه مهر و آبان کارگران هفت تپه روزانه به شکل ناباورانه‌ای با آن مواجه بودند را موشکافانه‌تر و بر پایه‌ی مواضع سندیکای نیشکرهفت تپه، به‌مثابه‌ی تشکل پایدار و مستقل در جنبش اتحادیه‌ای ایران - که تبلور مواضع آنان را می‌بایست در کانال تلگرامی سندیکای هفت تپه دنبال کرد – پی‌گیری و مطرح کنم. دراین میان تلاشم برآن‌ست‌که فرایند پیشرفت این مبارزات و تأثیرآن‌را در مقابله با سیاست خصوصی سازی بر کل جنبش کارگری ایران مورد داوری همگانی قرار دهیم.


آنچه در صحنه‌ی عمومی جامعه‌ی ما دیده می‌شود، نشانگر این است که بحران عمومی کشور از فاجعه عبور کرده و به طرف یک چیز عجیب وغریب در حال پیشروی است. اینکه مردم تا کجای کار تحمل کنند و کی و کجا خود را سازمان بدهند، نقشه‌ی پیش روی ماست؛ شاید همچو آبان ماه ، آبانی دیگری از راه برسد. آن روز دیر نیست!


دراین روزهایی که کرونا در داخل ایران و زندان‌های کشور بیداد می‌کند. برای آزادی هر کارگر مطالبه‌جو و فعال اجتماعی و فرهنگی عدالت طلب که حقوق خود را مطالبه می‌کند، آنگاه که بازداشت می‌گردد، میلیون‌ها تومان وثیقه می‌گیرند یا وقتی می‌خواهند بر حقوق ناچیز کارگران و کارمندان عادی مالیات ببندند، با طرح دو فوریتی و به سرعت نور آن را تصویب کرده و به مرحله‌ی اجرا می‌رسانند. اما برای صاحبان سرمایه، خواه مالکان خانه‌های خالی باشند و یا حجره‌دارانِ کلان و... چندین دوره بررسی می‌کنند اما در نهایت سعی می‌شود آن را به فراموشی بسپارند. یک نمونه گرانی مسکن مهر، که «گرانی مسکن» همچنان رکورد می‌زند. ایلنا از گزارش اخیر وزارت مسکن و شهرسازی خبر داده که نشان می‌دهد که از ابتدای ۹۷ تا تابستان ۹۹، قیمتِ مسکن حدود ۵۰۰ درصد رشد داشته است؛ محاسبات رسمی نشان از افزایش ۱۱۰ درصدی قیمت مسکن در یک سال گذشته دارد و همه داده‌ها موید عمق فساد موجود است. تناقض آپارات موجود، برای پیشرفت کار خود قانون می‌سازد. مثلاً از منظر اینان، تراکم فروشی قانونی است. میلیون‌ها مترمربع هوای عمومی تهران را می‌فروشند که برج‌ها و مجتمع‌های آنچنانی بسازند و قانونی است ولی حاضر نیستند یک متریا نیم متر زمین در خیابان را در اختیار یک دست فروش قراربدهند و غیرقانونی است. راست هم می‌گویند غیرقانونی است و سدمعبر... به عبارتی تو می‌توانی هزار متر هوا را با پرداخت پول به شهرداری به اشغال خودت در بیاوری.


درباب بحران مسکن؛ اگربخواهیم بی تعارف صحبت کنیم، این کلاف سردرگم نیزبه مانند همه‌ی آنچه که درعرصه‌ی اقتصاد ایران می‌گذرد مافیای خودش را دارد. دولت قانونی را به عنوان مالیات برخانه‌ی خالی تصویب کرده، اما به گفته‌ی دکتر حسین راغفر اقتصاددان، اراده‌ای برای اجرای آن ندارد: «مافیای مسکن در مجلس هم رخنه دارد که این افراد اجازه نمی‌دهند مالیات برخانه‌های خالی به اجرا برسد و به بهانه‌های مختلف دراجرای آن سنگ اندازی می‌کنند». به گفته‌ی راغفرورود بانک‌ها به عرصه‌ی ساخت و ساز ملک به عنوان یک سرمایه گذاری، موجب قفل شدن منابع بانکی شده و همین مسئله و نبود پول یکی از اصلی‌ترین عوامل رکود بازارمسکن است.


بحران مسکن در برابر بساز و بفروش‌های در مقیاس بزرگ و آرشیتکت‌ها و مهندسان سازه‌ای که به دستگاه پول سازی وابستگی تقریباً مطلق دارند، مدام راه حل و نسخه‌ی ناپیچیده می‌پراکنند که ای بابا ما خانه کم داریم و این است علت افزایش قیمت و تب آلودگی بازار مسکن و این درحالی‌ست‌که «حدود دو میلیون و ۵۰۰ هزار واحد مسکونی خالی در کشور وجود دارد، حال اگراین مساکن با وضع مالیات برخانه‌های خالی به درستی ساماندهی شود، می‌توان بازار پرتلاطم مسکن را مدیریت کرد.»


بحران مسکن بدون تغییر ریل اساسی اقتصاد ایران و پایان دادن به سیاست های نئولیبرالی و تاخت و تاز «باز آزاد» و «دست نامرعی» آن، بدون برچیدن بساط حاکمیتی که پاسدار اصلی رویکرد بحران زده کنونی است، بدون درهم شکستن بورژوازی مستغلات و بیرون کشیدن مسکن از بازار دلالی و سوداگری و تبدیل آن به وزنه ای برای احیای اقتصاد و افزایش اشتغال از طریق تولید مسکن اجتماعی، بدون قدرت متشکل بی خانمان ها و بدمسکن ها، اجاره نشین ها در قالب اتحادیه های مستقل نیرومند، نه تنها حل نخواهد شد که سلب مالکیت مسکن گسترده تر، خشن تر و پیامدهای مخرب آن بربافت اجتماعی دامنه دارتر خواهد بود....


بحران کرونا و تعطیلی مراکز آموزشی یا آنلاین شدن این مراکز، غیررسمی‌کاران در حیطه ی آموزش را از امرارمعاش ثابت محروم کرده است؛ دراین شرایط، حقوق معلمان رسمی پرداخت می‌شود اما بسیاری ازنیروی کارشاغل درحوزه ی آموزش ازدریافت دستمزد ودرآمد بازمانده‌اند. مربیان مهدکودک‌ها یکی از این گروه‌ها هستند. با بسته شدن مهدکودک‌ها به خاطر کرونا، چند هزار مربی شغل خود را از دست دادند واین مراکز تا آستانه ی ورشکستگی پیش رفتند. مربیان مهدکودک‌ها به امید اینکه نمایندگان مجلس فکری به حال آن‌ها کنند، مقابل مجلس تجمع کردند. سازمان دهندگان این مجموعه که چندین سال سابقه‌ی کاردارند، خواستار جذب در سیستم آموزش و پرورش هستند؛ آنها از بلاتکلیفی شغلی به ستوه آمده و می گویند: « در حال حاضر جذب ما مربیان در هاله‌ای از ابهام قرار دارد؛ ما کاردیگری به جز تدریس بلد نیستم و با شرایط فعلی، در تامین نان شب خود درمانده‌ایم.»




با همه تلاش‌هایی که فعالان حقوق کودک طی این سال‌ها داشتند و هزینه‌ی بس سخت بیکاری از کار، دستگیری و زندان و تبعید را به جان خریده‌اند، همچنان قانون منع کار کودک درعمل هیچ جایگاهی ندارد و کمترین امیدی به تغییر، در شرایط موجود نیست. مگر اینکه در سلسله اقدام جنبش توده‌ای و با به‌پا خاستن همه‌ی کنشگران اجتماعی، چهره‌ی شهر را از وجود کودکان زباله‌گرد پاک کنیم. تا زمانی که این نشود، مافیای شکم پرست و دست‌های توطئه‌گر، دلالی و واسطه‌گری با سودجویی تمام ازهرمنفذ و سوراخی، آیه و فتوای آیتی نوخاله، سود می‌جویند و به کثیف‌ترین شکل ممکن به دور از چشمان جامعه در نبود رسانه‌های مستقل از کودکان خیابانی وکار، این نیروی برده دارانه، ارزان و خاموش بهره‌کشی خواهند نمود. اما در برابر کارگران شهرداری‌ها، همان‌گونه که پیش‌تر آوردم، هیچ راهی جز ادامه اعتراض و اعتصاب و سازمان‌دهی سریالی اعتراضات به پهنه‌ی محلات شهرها و گره خوردن با مردم پیرامون، ضمن طرح مشکلات خود از وجود پیمانکاران، اتحاد و به‌ هم پیوستگی تحرکاتشان با استفاده از ظرفیت‌های جدید شبکه‌سازی در اینترنت، به هم پیوسته‌شدن ها و با افزایش دامنه‌ی آن، تأثیراعتراضات خود را نیزبیشترازپیش سازند. دست‌یابی به این مهم برای رفتگران زحمتکش در شرایط فعلی ممکن است.


در بستر چنین بده و بستان ناسالمی، کارگران زیادی تحت تأثیر برون‌سپاری‌های بی‌قاعده هستند و مشکلات معیشتی فراوانی دارند. لایه لایه شدن کارگران شهری طی قراردادهای پیمانکاری و مواجهه با پیمانکاران متفاوت، هرچه بیشتر باعث تضییع حقوق کارگران شهرداری‌ها شده است. آیا زمان حذف و خلع ید پیمانکاران نرسیده است؟ امروز کمپین سازمان‌یافته‌ی علیه خصوصی‌سازی، خلع ید بخش خصوصی ناظر بر همین لغو شرکت‌های رانتخوار پیمانکاری، حلقه‌ی جدی رودرویی نیروی کار و سرمایه‌ی جامعه‌ی ما است و که در مبارزات کارگران شهرداری‌ها نیز برای آن باید طرح و نقشه‌ی راهنمایی روزانه سازمان داد. کارگران شهرداری‌ها در پهنه‌ای به وسعت تمام کشور با مشکلات یک‌سان و مطالباتی واحد مواجهند که می‌توانند با اتحاد و به‌هم پیوستگی با استفاده از ظرفیت‌های جدید شبکه‌سازی در اینترنت، به هم پیوسته و اعتراضات خود را وسعت بخشند و با افزایش دامنه‌ی آن تأثیر اعتراضات خود را نیز بیشتر از پیش سازند.


نه فقط فرهنگیان که بازنشستگان، کارگران، کارکنان و حقوق بگیران بخش های مختلف اقتصاد کشور در حمایت و همبستگی با گروههای حداقل بگیر و بی ثبات کار فرهنگیان ذینفع اند، زیرا پاره پاره کردن اشتغال در مشاغل دارای ماهیت مستمر، شکل دادن به لایه های محروم تر مزدی، ایجاد دسته بندی میان فعالان صنفی و جلوگیری از وحدت صنفی آنان برای درهم شکستن هر چه بیشتر مزد و مزایا و برده دارانه تر کردن شرایط اشتغال، نپرداختن دستمزدها و حق بیمه ها شتری است که پشت در همه بخش های اقتصاد کشور و همه مزد و حقوق بگیران خوابیده است.